«

»

چاپ این نوشته

شهید مطهری و رویه دیگر تمدّن غرب بخش دوم

استاد از قول متفکری چون گاندی در شرح پیامد تمدّن جدید غرب نوشته است:

(غربی از یک چیز عاجز است و آن تأمل در باطن خویش است. تنها این موضوع برای اثبات پوچی درخشندگی کاذب تمدّن جدید کافی است.)۴۴

رهایی بی قید و شرط انسان از حاکمیت خدا و خودفراموشی این پیامد را داشت که غرب در جنایت و خباثت احساس آزادی کند و در رسیدن به هدف های توسعه طلبانه اش جز خود را به هیچ انگارد.

اندیشه ورانی که از نزدیک شاهد جلوه های تمدّن غرب بوده اند این چهره پنهان مدنیّت را محکوم کرده اند و پرونده وحشت انگیزی از جنایتها آدم کشیها و خسارتهایی که تمدّن اروپا و امریکا به بشریت وارد کرده است به دست داده اند.

مهاتماگاندی که کشورش هند نزدیک به سه قرن در اشغال بریتانیا بود با نمایاندن عملکرد غرب مردم را به تماشای عریان این چهره تمدّن فرا خوانده است. گاندی تاریکیها و تباهی آفرینیهای مدنیّت غرب را در افریقای جنوبی و هند دیده بود.

او در رساله (هند سوارج) از تمدّن جدید به (عیب بزرگ) یاد می کند که تنها هدف زندگی را در امور مادی خلاصه کرده و امور معنوی عشق ایثار و فداکاری در الفبای آن جای ندارد. و اگر از این مفاهیم نامی برده می شود برای فریب دیگران است.

او به روشنی می گوید: چنین تمدّنی دوزخ فرودستان است و این تمدّن از خود غربیان بدتر است; چه که غربیان ذاتا شریر و بدکردار نیستند بلکه بیمار تمدّن خویش هستند. او درباره جنگ جهانی دوم نوشته است:

(جنگ اخیرماهیت شیطانی تمدّنی را که بر اروپای امروز

( ۳۶۶ )

حکمفرماست نشان داده است. کلیه قوانین اخلاقیات عمومی به دست فاتحان و به نام شرافت نقض شده است. هیچ دروغی در صورت لزوم پست و وقیح تلقی نشده است. در پس پرده تمام جنایات انگیزه کاملا مادی آن به چشم می خورد. اروپا مسیحی نیست; بلکه ابلیس را پرستش می کند….)۴۵

غرب با شعار آزادی دموکراسی دفاع از حقوق زنان آبادانی و متمدّن کردن جهان و… به کشورهای ضعیف هجوم برد و غارت جهان سوم را در کام ملّتهای غربی شیرین کرد آن چنان که وجدان عمومی مردم اروپا و آمریکا جز مردمانی اندک و هوشمند نه تنها از جنایتهای ارتش مهاجم احساس تنفر نکردند که آن را برای متمدّن کردن مردمان دیگر لازم شمردند:

(در همان عصری که کاپیتال و مقدمه بر اقتصاد سیاسی و آنتی دورینگ نوشته می شد در یک روز فرانسویان ۴۵ هزار نفر را در ماداگاسکار قتل عام کردند. ارتش فرانسه پس از اعلام رسمی و حتی دعوت اشراف و رجال متعین و خیلی متمدّن فرانسوی به تماشای منظره از نزدیک پایتخت الجزائر را بمباران کرد و سپس اشغال نمود و ملّتی را به اسارت گرفت.)۴۶

در این خوان یغما نه تنها احزاب دموکراتیک و مدّعی آزادی شرکت داشتند که سوسیالیستها و کمونیستها نیز پیشاپیش سرمایه داران حرکت می کردند و همه در چپاول سرمایه های ملّتهای دربند همداستان بودند. تنها اختلاف بر سر تقسیم ثروتهای بادآورده بود. تنازع در آن نبود که این ثروتها از کیست; بلکه کشمکش بر سر آن بود که رژیم سرمایه داری آنها را در اختیار بگیرد و یا رژیم سوسیالیست. بر این اساس استاد مطهری کمونیسم و کاپیتالیسم را دو تیغه یک قیچی می نامید.۴۷ و خمیرمایه اصلی

( ۳۶۷ )

تمدّن غرب را مادی گری و تجاوز طلبی می داند که زیرپرچم آزادی و مدنیّت خود را پنهان کرده است.

غرب بر بنیانی جای پای خود را استوار ساخته که جز به منافع خود به چیزی نمی اندیشد. اگر دیروز بی محابا سرزمین دیگران را اشغال می کرد امروز با تیغ آزادی و مدنیّت مردم را سر می برد. غرب استعمارگر آزادی را برای خود می خواهد نه برای دیگران.

