«

»

چاپ این نوشته

ضرورت مطالعه کتب شهید مطهری-معمار منتظرین

این مطالب برگزیده هایی از چند سخنرانی حاج آقا معمار منتظرین می باشد:

بعد از سالیان سال که از شهادت این مرد بزرگ (مرحوم شهید مطهّری) می‌گذرد، شخصیّت ایشان هنوز در جامعه‌ی ما تفهیم نشده است و بسیاری از ضرورتهای مطالعه‌ی آثار ایشان و آثاری که می‌تواند داشته باشد، هنوز برای جامعه‌ی ما تبیین نشده است.

یکی از سؤالاتی که امروزه مطرح است این است که ریشه‌ی بحرانهای نسل جوان چیست؟ شاید برای هر انسانی چه جوان و چه پیر بزرگترین بحرانی که مطرح می‌باشد، نداشتن آرامش است. بسیاری از کوششهایی که می کنیم برای تحصیل آرامش است. همه‌ی انسانها با تمام وجود در حال کوشش هستند برای رسیدن به این حالت با عظمت.

مهمترین چیزی که این حالت نا‌آرامی را ایجاد کرده آن روح جستجو‌گری است که خداوند در متن فطرت انسان قرار داده و همه‌ی انسانها برای رسیدن به این حالت بسیار زیبا در حال جستجو هستند و مهمترین چیزی که در وجود انسان می‌تواند آرامش را ایجاد کند شناخت خدای متعال و یاد او و انس با اوست. انسان برای این شناخت، در این مجموعه‌ی اندیشه‌های متّضاد و متعارضی که در اطراف خود می بیند احتیاج به یک سلسله مبانی و به تعبیر بنده چهار‌چوبه‌ی فکری دارد که بر اساس آن چهارچوبه‌ی فکری بتواند نیازمندیهای فکری خودش را پاسخ داده و جواب سؤالاتی که در ارتباط با خود و جهان در درونش مطرح می‌شود را پیدا کند.

چهار چوبه‌ی فکری

می‌توان گفت مهمترین اثری که مطالعه‌ی آثار شهید مطهری دارد این است که به او یک مبنای فکری می‌دهد، استدلالی، منطقی و مبرهن. به صورتی که هم عقل را اغنا کند و هم دل را راضی نماید. و بر اساس آن مبانی و چهارچوبه‌ی فکری، انسان بتواند جواب سؤالاتی را که در اندیشه‌ی او مطرح می‌شود، به راحتی پیدا کند. طبیعتاً بعد از پیدا کردن، آن سؤال نقش بر آب می‌شود. ما اسم این حالت را چهار چوبه‌ی فکری می گذاریم. قبل از تحصیل چهار چوبه‌ی فکری، شهید مطهری به تفکّر و اندیشه، ‌یک انسجام و وحدت فکری می بخشد. وحدت فکری همان چیزی است که زمینه‌ی حلّ تعارضات درونی انسان را فراهم آورده و آنها را از بین خواهد برد.

تفکر اسلامی یک سیستم است

منظور از وحدت فکری این است که شهید مطهّری بر اساس مطالعاتی که روی قرآن کریم و تفکّر و فلسفه‌ی اسلامی داشته‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که اسلام یک حقیقت واحد است این حقیقت واحد دارای اجزایی است که به صورت اندام‌وار بهم پیوسته است طوری که هیچ جزیی از این مجموعه قابل تفکیک از یکدیگر نیست اگر شما جزئی از این مجموعه را جدا بکنید به همان اندازه‌ای که آن جزء اهمیت دارد می‌تواند به اجزای دیگر ضربه بزند. ایشان معتقدند که تفکر اسلامی یک سیستم است، یک سیستمی که اگر چنانچه یک چیزی را برداریم و چیز دیگر جای او قرار دهیم کل این سیستم را مختل خواهد کرد. مثلاً وقتی شما فیزیولوژی بدن یک انسان را بررسی می‌کنید، می‌بینید که این اندام وار بودن اعضاء فیزیولوژیک اندام انسان به خوبی مشهود است. در بیرون از وجود انسان، مثلاً در صنعت نیز این مسئله به خوبی روشن است. امروز در رشته هایی مثل کشاورزی و مباحثی مانند بحث اکو سیستم به خوبی این مسئله به اثبات رسیده است که تمام موجودات در صنعت به صورت مجموعه‌ای هستند که هر کدام حلقه ای هستند برای وصل به آن موجود قبل از خود و بعد از خود که اگر این حلقه را از این وسط برداریم به کل این مجموعه اختلال وارد خواهد کرد.

