«

»

چاپ این نوشته

تفاوت زمان ما با زمان طبیعت!

«برخلاف آنچه که ابتدائاً تصور می‌‌‌‌‌شود، ما خیال می‌‌‌‌‌کنیم زمان یک چیز است که همه ما در داخل آن قرار گرفته‌‌‌‌‌ایم؛ درصورتی که این‌‌‌‌‌جور نیست. آن زمانی که فکر می‌‌‌‌‌کنیم همه در داخل آن قرار گرفته‌‌‌‌‌ایم آن زمانِ ما نیست.
زمانی که ما روی آن حساب می‌‌‌‌‌کنیم، ساعات و دقایق و هفته‌‌‌‌‌ها و ماهها و سالها را حساب می‌‌‌‌‌کنیم، آن، زمان ما نیست، زمان این زمین است. زمان ما یک حقیقتی است متحد با وجود خود ما، جزء وجود ماست. زمانِ ما، زمان وجود ما از خود ما منفک و جدا نیست؛ چیزی که هست ما این زمان را که مقدار و اندازه دارد با زمان زمین حساب می‌‌‌‌‌کنیم، با آن تطبیق می‌‌‌‌‌کنیم، بعد خیال می‌‌‌‌‌کنیم زمان یک چیز است و همه ما در آن قرار گرفته‌‌‌‌‌ایم. نه، زمان من یک چیز است، زمان شما یک چیز دیگر است یعنی مخصوص خودتان است؛ همین‌‌‌‌‌طور که قد شما که مثلًا صد و شصت سانتیمتر است، این کمّیت و مقدار مال شماست و قد من که صد و هشتاد سانتیمتر است، کمّیت و مقداری است مخصوصِ من. شما یک قد و یک اندازه دارید، من هم یک قد و یک اندازه مخصوص به خود. (حالا اینها برابر با یکدیگر باشند یا نباشند»

آزادی معنوی، مبحث عبادت و دعا ص ۴

«شما چون وجودتان یک وجود متحرک و سیال و متغیر است، یک زمان در درون خودتان دارید، من هم یک زمان در درون خودم دارم، آن گل هم یک زمان در درون خودش دارد، آن درخت هم یک زمان در درون خودش دارد، این سنگ هم یک زمان در درون خودش دارد؛ و زمانی که در درون هر چیزی هست عین وجود آن چیز است.»

این جملات که نقل کردیم بیشتر شبیه جملات فیزیک دانان در مورد زمان و عمر و مفهوم آن است و درونمایه فلسفی هم دارد. اما واقعا نسبیت زمان یک حقیقتی است. ما زمان و ساعت و روز و سال و ماه خود را با حرکات خورشید و زمین و ماه محاسبه میکنیم حال آنکه هیچ مشابهتی بین ما و این کرات از نظر عمر و جنس و… وجود ندارد. این برای بیان و فهم عمر خورشید مثلا مناسب است که بگوییم چند دور دور زمین گشته و یا برای زمین همین طور… اما برای بیان عمر ما فقط داریم از یک پدیده طبیعی بصورت قرارداد و عاریتی یا بصورت فرضی و جعلی بهره می بریم که فقط بتوانیم ساعات عمر یک فرد را حساب و بیان کنیم. هیچ مبنای واقعی و منطقی هم ندارد و فقط قراردادی و از سر ناچاری است. چون واقعا آن مربوط به عمر زمین و خورشید است.

اما آیا واقعا نمیتوان برای عمر انسان یک ملاک انسانی یافت که بگوییم در این معیار انسان این مقدار عمر می کند؟ استاد می‌گوید این بستگی به خود فرد دارد که زمانش را چطور بگذراند. چون زمان هم کس متعلق به خود او و در اختیار خودش است. پس با این حساب اصلا ما پدیده واحد و یک شکلی به نام زمان نداریم. به تعداد تک تک موجودات ما زمان های متفاوت داریم.

حال این گزاره ها در مورد عمر و زمان شخصی هر کس، چه مطالبی را در ادبیات دینی و انسانی می تواند توضیح دهد؟

احیای شب قدر که می تواند بهتر از هزار ماه گردد

زمان پس از مرگ که گاهی یک روزش ۵۰ هزارسال است

زمان در خواب ما که گاهی کوتاه و گاهی چندین روز است

مساله طول عمر امام زمان

مساله طول و عرض زندگی انسان

زمان که گاهی برای ما دیر و گاهی زود میگذرد

منطق زمانی الم و لذت

برکت عمر

…..

خوشحال می شویم اگر مخاطبین عزیز بتوانند در مورد این موضوعات بر این مبنا مطلبی به ما معرفی کنند یا نظری ارسال نمایند. چون واقعا موضوع بکر و بدیعی است اما میتواند تحولات شگرفی در اندیشه ما ایجاد کند.

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d8%aa/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*