استاد با اشاره به جنایتهای مدعیان حقوق بشر فرانسوی در الجزائر و وحشی گریهای امریکا در ویتنام نوشته است:

(ژرژ بیدو که زمانی خودش رهبر سوسیالیستهای فرانسه بود وقتی که خواستند به الجزائر استقلال بدهند آمد جزو سازمانهای آدمکشی قرار گرفت که چرا به اینها استقلال می دهید….)۴۸

(همانها که روزی علیه اسلام تبلیغ می کردند و انجیل را در دست می گرفتند که این کتاب محبت است امروز… هر روز دهها تن محبت روی ویتنام می ریزند. این همان محبتی است که انجیل به اینها گفته. این محبتها به صورت بمبها و حتی بمبهای ناپالم درآمده است که همین که فرود آمد بچه ها و پیرها و زنها آتش می گیرند….)۴۹

استاد در سخنانی پرشور جنایتهای صهیونیستها در فلسطین را از برنامه های دولتهای غربی می داند که به نام حقوق بشر مسلمانان را قتل عام می کنند و می گوید: دست انگلستان و امریکا در پشت سر یهودیان قرار دارد. و ما مسلمانان برای رسیدن به عزّت دیرینه وظیفه داریم به یاری برادران فلسطینی خود بشتابیم و بانشان دادن غیرت دینی به امریکا و نوچه اش اسرائیل پاسخ دندان شکنی بدهیم. و آنچه غرب را علیه ما جری و بی پروا کرده همین بی تفاوتی و سهل انگاری ملّتها و دولتهای اسلامی است.۵۰

( ۳۶۸ )

ابزارهای ناپسند استعمار برای چیرگی بر مسلمانان: استاد مطهری درجای جای آثار خود نسل معاصر را نسبت به هدفهای جهان خوارانه و راههای نفوذ استعمار درممالک اسلامی هشدار داده است و اکنون نیز این راهها بی کم وکاست از سوی استعمارگران دنبال می شود. از جمله:

۱. تفرقه افکنی: رو در رو قرار دادن مسلمانان با یکدیگر از حربه های کارامد دشمنان اسلام بوده است. که در هر زمان با شیوه ای جدید آن را به کار گرفته اند. آنان با بهره گیری از ناآگاهی و با استفاده از ناسانیهای مذهبی گروه ها و فرقه های اسلامی را به هم بد بین کرده و ایشان را از یاری همدیگر باز می دارند.

اقبال لاهوری از شخصیتهای بزرگ جهان اسلام بود که مبارزه های سیاسی و آگاهی بخشیهای او ضربه های بزرگی به حیثیت اروپا و بریتانیا وارد آورد. در سالهای اوج مبارزه ملّت هند علیه انگلستان درایران شایع می شود که اقبال لاهوری ناصبی و به امام جعفر صادق(ع) توهین کرده است. با این اتهام تلاش می گردد شیعیان ساده ایران و جهان را به این مرد بزرگ بدبین سازند.

استاد مطهری در بررسی این دستاویز دشمنان یادآور می شود: جعفر و صادق مورد نکوهش اقبال امام جعفر صادق(ع) نیست بلکه یکی جعفر بنگالی و دیگری صادق دکنی است. این دو نفر در جریان جنگ مسلمانان با انگلیس با دشمنان اسلام همکاری می کردند و به نهضت اسلامی از پشت خنجر زدند و به رهبران اسلامی و ملی خیانت کردند و در نتیجه استعمار غرب به مدت سیصدسال بر هند چیره شد. دست نشاندگان استعمار برای ترور شخصیت اقبال و بدبین کردن شیعیان و سنّیان به یکدیگر سخنان اقبال را این چنین وارونه جلوه دادند.۵۱

در هنگام جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۳۴۷ه.ش. عالمان شیعه مردم را نسبت به خطر یهود هوشیار ساختند و مردم را تشویق کردند به برادران فلسطینی و لبنانی

( ۳۶۹ )

خود کمک کنند. شهید مطهری دراین راستا با سخنرانیهای روشن گر مردم را به خطر استعمار و اشغال سرزمینهای اسلامی هشدار داد و اعلام کرد: جنایتهای اروپائیان در منطقه بی سابقه است و دست نشاندگان امریکا به زمینهای اشغالی بسنده نکرده و چشم طمع به دیگر سرزمینها دارد. ما وظیفه داریم به برادران مظلوم خود کمک کنیم.

این حرکت فداکارانه احساس همدلی را در میان شیعیان ایران پدید آورد و مردم برای کمک مادی و مبارزاتی به برادران فلسطینی و لبنانی خود اعلان آمادگی کردند.

عوامل استعمار برای خنثی کردن این حرکت اسلامی دست به کار شدند و با پخش شایعه های ویرانگر و متهم کردن شهید مطهری به سنّی گری سعی کردند از تأثیر سخنان استاد در میان مردم بکاهند و این همبستگی اسلامی را به تفرقه تبدیل سازند.

استاد در پاسخ به شایعه های ساواک علیه حسینیه ارشاد که در آن زمان سنگر مبارزاتی او بود می گوید:

(حالا حسینیه ارشاد گنه کار شده است که یک روزی راجع به فلسطینی ها بحث کرده و گفته است: مردم! به فلسطینی ها کمک کنید. یک عده یهودی که جاسوسهای اسرائیل در این مملکت فراوانند… با حسینیه ارشاد کینه برداشته اند و روزی نیست که علیه حسینیه ارشاد شایعه درست نکنند. من از شما هم چیزی نمی خواهم جز این که بگویم چشمتان را بازکنید بدانید عناصر یهود در این مملکت و در همه ممالک اسلامی فراوانند. دست اینها جاسوسها و پول اینها مرتب کار می کند.)۵۲

استاد وحدت و همدلی مسلمانان را از بایسته های حفظ امت اسلامی شمرده و بر این عقیده است که عالمان و روشنفکران مسلمان باید گرد هم آیند و با وحدت و همدلی و همفکری راهکارهای پیوند اسلامی و مبارزه با نقشه های استعمار را بررسی کنند:

( ۳۷۰ )

(مصلحان و دانشمندان روشنفکر اسلامی عصر ما اتحاد و همبستگی ملل و فرق اسلامی را خصوصا در اوضاع و احوال کنونی که دشمن از همه جوانب بدانها هجوم آورده و پیوسته با وسائل مختلف در پی توسعه خلافات کهن و اختراع خلافات نوین است. از ضروری ترین نیازهای اسلامی می دانند….)۵۳

۲. برانگیختن تفاوتهای قومی: ناسیونالیسم در شکل فعلی در جهان در اوائل قرن نوزدهم میلادی در آلمان پیدا شد و واکنشی بود در برابر انقلاب کبیر فرانسه.