 این مهمترین رمزی است که در آثار شهید مطهری وجود دارد. یعنی اگر چنانچه شما بخواهید امتیاز فکری شهید مطهری را بردیگر عزیزانی که در زمان معاصر، نویسنده بوده و برای تبیین اندیشه های اسلامی زحمت کشیده‌اند و کار کرده‌اند مشخص کنید، این مهمترین امتیاز شهید مطهری است.

رمز جامعیّت شهید مطهری

شهید مطهری معتقد است که در اسلام هیچ چیزی نمی‌تواند جای چیز دیگر را بگیرد. رمز جامعیّت شهید مطهری همین است. اگر شما می بینید مرحوم شهید مطهری هم «داستان راستان» نوشته‌اند و هم «خدمات متقابل اسلام و ایران» و هم «مسئله‌ی حجاب» و هم «اصول فلسفه و رئالیسم»، دلیلش این است که معتقدند اسلام یک دینی جامع است، برای هر بعدی از ابعاد وجودی انسان حرف تازه‌ای دارد و برای شکوفایی استعدادهایی مختلف انسان راه را ارائه می‌کند.

شهید مطهری در مجموعه‌ی تفکری که ارائه می کند معتقد است انسان موجودی است دارای دو بُعد. یکی بُعد جسمی و دیگری بُعد روحی. اگر ما نیاز‌های جسمی را ببینیم و به نیازهای روحی توجه نکنیم نیمی از شخصیت انسان را نادیده گرفته‌ایم و اگر بعد روحی را ببینیم و به بعد جسمی توجه نکنیم باز همین اشتباه را مرتکب شده‌ایم و لذا چون اسلام دارای جامعیت است انسانی را هم که اسلام پرورش می‌دهد باید از این جامعیت بر خوردار باشد یعنی هم از لحاظ فکری باید به مرحله‌ی رشد رسیده باشد و هم از جهت عاطفی به مرحله‌ی رشد رسیده باشد و هم از جهت جسمی(۱) . بعد ایشان اثبات می‌کند که اسلام مطابق انسان است یعنی هیچ چیز در وجود انسان نیست که اسلام راه برای جواب آن چیز نداشته باشد(۲) . اینها هماهنگ هستند. این بینشی بود که از استادشان امام (رضوان الله علیه) گرفته بودند و بر اساس همین بینش ایشان تمام موضوعاتی را که ما امروز در شرایط کنونی به آن احتیاج داریم (البته کلیاتش) را که باید بینش اسلامی درباره‌ی آن موضوع مشخص شود تبیین کرده‌اند و اگر فرصت می دادند و حیات ایشان ادامه پیدا می کرد بخش های دیگری را که ناقص مانده بود تکمیل می کردند و و حالا ما انشاء الله باید ادامه دهیم.

در تفکر اسلامی نماز شب جای جهاد را نمی‌تواند بگیرد. جهاد جای مطالعه را نمی‌تواند بگیرد مطالعه جای ازدواج را نمی‌تواند بگیرد ازدواج جای تحصیل و تحقیق و کار در جامعه‌ی دانشگاهی را نمی‌تواند بگیرد و دانشگاه نمی‌تواند جای حوزه را بگیرد و همین طور به جلو بروید و هر چیزی در جای خودش.

