«

»

چاپ این نوشته

بعد از غدیر از کفار نترسیم، ولی از خدا بترسیم!

فرمود: الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ امروز کافران از دین شما مأیوس شدند، از آنها نگران نباشید و نترسید، از من نگران باشید و بترسید. این جمله را مفسرین مخصوصاً [صاحب‏] تفسیر المیزان خوب معنى کرده و توضیح داده‏اند که معنى جمله «از آنها بر دینتان نترسید از من بر دینتان بترسید» چیست. مقدمه‏اى باید عرض بکنم تا مطلب روشن بشود و ضمناً آن سؤال تاریخى هم حل بشود و آن این است:
چگونگى مشیّت الهى‏
قرآن کریم اولًا یک اصل کلى دارد و آن این است که مى‏گوید همه چیز به مشیت الهى است، هیچ چیزى در عالم واقع نمى‏شود مگر به مشیت الهى. وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ الّا فى کتابٍ مُبینٍ «۱»
 (یا در آیه دیگر: الّا فى کِتابٍ مِنْ قَبْلِ انْ نَبْرَأَها «۲»
) یا: تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ «۳». اما معنى اینکه هر چیزى به مشیت الهى است چیست؟ مشیت الهى آیا یک حقیقتى است که همین جور گزاف و گتره مثل قرعه‏کشى یک چیزى اینجا انتخاب مى‏کند یک چیزى آنجا؟ آیات دیگرى این را توضیح مى‏دهد که مشیت الهى در این جهان سنت و قانون و حسابى دارد، چطور؟ در دو آیه از آیات قرآن با یک اختلاف لطیفى که میان این دو آیه هست این جور مى‏فرماید: انَّ اللَّهَ لایُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى‏ یُغَیِّروا ما بِانْفُسِهِمْ «۴»
 خدا نعمتى را که بر قومى عنایت مى‏فرماید از آنها نمى‏گیرد مگر آنکه قبلًا خود آن مردم خودشان را عوض کرده باشند یعنى از قابلیت و صلاحیت این نعمت خودشان را انداخته باشند، آن وقت است که خدا نعمتش را سلب مى‏کند؛ یعنى اینکه ما مى‏گوییم هر چیزى به مشیت الهى است معنایش این نیست که هیچ چیزى شرط هیچ چیزى نیست؛ ما- که همه چیز به مشیت ماست- براى عالم قانون و قاعده قرار دادیم، سبب و مسبَّب قرار دادیم، شرط و مشروط قرار دادیم؛ نعمتها از جمله «وَ اتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتى» [بى‏حساب نیست.] اى قوم مسلمان! من نعمت خودم را براى شما اتمام کردم به حد تمام، نعمت خودم را به شما ارزانى داشتم، این نعمت آیا در میان شما پایدار است یا ناپایدار؟ یکى از نعمتها اسلام است (وَ اتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتى) آیا این نعمت پایدار است یا ناپایدار؟ آیا آسیب‏پذیر است یا آسیب‏ناپذیر؟ قرآن جواب مى‏دهد: الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِنْ دینِکُمْ از ناحیه خارج و بیرون، از ناحیه دشمنى که به صورت دشمن و کافر است دیگر اسلام آسیبى نمى‏پذیرد، از آنها بیم و نگرانى نیست. از چه نگرانى هست؟ از ناحیه من. یعنى چه از ناحیه من؟ از ناحیه مشیت من. چطور از ناحیه مشیت من؟ من به شما گفته‏ام که من هرگز نعمتى را از مردمى سلب نمى‏کنم مگر اینکه آن مردم خودشان عوض شده و تغییر کرده باشند، پس اى مسلمین! بعد از این هر چشم‏زخمى که به شما بخورد از داخل خود شما خورده است و هر آسیبى که به جامعه اسلامى برسد از داخل جامعه اسلامى مى‏رسد نه از بیرون. بیرون به کمک داخل استفاده مى‏کند. این یک اصل اساسى است: دنیاى اسلام هر آسیبى که دیده است و مى‏بیند تا عصر ما، از داخله خودش است. نگویید از بیرون هم دشمن دارد. من هم قبول دارم که از بیرون دشمن دارد ولى دشمن بیرون از بیرون نمى‏تواند کار بکند، دشمن بیرون هم از داخل کار مى‏کند. این است معنى «وَ اخْشَوْنِ» از من بترسید؛ از من بترسید به اینکه اخلاق و روح و معنویات و ملکات و اعمال شما عوض بشود و من به حکم سنتى که دارم که اگر مردمى از قابلیت و صلاحیت افتادند نعمت را از آنها سلب مى‏کنم این نعمت را از شما خواهم گرفت.
   مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏۲۵، ص: ۱۹۱-۱۹۳
غدیر

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ba%d8%af%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%81%d8%a7%d8%b1-%d9%86%d8%aa%d8%b1%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%8c-%d9%88%d9%84%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%a8/

دیدگاهتان را بنویسید