این اصطلاح در اندیشه بنیانگذاران غربی; یعنی مردمی که در قالب مرزهای جغرافیایی معین و نژاد و سابقه تاریخی و زبان و فرهنگ ویژه گردآمده اند به عنوان یک واحد تفکیک ناپذیر مشمول منافع و مصالح ویژه ای قرار گیرند و کسانی که این شاخصه را نداشته باشند بیگانه و دشمن باشند.۵۴

این شعار در غرب طرفداران جدی پیدا کرد و درجهان سوم نیز در برهه ای از زمان از آن به عنوان ابزاری برای همبستگی ملّی درمبارزه با بیگانگان استفاده شد.

استعمار با سوار شدن بر این موج فرهنگی و اجتماعیِ سرکش آن را از مسیر خود منحرف ساخت و از آن ابزاری کارآمد در راه پراکندگی ملّتها و نژادها بویژه ملّتهای مسلمان سامان داد و با بزرگ نمایی گذشته ملّتها و مهم شمردن قهرمانان کهن باورها و آیینها و مذهبهای حاکم بر این سرزمینها را تحت الشعاع قرارداد. روشنفکران غرب زده از نخستین مروجان این کالای تحریف شده بودند. در این بازی جدید ایرانیان به تجدید خاطره دوران حکومتهای هخامنشی و ساسانی و عراقیها به تمدّن بابل و مصریها به عصر فینقیها و فراعنه سرگرم شدند و از هر سوژه ملی وسیله ای برای جدائی ملّتها و گسست پیوستگیها فراهم آمد. آن چنان که سید جمال که خود نماد و

( ۳۷۱ )

فریادگر وحدت دینی بود و همه عمرش در این راه سپری شد پس از مرگش مسلمانان در این که او زاده کدام سرزمین است با یکدیگر به جدال برخاستند; غافل از آن که سیّد برای این که هیچ کس او را ویژه خود نکند و سخنانش به هر سو راه یابد خود را فرزند اسلام خواند.

شهید مطهری درباره این ترفند استعمار نوشته است:

(استعمار برای این که اصل (تفرقه بینداز و حکومت کن) را اجرا کند راهی از این بهتر ندید که اقوام و ملل اسلامی را متوجه قومیّت و ملیّت و نژادشان بکند و آنها را سرگرم افتخارات موهوم نماید. به هندی بگوید تو سابقه ات چنین است و چنان. به ترک بگوید نهضت جوانان ترک را ایجاد کن….)۵۵

پیشقراولان استعمار غرب برای جدا کردن ایرانیان از اسلام برنامه های گوناگونی را برای بزرگ نمایاندن آثار به جای مانده از پادشاهان و حکومتهای پیش از اسلام سامان دادند و سعی کردند عظمت اسلام و تمدّن اسلامی را در برابر تمدّن گذشته ایران کم رنگ جلوه دهند. رژیم شاه در این راستا جشنهای پرهزینه ای را در سال ۱۳۵۰ به نام جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ترتیب داد و در سال ۱۳۵۵ در حرکتی شتابزده تاریخ اسلام را به تاریخ واهی شاهنشاهی تغییر داد تا ذهنها و فکرها را از تاریخ هجری دور سازد و به نظامهای شاهنشاهی ارتجاعی پیش از اسلام نزدیک کند.

قلم بمزدها نویسندگان درباری و آلوده هنرمندان بی تعهد روزنامه های وابسته با مقاله ها فیلم نامه ها و نمایشنامه های خود زمینه پذیرش این حرکت ارتجاعی را آماده می ساختند.۵۶

شهید مطهری برای بی اثر کردن این موج تبلیغات و حرکت همه جانبه رژیم وابسته پهلوی به روشن گری پرداخت و با نوشته ها و سخنرانیهای خود در زمینه ماهیت این

( ۳۷۲ ) موج جدید و روابط متقابل اسلام و ایران در بی اثر کردن شگردهای ویران گرانه دشمنان نقش موثری ایفا کرد.