آن بینش شاخص شهید مطهری همین بینش است و همین است که در کتاب عدل الهی(۳) این مسئله را مطرح می کنند: «اینجانب سؤالات زیادی در مورد مجموعه‌ی تفکر اسلامی برایم مطرح بود و همین طور ادامه داشت تا زمانی که فهمیدم تمام هستی به صورت یک وحدت اندام‌وار و یک سیستم به هم پیوسته‌ای است که هیچ چیز نمی‌تواند جای چیز دیگر را بگیرد مجموعه سؤالاتی که در ذهن من بود نقش بر آب شد و پس از آن بر اساس همان طرح فکری جواب سؤالات خودم را پیدا می‌کردم».

جامعیت آثار شهید مطهری

 بر همین مبناست که شما در آثار شهید مطهری هم داستان راستان و هم خدمات متقابل ایران و اسلام و هم نقد فیلم محلل را می بینید. شما نمی‌توانید نویسنده‌ای را به ما معرفی کنید که این نویسنده در کنار آثار فلسفی که جزء قوی‌ترین آثار است، داستان راستان نوشته باشد. در کنار داستان راستان مسئله‌ی تاریخ را بررسی کرده باشد.

 ما امروز یکی از مشکلاتی که جامعه‌ی فرهنگی‌مان را تهدید می کند باز گرداندن جامعه به تفکّرات ایران باستان است. باید مواظب این تفکّر باشید پیشنهادی که ریچارد نیکسون داد الآن روی آن کار می‌شود و آن این است که چون ایرانیان از دیر زمان با فرهنگ ایرانی خو داشته‌اند پس بهترین راه مبارزه با فرهنگ اسلامی، جایگزین کردن فرهنگ ایرانی به جای فرهنگ اسلامی است. و در این زمینه کارهایی انجام می‌دهند.

نکته ی اصلی و مهم این مبحث همین است که ارتشبد فردوست در خاطراتش از آن به «شوینیسم شاهنشاهی» تعبیر کرده است(۴).

ارتشبد فردوست یکی از نزدیکترین افراد به محمد رضا پهلوی بود. ایشان می نویسد تنها کسی که در مقابل این خط فکری قد علم کرد و ایستاد، شهید مطهری بود با نوشتن خدمات متقابل اسلام و ایران. به هر حال اگر تفکر اسلامی یک سیستم است همه‌ی آثار شهید مطهری یک سیستم را ارائه می کند «ده‌گفتار» به تنهایی نمی‌تواند آن سیستم را ارائه کند. «داستان راستان» به تنهایی نمی‌تواند این سیستم را ارائه کند.

شیوه‌ی مطالعه‌ی آثار شهید مطهری

خیلی‌ها هستند که آثار شهید مطهری را مطالعه می کنند ولی چون جسته و گریخته مطالعه می‌کنند به این چهار چوبه و این طرح وسیع و این سیستم فکری و آن مطلبی که اثبات می کند تفکر اسلامی اندام‌وار به هم وابسته است، نمی‌توانند دست پیدا کنند.

به عنوان مثال عرض می‌شود شما  کتاب «داستان راستان» را در نظر بگیرید، این در نظر اول یک کتاب ساده‌ای است ولی وقتی دقیق مطالعه می‌کنیم، مشاهده می‌شود که بخشی از نیازهای فرهنگی جامعه را در بحث سیره‌شناسیِ فرهنگی جواب می‌دهد که اصلاً الگوی فرهنگی، در برخورد با معضلات فرهنگی – در محیطی مانند دانشگاه – چگونه باید باشد. همین کتاب می‌شود یک کتاب درسی. قصه های داستان راستان مجموعاً ۱۲۵ قصه است.

 مقدمه‌ی این کتاب را مطالعه کنید، در مقدمه‌ی آن استاد شهید مطهری می نویسند: من این مطالبی که نوشته‌ام بر اساس احتیاج و نیاز جامعه است و تاریخ چاپ کتاب سال ۱۳۳۹ است. شهید مطهری کتاب دیگری نوشته‌اند به نام «انسان و سرنوشت» در مقدمه‌ی این کتاب، ایشان ۲۷ عنوان نقل کرده‌اند به عنوان «علل انحطاط مسلمین». در مقدمه‌ی این کتاب می‌نویسند که:

 بنده مدت ۲۰ سال است که پیرامون علل انحطاط مسلمین در حال تفکر و مطالعه هستم و این موضوع فکر مرا مشغول کرده است که چرا مسلمین با این همه پیشرفت علمی که داشته‌اند، امروز باید این قدر انحطاط داشته باشند؟ ایشان ۲۷ عنوان را مطرح می کنند، تاریخ چاپ کتاب «انسان و سرنوشت» سال ۱۳۴۵ می باشد. یعنی زمانی که مشغول فکر کردن در مورد علل انحطاط مسلمین بوده‌اند، داستان راستان را نوشته‌اند.

