«

»

چاپ این نوشته

شبهه ای مهم در مورد نعمت ها و نقمت ها

سوالی کرده اند: چرا در کشور ما که کشور اسلامی است، وقتی باران نمی آید و خشکسالی است روحانیون می گویند بخاطر گناهان است؛ اما کشور کانادا که اصلا مسلمان نیست چرا این قدر در آن باران می آید؟ در حالی که آنجا بیشتر گناه و ظلم و ستم انجام می شود. چرا خداوند برکات خود را به کشورهای کافر و غیراسلامی بیشتر نازل می کند؟…لذا باران ربطی به گناه و نظر عنایت خدا و…. ندارد و یک مساله کاملا طبیعی و مادی است و این سخنان اشتباه است.

جواب: ما در اعتقادات اسلامی هر داده و نداده ای را به سه حالت تفسیر می کنیم. هر نعمت دادن و هر سلب و منع نعمتی توسط خدا سه حالت دارد.
۱-نعمت و پاداش ۲- عذاب و نقمت ۳- امتحان و آزمایش و ابتلا
یعنی هر سه این موارد هم برای نعمت دادن و هم نعمت ندادن ساری و جاری است.
یک کمی این مطلب را شفاف تر بگوییم:
الف) یک بار که خدا یک نعمتی مثل باران خوب بر ما می باراند: ۱- یا پاداش خداوند بخاطر اعمال خوب مردم است و صد در صد نعمت قرین سعادت و خوشبختی است
۲- یا خداوند می خواهد قوم را با این باران عذاب کند: یا خود باران زیاد ببارد و باعث یک مصیبت و حادثه طبیعی گردد مثل سیل یا نابودی محصول یا …/ یا اینکه سنت استدراج و املا اتفاق می افتد و قرار است نعمت در این قوم فراوان شود و طغیان کنند و عاقبت به شر شوند.
۳-یا این که خداوند قصد امتحان یک قوم را دارد. یعنی صرفا بخاطر ابتلای مردم به نعمت های فراوان دنیوی را بر آنان نازل می کنند، برای اینکه ببیند مردم آیا مردم شکر می کنند یا کفران می کنند. لیبلونی ااشکر ا اکفر.
ب) خداوند یک نعمتی را از یک قوم منع می کند یا می گیرد:
۱- یا این منع نعمت خودش یک نعمت بزرگ است. مثلا خداوند به کسی ماشین نمی دهد چون اگر ماشین داشت فقط با آن کار خلاف می کرد و عاقبت به شر می شد. کسی اگر پولدار شود امنیت او به خطر می افتد. یا اگر برای کسی امکانات گناه فراهم نمی شود این صد در صد به نفع خودش است.
یا مثلا خداوند چیزی را به کسی و ملتی نمی دهد تا خودشان فکر کنند، آن را بسازند و یادبگیرند. تا خودشان تولید کنند و پیشرفت کنند و پیشرفت کند.
۲- یک زمانی خداوند خیری را از کسی می گیرد برای اینکه او را تنبیه و مجازات کند بخاطر اعمال بدی که انجام داده است.
۳- یکبار خداوند چیزی را از کسی محروم و منع می کند برای اینکه در جزع و فزع کردن او را امتحان کند.
این که دقیقا این اعطا یا منع، با منشا کدامیک از تفاسیر بالاست، اصلا در حد و اندازه علم ما نیست و برای فهم آن علم لدنی لازم است. ما به راحتی نمی توانیم بدون اتصال مستقیم به علم امام معصوم این را تشخیص دهیم.

مشکل کسی که این ادعا را می کند این است که: فکر می کند هر برخورداری عین نعمت است و هر عدم برخورداری حتما نقمت و بدبختی و عذاب. در حالی که این تفکر اساسا اشتباه است.
حال در این شرایط ما باید چه کار کنیم و چگونه اعطاها و منع ها را، کامیابی ها و ناکامی ها را تفسیر کنیم و با چه نگاهی با آنها روبرو شویم؟
جواب: ما نیازی به فهم دلیل این مساله نداریم. بلکه باید تکلیف خود را در برابر آنها انجام دهیم. ۱- در هر حال شاکر باشیم. چه بر داده ها و چه بر نداده ها. ۲- بر داده ها و نعمات زیاد خوشحال نشویم و بر نداده ها و ازدست دادن ها زیاد ناراحت نشویم. جزع و فزع نکنیم. ۳- در هر حال تلاش به آبادانی و افزایش رفاه و مبارزه با ناکامی ها کنیم. زیرا این طبیعت انسان است که حداکثر تلاش خود را برای از بین بردن مشکلات و رفع فقرها و نداشته ها می کند. خداوند انسان را به عمران و آبادانی زمین امر کرده و از این نظر که زمین و ما فیها را مسخر انسان قرارداد. ۴- به هیچ عنوان به نعمات و امکانات مادی دل نبندیم و سعادت و خوشبختی را از آنها طلب نداشته باشیم و نخواهیم. همیشه خود و ارزش خود را را فراتر از مادیات ببینیم و آنها را در خدمت خود بدانیم و نه خود را در خدمت آنها. هرگز از نقص و کاستی مادیات ناراحت نشویم بلکه تلاش برای بهترکردن آن کنیم. ۵- بدانیم در نهایت هر خوشی و ناخوشی به ما می رسد به اذن خداست و خداوند نسبت به ما آگاه است و بدانیم اگر در راهش باشیم و گام برداریم، جز خیر به ما نمی رساند. اما به شرطی که واقعا تلاش کنیم در راهش.

مساله بعدی اصولا بحث قضا و قدر است. آیا هرچه گیرمان می آید نتیجه اعمال ماست یا اینکه تقدیر خداوند است؟ آیا باران فرقی با پول دارد از نظر دهنده نعمت؟ خیر. اگر بگوییم تقدیر و انعاام بخشی خداوند است باید هر دو باشد و اگر از اعمال و تلاش مادی ما یا مسایل طبیعی است باز هم باید هر دو باشد.
جواب: هر دوی اینهاست. خداوند با تقدیر خود اما از طریق اسباب مادی نعمتی را می دهد و نقمتی را به ما می رساند. چه اراده انسانی در آن دخیل باشد یا اسباب مادی مثل قوانین طبیعت در آن دخیل باشد. هر دو کار و فعل خداست. و هر دو مسایل و اراده های مادی در آن دخالت دارد. ما در استخر اراده الهی شنا می کنیم. از اسباب مادی بهره می بریم که مشکلات را رفع کنیم و از طبیعت تا جایی که اجازه داریم و ظلم نکنیم به آن، استفاده کنیم.
پس چرا دعا کنیم برای باران و نعمات؟ ما حتما حتما دعا را در کنار تلاش های مادی خواهیم داشت، چون می دانیم تلاش مادی گر چه خوب است اما اگر اراده و اذن خدا بر آن قرار نگیرد بی نتیجه خواهد بود یا اگر هم بصورت مادی نتیجه دهد موجب شادکامی نخواهد شد. لذا ما آنچه خیر است از خدا طلب می کنیم و می خواهیم تلاش های ما به بهترین وجه به ثمر بنشیند و خداوند هم در آن خیر قرارداده و به آن برکت دهد.

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/%d8%b4%d8%a8%d9%87%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%b9%d9%85%d8%aa-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%86%d9%82%d9%85%d8%aa-%d9%87%d8%a7/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*