استاد انگیزه اصلی استعمار در این حرکت فرهنگی را جدا کردن مسلمانان از یکدیگر برای چیرگی بی دردسر بر آنان یاد کرده و اتحاد و همبستگی ملّتها و مذاهب اسلامی را مهم ترین راه برای مبارزه با استعمار دانسته است:

(رواج اندیشه قومیّت پرستی و ملیّت پرستی و به اصطلاح ناسیونالیسم که به صورتهای: پان عربیسم پان ایرانیسم پان ترکیسم پان هندوئیسم و غیره در کشورهای اسلامی با وسوسه استعمار تبلیغ شد و هم چنین سیاست تشدید نزاعهای مذهبی شیعه و سنّی و هم چنین قطعه قطعه کردن سرزمین اسلامی به صورت کشورهای کوچک و قهرا رقیب همه برای مبارزه با آن اندیشه ریشه کن کننده استعمار; یعنی اتحاد اسلام بوده و هست.)۵۷

۳. بیگانه کردن مسلمانان با فرهنگ و تمدّن اسلامی: از شگردهای شوم استعمار برای چیرگی بر ملّتها بیگانه کردن آنان با فرهنگ و میراثهای ارزشمند گذشته شان بوده و هست. استعمارگران با به کار گرفتن تاریخ نگاران جامعه شناسان جغرافی دانان خاورشناسان هنرمندان و… تلاش ورزیدند این ذهنیت را در جامعه های تحت نفوذ خود به وجود بیاورند که تاریخ و فرهنگ کنونی آنان که بازمانده نیاکانشان است چیزی جز توحّش و عقب ماندگی به بار نیاورده و چیزی که بتوان بدان افتخار کنند در دست شان نیست. اگر ملّتها بخواهند به مدنیّت و پیشرفت برسند بایستی به فرهنگ غربی دست یابند پذیرای فرهنگ و زبان آن دیار باشند. هر کس که فراورده های مادی و صنعتی آنان را بیش تر مصرف کند متمدّن تر است.۵۸

( ۳۷۳ )

زیرا تا ملّتی نخست از خود بیگانه نگردد و فریفته فرهنگ و صنعت غربیان نگردد و نسبت به دین و مذهب خود احساس حقارت نکند دشمن نمی تواند در او طمع ورزد و او را بشکند.

(… بی شک در میان انواع گوناگون استعمار خطرناک تر از همه استعمار فرهنگی است مگر ممکن است ملّتی را از نظر سیاسی و اقتصادی استعمار بکنند بدون آن که قبلا او را استعمار فکری نکرده باشند. برای بهره کشی فرد باید شخصیت او را سلب کنند. او را به آنچه که مال خودش است بدبین کنند و در عوض او را شیفته هر آنچه از ناحیه استعمار عرضه می شود بسازند….)۵۹

استعمار به هر کجا پا گذاشت پوچ شماری و هیچ انگاری فرهنگ آن ملّت در صدر کارهایش بود. کارگزاران بریتانیا برای توجیه اشغال هندوستان کتابهای تاریخی هند را تحریف کرده و از دوران حکومتهای هندو مسلمان پیشین با تحقیر و اهانت یاد می کردند.۶۰ از آن جا که مسلمانان با استعمارگران غرب بیش از دیگران به مقابله ومبارزه برمی خاستند هجوم استعمار به فرهنگ اسلامی بیش از دیگر فرهنگها بود. یکی از نایب السلطنه های هند در دوران حکومت بریتانیا بر هند پیش از آغاز مبارزات ضدّ استعماری مسلمانان علیه انگلیس گفته بود:

(اولین هدف ما در این جا باید سرکوب مسلمانان باشد چون مسلمانها به طبیعت حال با ما دشمن هستند; اما هندوها این جور نیستند.)۶۱

در سده اخیر عوامل مزدور و یا رعب زده غرب با زبان و قلم و هنر در صدد پدیدآوری حالتی در مردم بودند تا به آنان بباورانند که بایستی رو به غرب داشته باشند و از آداب و رسوم خود دست بردارند و آنچه مورد پسند غربیان است بپسندند و آنچه را که آنان نمی پسندند نپسندند. کسانی را که آنان دوست می دارند دوست بدارند و آثاری

( ۳۷۴ )

را که آنان با علاقه می خوانند بخوانند. آنچه را آنان در کانون توجه قرار می دهند در کانون توجه قرار دهند. که اینها نشانه زندگی نو و به در آمدن از ارتجاع و تاریکی و گام نهادن در دنیای جدید و روشنایی است!

شگفت این که بی شرمانه این قلم بمزدهای آلوده چنین وانمود می کردند که سیاه بختی مسلمانان و مشرق زمین به خاطر پای بندی آنها به آداب مسلمانی است. برای این که کسی به گذشته برنگردد و از عزت و شوکتی که مسلمانان به برکت و یمن همین فرهنگ داشتند سخنی نگوید به سیاه آلود جلوه دادن گذشته پرداختند و در آثار قلمی خود از روی کینه و حقد فرهنگ و تمدّن اسلامی را زیر پتک هجو قرار دادند و نوشتند:

فرهنگ اسلامی و آنچه از آن به تمدّن اسلامی یاد می شود برای مردم جز شوربختی و رکود چیزی به ارمغان نیاورده است.

ییا برای این که گذشته ننگین و پر از خباثت و جنایت خود را از ذهنها بزدایند تلاش ورزیده اند با تبلیغات خود را صلح طلب و اهل مدارا و تسامح معرفی کنند و اسلام را با گذشته درخشان و تسامح و مدارای بسیار باشکوه خشونت طلب! از این روی نوشتند: در اسلام مسأله ای به نام مدارا و تسامح وجود ندارد و مسلمانان مظهر خشونت و ویرانگری هستند و دین اسلام با شمشیر و خون پیش برده شده است و مسلمانان به هر جا پا نهاده اند آثار با ارزش فرهنگی ملّتها را نابود کرده اند.