وقتی قصه های داستان راستان را تقسیم بندی می‌کنید می بینید این ۱۲۵ قصه دقیقاً به ۲۷ موضوع تقسیم می‌شود! همان موضوعاتی را که در مقدمه‌ی «انسان و سر نوشت»، بُعد فلسفی آن را نگریسته‌اند و مبارزه‌ی فلسفی و کلامی با مسئله‌ی بخت و شانس و با مسئله‌ی بد برداشت کردن از مسئله‌ی قضا و قدر کرده‌اند، در «داستان راستان» با آن برخورد تربیتی کرده‌اند و به وسیله‌ی قصه با خرافات فکری مبارزه کرده‌اند. همان موضوعی را که در داستان راستان به صورت قصه با آن مبارزه کرده‌اند، در «خدمات متقابل اسلام و ایران» سیر تاریخی آن را بررسی کرده‌اند. در کتاب «اصول فلسفه و رئالیسم» در مقاله‌ای پیرامون شانس،  بخت و اقبال بحث کرده‌اند، مسئله را از نظر منطقی و برهانی حل کرده‌اند و همین موضوع را در کتاب «امدادهای غیبی در زندگی بشر» بعد هنری‌اش را بررسی کرده‌اند.

 شما ببینید هر بعدی از این موضوع را یکی از کتابها تفسیر می‌کند.

شروع بحران فکری

وجود مقدس امیر‌المؤمنین در نهج‌البلاغه فرمودند(۵): آیات قرآن بعضی، بعض دیگر را تفسیر می‌کند. قرآن کتاب اسلام و روح تفکر اسلام است و چون خدا احدیّت مطلق را دارد و ذات خدا واحد است صفات خدا هم واحد است و چون صفات خدا واحد است اسلام هم که از علم الهی تنزّل پیدا کرده(۶)، یک مجموعه‌ی واحد است و چون اسلام یک مجموعه‌ی واحد است تفکر اسلامی نیز یک مجموعه‌ی واحد می‌باشد که اگر بخشی از آن را گرفتید و بخشی از آن را رها کردید شروع بحران فکری خواهد بود. مثلاً شما ملاحظه بفرمایید در بحث ارزشها قرآن کریم به چه چیزهایی ارزش می‌دهد.

قرآن کریم به صورت کلی سه ارزش را در جامعه‌ی اسلامی مطرح کرده است:

۱.علم: هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون(۷)

۲.تقوا: إن اکرمکم عند الله اتقیکم(۸)

۳.جهاد فی سبیل الله: فضل الله المجاهدین علی القاعدین أجراً عظیماً(۹)

الآن در دانشگاهها و در بعضی از مراکز دینی این سؤال را مطرح می کنند: ارتباط علم و دین یعنی چه؟ یعنی علم یک بخش است و دین بخش دیگری است(۱۰) و اینها با هم ارتباط دارند! در صورتی که این از نظر قرآن غلط است و این تفکر، تفکر قرآنی نیست. قرآن می‌گوید علم و دین نگویید. علم جزئی از دین است. دین یک حقیقتی است که یکی از اجزائش علم است. دلیلش نیز آیات قرآن است.۷۵۰ آیه در قرآن کریم این مطلب را اثبات کرده است. یکی آیه ی ۲۷ سوره‌ی مبارکه‌ی فاطر است که وقتی خدا دعوت می کند بروید طبیعت را، کوهها و آسمانها را ببینید بلافاصله بعدش می‌گوید: کذلک إنّما یخشی الله من عباده العلماء.