از جمله این شایعه در مطبوعات و کتابها راه یافت که در حمله عرب به ایران و مصر کتابخانه های بزرگ و نفیس این سرزمینها به آتش کشیده شد. استاد شهید مطهری همه این حرکتهای به هم پیوسته را از کارهای شیطانی استعمار شمرد و با دلیلهای استوار تاریخی بی پایه بودن ماجرای کتابسوزی ایران و مصر را بر همگان آشکار ساخت و ثابت کرد این تهاجم فرهنگی از برنامه های استعمار غرب برای بد جلوه دادن تمدّن اسلامی ریشه می گیرد. زیرا استعمار برای این که در کارهای سیاسی و اقتصادی

( ۳۷۵ )

موفق شود می بایست نخست به فرهنگ مردم یورش برد و مغزها را مجذوب خود کند تا جایی که آنان را به فرهنگ و مذهب خودی بدبین سازد. و این شایعه نیز ادامه همان برنامه است. نمونه آن این است که شایعه کتابسوزی را انگلیسیها در روزگار اشغال هند در کتابهای درسی گنجانیدند و ایادی انگلیس در ایران همان گفته های واهی بی دلیل و ناروا را برای بدبین کردن نوجوانان به اسلام در کتابهای درسی آوردند:

(استعمار دقیقاً تشخیص داده و تجربه کرده است که فرهنگی که مردم مسلمان به آن تکیه می کنند و ایدئولوژی که به آن می نازند فرهنگ و ایدئولوژی اسلامی است… پس مردم از آن اعتقاد… و حسن ظن باید تخلیه شوند تا آماده ساخته شدن طبق الگوهای غربی گردند. برای بدبین کردن مردم به آن فرهنگ و آن ایدئولوژی و پیام آوران آنها چه از این بهتر که به نسل جدید چنین وانمود شود که مردمی که شما می پندارید رسالت نجات و رهایی و رهبری بشریت به سعادت را داشتند و به این نام به کشورهای دیگر حمله می بردند… خود به وحشی ترین کارها دست زده اند و این هم نمونه اش.)۶۲

استاد مطهری با بررسی پیشینه روانی و تاریخی این ترفند استعمار غرب این مطلب را به دست داده که مسیحیان که از سویی از برتری و اقتدار تمدّن اسلامی آگاه شدند و از دیگر سو از شکست نهایی دنیای مسیحیت از مسلمانان در جنگهای صلیبی کینه به دل داشتند علیه اسلام و مسلمانان جنگ روانی به راه انداختند و آن قدر علیه اسلام و مسلمانان شایعه سازی کردند که گروهی از هوشمندان مسیحی در قرون جدید از این حرکت پلید شرمسار شده اند. کسانی چون جان دیون پورت برای جبران اندکی از این زیان بزرگ کتاب (عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن) را نوشت.

شایعه کتاب سوزی نیز توسط ایادی استعمار پخش شده و در داخل کشور ما به

( ۳۷۶ )

قلم کسانی چون پور داود که وابستگی او به استعمار روشن است به صورت یک حادثه تاریخی در آمده است.

از آن جا که شایعه کتاب سوزی ساخته و پرداخته استعمار بود نقد آن را بر نمی تابید و نمی گذاشت مردم از چند وچون قضیّه آگاه شوند و به ایادی خود در کشورهای زیرسلطه دستور می داد که از هرگونه روشن گری در این باره جلوگیری کنند. از جمله دستگاه امنیتی ایران دستور داشتند که از حرکت روشن گرانه استاد مطهری درباره کتاب سوزی جلوگیری کنند. استاد دراین باره می گوید:

(معمولاً عنوان موضوعاتی که در حسینیه ارشاد بحث می شد روزنامه ها اطلاعیه آن را چاپ می کردند. ولی در بحث کتابسوزی ایران و مصر با آن که اعلان آن به جراید داده شد آن را منتشر نکردند. پس از پرس وجو روشن شد عوامل شاه و ساواک مانع نشر آن شده اند.)۶۳

۴. تز جدایی دین از سیاست: مسأله مهم دیگری که استعمار در انجام آن از دیرباز سرمایه گذاری کرده است دور کردن دین و دینداران از عرصه های سیاسی و اجتماعی است.

نظریه پردازان وابسته به قدرتهای بزرگ به سفارش آنان نوشته و گفتند: دین اگر نیک و به صلاح نیز باشد تنها رابطه فردی انسان و خدا را شکل می دهد و نباید کاری به روابط اجتماعی داشته باشد. مردم بایستی برای برآوردن نیازهای اساسی و کلان زندگی از کارشناسان جدید بهره گیرند و آنان اینان را به دیاری رهنمون خواهند شد که برای زندگی امروز بشر برنامه های دقیق و راهگشا دارد و آن غرب است.

استاد مطهری درسرگذشت سید جمال الدین اسدآبادی یادآور شده: مهم ترین کار سیّد در مبارزه با استعمار تبلیغ همبستگی دین و سیاست بود; چه که سید بر این باور

( ۳۷۷ )

بود: تنها با پیاده کردن پیامهای سیاسی اجتماعی دین می توان با بیگانگان مبارزه کرد و برنامه های آنان را نقش بر آب ساخت:

(او… مردی بود که همبستگی دین و سیاست را تبلیغ کرد و این را… به جامعه اسلامی تفهیم کرد که مسأله جدایی دین از سیاست نیرنگی است که سیاست بازان عالم ساخته اند. در دین بالخصوص دین اسلام سیاست یکی از عزیزترین اجزاء است. و جدا کردن سیاست از اسلام به معنای جدا کردن یکی از عزیزترین اعضاء از پیکر اسلام است.)۶۴

استاد درتأیید تیزبینی و کارکرد سید افزوده کوششهایی که پس از او از سوی استعمار درترویج سکولاریزم به عمل آمد بیش از پیش درستی اندیشه های وی را ثابت کرد. غرب با قطع پیوند دین با اجتماع مهم ترین رسالت دین را از او گرفت و درکشورهای زیر سلطه استعمار کسانی بر سر کار آمدند که مبارزه با نمادهای مذهب و اسلام اجتماعی را در صدر کارهایشان قرار دادند و در نتیجه به جای کسانی مانند: سید جمال ومدرس آتاتورک و رضاخان و داود خان بر مسند قدرت تکیه زدند.

استاد مطهری بر این عقیده است که دشمن برای منزوی کردن دین و زمینه سازی برای جدا کردن آن از سیاست به تجددگرایی افراطی دامن می زند; چه که جامعه بشری همواره با مشکلات ثابت و نوینی روبه روست و هر دسته از گرفتاریها چاره جوییهای

( ۳۷۸ )

سازوار با خود را می طلبد و اسلام برای هر دو نیاز دارای برنامه های غنی و همه جانبه است و این اسلام شناسان و مجتهدان جامع شرایط هستند که با بررسی مسائل و حوادث واقعه باید به پرسشهای نوپیدا پاسخ دهند. ولی بدخواهان بدون توجّه به پاسخهای اساسی و پاسخ گویان و مفسران دین از یک سو با تمام توان از پرورش تفکر سالم و آزادی اندیشه در میان مسلمانان جلوگیری می کنند و تلاش می ورزند ملّتها را عقب نگهدارند و برترویج اسلام پویا و اصیل و همراه با زمان راه می بندند;۶۵ و از دیگر سوی با تبلیغات گسترده وانمود می کنند اسلام پاسخ گوی نیازهای روز نیست و یا می باید در اندیشه های گذشته تجدیدنظر کرد و یا این مطلب که احکام اسلام مربوط به دوران ظهور و گذشته است و بر آوردن نیازهای انسان معاصر قوانین دیگر می طلبد. روی همین برنامه درباره حجاب زن ارث قصاص ربا و… شبهه افکنی می شود.

به نظر استاد فقه شیعه فقهی غنی و کامل است و برای همه پرسشها پاسخی درخور دارد و جامعه اسلامی نیازمند به راه حلهایی از نوع راه حلهای پیشنهادی نوگرایان حتی کسانی مانند محمد عبده در فقه نیست;۶۶ چرا که آن پاسخها بیش تر بدون توجه به فقه اهل بیت تدوین شده است و فقه علوی که از زبان امام صادق(ع) برای ما به یادگار مانده ما را بی پاسخ رها نکرده است.

امروزه برای رویارویی با اسلام اصیل و پویا و به حاشیه راندن آن هر مسأله نوپیدایی زیر عنوان مقتضیات زمان و پسند رایج روز موجّه شمرده می شود:

(مقتضیات زمان مانند آزادی از کلماتی است که مخصوصا در مشرق زمین سرنوشت شومی داشته است و اکنون به شکل یک ابزار استعماری کامل برای درهم کوبیدن فرهنگ اصیل شرق و تحمیل روح غربی درآمده است. چه سفسطه ها که به این نام صورت می گیرد و چه بدبختیها که با این تابلوی قشنگ صورت می گیرد.)۶۷

( ۳۷۹ )

۵. گستراندن فساد و فحشاء: سلامت خانواده و عفت و عصمت زنان و مردان بزرگ ترین سرمایه مسلمانان و مهم ترین مانع بر راه نفوذ استعمار در سرزمینهای اسلامی است. استعمار غرب برای ورود به سرزمینهای اسلامی بسترسازی می کند و به فساد و فحشا دامن می زند.

طرح مسائلی چون فمنیسم و آزادی زنان در کشورهای اسلامی برای دفاع از حقوق زنان انجام نمی گیرد بلکه برای استفاده ابزاری از زن و دامن زدن به هواهای نفسانی جوانان پی گیری می شود. چرا که نسلی که دغدغه آزادی و مسائل اجتماعی دارد و برای استعمار خطرناک است نسل جوان است. رواج سرگرمیهای گوناگون و آزادیهای جنسی سکس ایجاد بلوغ زود رس در این نسل بهترین وسیله ای است برای کشاندن جوانان به وادی بحران جوانی و به فراموشی سپردن نیازهای اساسی آنان. افزون بر آن استفاده ابزاری از زنان در جامعه و دامن زدن به میلها و هوسها بازار مصرف را پررونق می سازد; زیرا زنان در رواج مصرف و پررونق نگهداشتن بازار سرمایه داری و دگرگون کردن روابط اجتماعی نقشی افزون تر از مردان دارند.