اولاً: قرآن هم علوم طبیعی را رسمیّت بخشیده که اینها علم است.

ثانیاً: اگر کسی طبیعت شناسی داشته باشد طبیعت شناسی‌اش باید او را به خداشناسی برساند.

ثالثاً: طبیعت شناسی موجب آیه‌شناسی است و آیات، علم‌آور و علم موجب خشیت از خدا خواهد شد.

رابعاً: این علم، علم الهی است.

این خیلی مهم است و یک پشتوانه‌ی مهم است برای کسانی که می‌خواهند فیزیک کار کنند، تشریح کار کنند، لیکن علوم مراتبی دارد و عالیترین مرتبه و اشرف علوم، علم فقه است که مربوط به حلال و حرام می‌شود. در هر حال، مثلاً بخشی از جامعه‌ی ما آمدند و علم را گرفتند و جهاد و تقوا را رها کردند، اینها دچار انحراف و اختلال فکری شدند، بخشی آمدند  جهاد را گرفتند و علم و تقوا را رها کردند به اندازه‌ای که علم و تقوا در کنار جهاد اهمیت داشت ضربه زد به خاطر اینکه فاصله گرفتند.

عده‌ای آمدند تقوا را گرفتند وجهاد و علم را رها کردند. کسی که تقوا داشته باشد ولی علم و جهاد نداشته باشد دچار جمود می‌شود. کسی که علم داشته باشد ولی جهاد و تقوا نداشته باشد دچار تند روی می‌شود و تجدد گرایی افراطی پیدا می کند، و کسانی که جهاد داشته باشند ولی علم و تقوا نداشته باشد دچار تشکیلات مبارزات مسلّحانه‌ای می‌شوند مثل سازمان منافقین.

شهید مطهری به این دلیل دارای جامعیت اندیشه است که این سیستم را درک کرده و این سیستم را ارائه می‌کند.

نتیجه‌ای که از این بحث گرفته می‌شود این است که: اگر می‌خواهید روی آثار شهید مطهری کار کنید باید تمام آثار ایشان را دقیقاً مورد مطالعه قرار دهید؛ چون هر کدام از آثار شهید مطهری بخشی از اندیشه‌ی اسلامی را روشن می‌کند. ما امروزه یکی از بهترین کسانی را که می‌توانیم برای ارائه‌ی اسلام استدلالی معرفی کنیم، آن هم به صورتی که هم عقل را اغنا کند و هم دل را راضی، مرحوم شهید مطهری است(۱۱).  ذکر این نکته لازم است که هر سال از کشورهای مختلف من جمله از کشور آلمان، به دلیل اینکه تحقیقات اسلام شناسی در آنجا رو به افزایش است(۱۲) ، عده‌ی زیادی برای مطالعات اسلام شناسی وارد کشور ما می شوند و غالباً با مطالعه‌ی آثار شهید مطهری اسلام را پذیرفته و به دین اسلام تشرّف پیدا کرده‌اند.

آثار شهید مطهری

اگر بخواهیم آثار شهید مطهری را به طور کلی تقسیم بندی کنیم، به چهار قسمت تقسیم می‌شود و کسانی که می‌خواهند آثار ایشان را کار کنند، برای اینکه به آن وحدت فکری دست پیدا کنند، لازمه‌اش این است که این چهار مرحله را طی کنند.

بخش اوّل: بخش داستان است که در همین زمینه کتاب «داستان راستان» باید با همین طرح مطالعه‌ی دقیق شود، قصه‌ها بررسی شود و نکات آنها استخراج شود. یک مجموعه‌ی عملی خوبی است برای زندگی فردی و اجتماعی در حال و آینده.