استاد شهید از مهم ترین عوامل فروپاشی تمدّن اسلامی اندلس را رواج فرهنگ فساد و بی بندوباری می شمرد. اروپاییان مسیحی با پاشیدن بذر گناه در سرزمین مسلمانان و گسترش وسائل عشرت جوئی و شادخواری ایمان و مردانگی و غیرت دینی مردم مسلمان این سرزمین را سترون کردند و با استفاده از غفلت و بی تفاوتی جوانان یکباره بر آنان هجوم بردند و با نسل کشی و قتل عام گسترده و به راه انداختن جویهای خون مسلمانان را نابود کردند و به حضور آنان در قاره اروپا پایان دادند:

(… نقشه ای که مسیحیان برای تصرف اندلس (اسپانیای فعلی) و بیرون کشیدن آن از دست مسلمین کشیدند این بود: به صورت دوستی و خدمت وسائل عیاشی برای آنها فراهم کردند. باغها و

( ۳۸۰ )

بوستانها وقف ساختن شراب و نوشاندن مسلمین شد. دختران زیبا و طناز در خیابانها به دلربائی و عاشق سازی پرداخته سرگرمیهای شهوانی از هر جهت فراهم شد و روح ایمان و جوانمردی مرد. پس از این جریان بود که توانستند مسلمانان را بی درنگ از دم تیغ بگذرانند. استعمار غرب نیز این برنامه را در قرون اخیر به صورت وقیحی در کشورهای اسلامی اجرا کرد.)۶۸

استاد در افشای برنامه های استعمار درجامعه های اسلامی و ایران پیش از انقلاب اسلامی ابراز می دارد: در پی گسترش کاباره ها رواج فیلمهای مبتذل و تصویرهای هیجان انگیز قهرمان سازیهای ستاره های سینما رواج دادن رمانهای عشقی و جنسی هدفهای استعماری وجود دارد. این لشکر مفسده جو و فسادپراکن زمینه را برای حضور قدرت مندان غربی در کشورهای اسلامی فراهم می کنند; چرا که هیچ چیز برای نابودی غیرت دینی و ملّی و روحیه فتوت و جوانمردی به اندازه فحشاء کاربرد ندارد. کارگزاران غرب برای اغفال ذهن جوانان از غارت منابع مادی و انسانی و بیگانه کردن آنان به عدالت اجتماعی و بی تفاوت کردن آنان نسبت به هجوم اسرائیل به سرزمینهای اسلامی به این مسائل دامن می زنند تا با تخدیر اندیشه نسل نوخاسته و سرگرمیهای رنگارنگ فارغ از هر دردسر به هدفهای شوم و ضد انسانی خود برسند که وقتی خلق و خوی آدمی فاسد شد نه تنها اطلاعات اجتماعی و سیاسی و مجهز شدن به ابزارها و فنون جدید به سود خود و جامعه اش نیست که همان آگاهی و تکنیک به زیان او تمام می شود که; چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا.۶۹

(غالبا در عصر ما این اغراض استعماری است. می خواهند فحشا در میان مردم زیاد شود; چرا که هیچ چیزی برای سست کردن مردانگی مردم به اندازه شیوع فحشا اثر ندارد. شما اگر بخواهید فکر جوانان

( ۳۸۱ )

یک مملکت را از مسائل جدی منصرف کنید… مسائل جدی که منافع استعمار را به خطر می اندازد راهش این است که هر چه دلتان می خواهد مشروب فروشی کنید کاباره زیاد کنید زن هر جائی….)۷۰

استاد شهید در میان استعمارگران غربی امریکا را ام الفساد و خطرناک تر از دیگر رقبایش شمرده است و برنامه های فرهنگی و اجتماعی سردمداران آن را عامل مؤثری برای نابود کردن کرامت و شرافت ملّتها به حساب آورده و با بررسی عملکرد امریکا در جهان وکشورهایی که پذیرای فرهنگ امریکایی شده اند این نتیجه را به دست داده که آنان در هر کجا قدم نهادند فساد و تباهی را به ارمغان آوردند و در سایه آن به برنامه های اقتصادی و نظامی خود جامه عمل پوشاندند:

(امریکاییها یک برنامه عمومی برای فاسد کردن همه دنیا دارند. برنامه شان همین است: فحشا را زیاد کنید خیالتان دیگر از ناحیه مردم راحت باشد.)۷۱

برای ثابت کردن سخنان استاد ضرورت ندارد از منطقه دور شویم. رواج فساد و فحشا و نوارهای مبتذل وگسترش مراکز دانس و رقص و پارتیهای شبانه و باشگاههای فساد و اختلاط دختران و پسران و مراکز قمار و شراب در ایران پیش از انقلاب همه از برنامه های امریکاییها برای فاسد کردن نسل جوان بود.

گزارشهایی که اکنون از شمال عراق می رسد شاهد گویای دیگر است. سرزمینی که روزی درپای بندی به حجاب و پاکیزگی از هر آلودگی و بری بودن از هرگونه هرزگی زبانزد منطقه بود و حتی همسایگی و درآمیختگی اش با ترکیه سبب نشده بود که آلوده شود و از احکام نورانی اسلام روی برگرداند امروز بر اثر حضور مستقیم نیروهای غربی بویژه امریکاییها و فرانسویها در این منطقه چهره بسیار زشتی پیدا کرده و روز به روز بر دامنه آلودگی اش افزوده می شود.

پی نوشت ها:

۴۴. نظام حقوق زن در اسلام شهید مطهری۱۳۷/ صدرا.

۴۵. مهاتماگاندی رومن رولان ترجمه محمد قاضی۴۹/ روزبهان.

۴۶. مجموعه آثار دکتر شریعتی ج۱۶۱/۴.