در همین بخش داستانها، سیره شناسی خود شهید مطهری قابل ملاحظه است برای کسانی که می‌خواهند پزشک شوند، برای کسانی که می‌خواهند در آینده در دانشگاه کار کنند، برای کسانی که می‌خواهند در جامعه ارتباط فرهنگی داشته باشند، حتماً لازم است که، کتاب «پاره ای از خورشید» دقیقاً بررسی شود و نکاتی که شاخه ی فرهنگی دارد مورد عمل قرار گیرد. انشاء‌الله

بخش دوّم: کتابهایی است که متن آنها سخنرانی‌های شهید مطهری است مثل: ده‌گفتار، بیست‌گفتار، آزادی‌معنوی، حماسه‌ی حسینی، سیری در سیره‌ی نبوی و…

شهید مطهری هر موضوعی را که شما می بینید از زوایای مختلف بررسی کرده‌اند، بر اساس ضرورت و نیاز زمان بوده است.

گاهی موضوعی در چهار یا پنج کتاب، تکرار کرده ولی در هر کتاب، بُعد تازه‌ای را استخراج کرده‌اند.

بخش سوّم: بخش آثار قلمی این مرد بزرگ است، مانند: مسئله‌ی حجاب، خدمات متقابل اسلام و ایران و… که در عین حال سطح آنها مقداری بالاتر از کتابهای بخش دوم است.

بخش چهارم: کتب فلسفی و کلامی، مانند: عدل الهی، انسان و سرنوشت، علل گرایش به مادیگری و… که این کتاب از جمله کتابهایی است که خیلی از سؤالات را می‌تواند به صورت عمیق جواب بدهد و راه را برای تحقیقات بیشتر باز کند.

شهید مطهری در کتاب «امامت و رهبری» می نویسند: «برای اینکه مطالب خوب به حافظه سپرده شود، یک بار مطالعه کافی نیست، و لو آنکه حافظه خیلی قوی و نیرومند باشد. حداقل دو بار مطالعه پشت سر هم برای یک حافظه‌ی قوی و بیش از دو بار برای حافظه‌های ضعیف‌تر پشت سر هم لازم است.»(۱۳) و این در مورد آثار ایشان نیز صدق می کند. ولی چون آثار ایشان به شکل یک مجموعه‌ی به هم پیوسته است، شما از اول «داستان راستان» بخوانید تا «اصول فلسفه و روش رئالیسم». وقتی تمام شد، دور دوم مطالعه را شروع کنید. زمانی که مجدداً به سراغ «داستان راستان» رفتید، با اطلاعاتی که از مطالعه‌ی دور اول به دست آورده‌اید، این کتاب را مورد مطالعه قرار می‌دهید. بنا بر این یک حالت خود‌آموزی پیدا می‌کنید و سؤالاتی که برای شما در کتاب «ده‌گفتار» مطرح می‌شود، بسیاری از آن در «آزادی‌معنوی»(۱۴)  جواب داده می‌شود. بعضی از سؤالات در کتاب «سیری در نهج البلاغه» جواب داده شده‌است. و… این سیری که تنظیم شده است به صورتی است که هر سؤالی که برای شما پیدا شد بتوانید حتی‌الامکان جواب آن را در کتابهای بعدی پیدا کنید. انشاء‌الله

از خداوند متعال بخواهید توفیق بدهد که با آثار شهید مطهری واقعاً مأنوس شوید. همان‌طوری که ایشان در باب نهج البلاغه می‌فرمودند: «مرحوم حاج میرزا علی آقای شیرازی (رحمه‌الله‌علیه) با نهج‌البلاغه تنفس می‌کردند»؛ ما هم احتیاج داریم که ابتدا با آثار شهید مطهری تنفس کنیم، تا کم کم به دنیای نهج‌البلاغه و پس از آن – انشاء‌الله – قرآن کریم وارد شویم.

قدرت تجزیه و تحلیل فکری

 اگر با آثار شهید مطهری کار بکنید، اولاً قدرت تجزیه و تحلیل فکری شما تقویت خواهد شد. ثانیاً روحیه‌ی نقادی بسیار عمیقی پیدا خواهید کرد.