۴۷. پیرامون انقلاب اسلامی۱۲۴/.

۴۸. خورشید دین هرگز غروب نمی کند شهید مطهری مجموعه آثار ج۴۰۰/۳.

۴۹. آشنایی با قرآن ج۵۸/۴.

۵۰.حماسه حسینی شهید مطهری ج۱۷۲/۲.

۵۱. مجموعه آثار شهید مطهری ج۶۱۰/۱۶ صدرا.

۵۲. همان۶۱۱/.

۵۳. یادنامه علامه امینی مجموعه مقالات۲۳۴/ مقاله: الغدیر و وحدت اسلامی شهید مطهری مؤسسه انجام کتاب.

۵۴. خدمات متقابل ایران و اسلام شهید مطهری ج۱ مجموعه آثار ج۲۶/۱۴ صدرا.

۵۵. همان ۵۵/.

۵۶. نهضت امام خمینی سید حمید روحانی ج۵۲۲/۳ مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

۵۷. نهضتهای صدساله اخیر۳۱/.

۵۸. مجموعه آثار دکتر شریعتی ج۱۶/۴.

۵۹. پیرامون جمهوری اسلامی۱۶۰/.

۶۰. کشف هند جواهر لعل نهرو ترجمه جهانگیر تفضلی ج۱۷۳/۱ امیرکبیر.

۶۱. فرهنگ و تهاجم فرهنگی برگرفته از سخنان مقام معظم رهبری۴۱/. سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی.

۶۲. شش مقاله شهید مطهری۲۶۷/ صدرا.

۶۳. پیرامون انقلاب اسلامی۱۲۳/.

۶۴. پیرامون جمهوری اسلامی شهید مطهری۵۷/ صدرا.

۶۵. مجموعه آثاراستاد شهید مطهری ج۱۹۹/۳.

۶۶. نهضتهای اسلامی درصد ساله اخیر۹۴/ ۹۵.

۶۷. مجموعه آثار شهید مطهری ج۱۸۷/۳.

۶۸. امدادهای غیبی در زندگی بشر۴۵/.

۶۹. پیرامون جمهوری اسلامی۵۵/.

۷۰. آشنایی با قرآن ج۴۹/۴.

۷۱. همان۵۰/.

منبع: منابع مقاله: حوزه :: مرداد و شهریور- مهر و آبان ۱۳۸۰، شماره ۱۰۵ و ۱۰۶، رضوی، سید عباس ؛

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%b7%d9%87%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%87-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%91%d9%86-%d8%ba%d8%b1%d8%a8-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d9%88%d9%85/

1 دیدگاه

  1. saeed

    جای سوال است که چرا در دنیای امروز منشاء و محل پیدایش ابتدایی تقریبا تمامی علوم و پیشرفت های بشری، یونان باستان و غرب معرفی می شود؟! معرفی شدن غرب بعنوان مرکز پیدایش علوم، باعث شده تا آنها خود را یگانه صاحبان و وارثان علم و فناوری، چه در زمان گذشته و چه در زمان حال، در جهان بدانند. که همین موضوع باعث نوعی سلطه گری و انحصار طلبی علمی توسط کشورهای غربی گردیده است. درست است که اسلام بسیار به علم آموزی حتی از غیر مسلمانان تاکید داشته، ولی این موضوع نباید باعث شود علاوه بر علم، فرهنگ های نادرست و خود باختگی را هم به همراه آن بپذیریم. و باید صحت و درستی آنها مورد بررسی قرار گیرد.
    حقیقت آن است که برخلاف چیزی که سال هاست تبلیغ می شود، غرب مرکز پیدایش و گسترش علوم نبوده است. زیرا تقریبا تمام دانشمندان مطرح غربی در دوران باستان از مناطق کوچکی در شرق اروپا یعنی یونان و مقدونیه بوده اند که آن هم بدلیل ارتباط و استفاده علمی از تمدن های شرق بوده است و مابقی پهنه وسیع اروپا مانند: امپراطوری رم، بریتانیا و… فاقد چنین اندیشمندانی در این سطح بوده اند.
    متاسفانه این نگرش به همراه علوم غیر بومی وارد کشور شده و بسیاری از اساتید محترم ما نیز بدون تحقیق کافی آن را پذیرفته اند. بعنوان نمونه استادی شناخته شده در خصوص تاریخچه علم آمار می گفتند که این علم ابتدا در یونان بوجود آمد و آن هم به این شکل که چوپانان یونانی برای شمارش گوسفندان خود از نوعی آمارگیری ابتدایی استفاده می کردند. بنده به این استاد محترم عرض کردم که چرا بر یونان تاکید دارید؟! در صورتی که در طول تاریخ در همه جای دنیا تمامی چوپان ها برای شمارش گوسفندان خود یقینا از یک روش آمارگیری استفاده می کردند. چرا از زحمات و خدمات عظیم علمی کشورهای دیگر، مخصوصا کشورهای مسلمان کمتر سخن گفته می شود؟! در حالی که این مسلمانان بودند که با گسترش علوم مختلف و پیشرفت های علمی خود موجب ایجاد پیشرفت های امروز بشر گردیدند. آیا ترویج این نگرش باعث خودباختگی کشورها و قبول سلطه فکری غرب که به دروغ مدعی ایجاد و گسترش علوم در گذشته و حال می باشند، نیست؟!

دیدگاهتان را بنویسید