خود استاد مطهری قسمت‌های مختلف آثارشان همین طور است. مثلاً خیلی از سؤالات است که شما در صدد جواب بر می‌آیید مثل این سؤال که: خداوند کی عالم را آفرید؟ خیلی‌ها به این سؤال جواب داده‌اند ولی اصل سؤال غلط است. چون «کی» یعنی زمان. زمان در بستر حرکت ایجاد می‌شود و اگر حرکت نباشد زمانی نیز وجود نخواهد داشت. حرکت کی ایجاد می‌شود؟ زمانی که عالم ماده‌ای وجود داشته باشد. به جای اینکه شهید مطهری این سؤال را جواب دهند، با دقت خودِ سؤال را بررسی می‌کند.

پروفسور هشترودی یک ریاضیدان است و شهید مطهری در کتاب «علل گرایش به مادیگری» بعضی از افکار ایشان را نقد کرده‌اند. ایشان می‌گوید: «هیچ چیز مطلقی در جهان وجود ندارد!» می‌خواهد اصل علّیّت مطلق و علّیّت نخستین «خدا» را انکار بکند. شهید مطهری می‌گویند شما که می‌گویید هیچ چیز مطلقی وجود ندارد خود همین قضیه یک مطلق‌گویی است! اگر قبول کنیم که هیچ چیز مطلقی وجود ندارد، همین جمله‌ی شما نباید وجود داشته باشد.

در هر حال مجموعه‌ی آثار شهید مطهری یک نوع تطهیر فکری است از رسوبات فکری مختلفی که در طول زندگی بر اندیشه‌ی ما عارض گردیده است.

•خدای متعال روح آن شهید عزیز سعید را با اولیای طاهرین (علیهم صلوات الله) محشور بگرداند.

•و رهبر بزرگوارمان را در پناه حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) مؤید بدارد.

•اللّهم و عجّل لولیّک الفرج و العافیه و النّصر

ارزشیابی موضوع مطالعه

اصولاً انسان در زندگی روی موضوعاتی باید سرمایه گذاری کند و یا وقتش را صرف نماید که دارای ارزش حیاتی باشند چرا که می‌خواهد گرانبها‌ترین سرمایه‌ی زندگیش را،  که همان وقت است در اختیار آن موضوع قرار دهد.

به همین دلیل باید موضوع مطالعه را مورد ارزشیابی و سنجش قرار دهد. ارزشیابی به این معنا که اهمیت کتابی را که می‌خواهد مطالعه کند، فیلمی را که می‌خواهد تماشا کند و یا جلسه‌ای را که به قصد یادگیری در آن شرکت می‌کند، شناخته و درک کرده باشد و همواره دنبال جواب این پرسش باشد که اگر بخواهم روانشناسی یا جامعه شناسی و یا کتب استاد مطهری و… را مطالعه کنم آیا ارزش سرمایه‌گذاری و صرف وقت را دارد یا نه؟

شناخت ضرورتهای مطالعه‌:

مهمترین مطلبی که می‌تواند اهمیت مطالعه‌ی کتب مرحوم مطهری (ره) را برای ما روشن کند، شناخت ضرورتهای مطالعه‌ی کتب ایشان است. اگر برای ما مشخص شود که به چه دلیل باید کتب استاد مطهری را مطالعه کنیم سرعت چشمگیر و قابل ملاحظه‌ای در مطالعه‌ی آنها خواهیم داشت.

احساس نیاز:

در جامعه‌ی ما افرادی هستند که وقتی ضرورتهای مطالعه‌ی کتب استاد مطهری برای آنان بیان شد در مدت کوتاهی یک دوره کتب استاد را مطالعه نمودند و دلیل آن چیزی نبود به جز احساس نیاز و حرکت برای پاسخگویی به آن.

«علاقه به شیئ مساوی است با نیاز به آن شیئ و رفع علاقه از شیئی مساوی است با رفع نیاز از آن شیئ»(۱۵) . یعنی امکان ندارد انسان رفتاری را انجام دهد الا اینکه به آن رفتار نیاز دارد.

مثلاً: امکان ندارد ما چیزی را دوست داشته باشیم الا اینکه در پشت این دوست داشتن اعلام نیاز می کنیم، یعنی اگر ما دوست داریم عبادت کنیم و نماز بخوانیم به علت نیازی است که همه‌ی ما به دعا و نیایش داریم، اگر دوست داریم کتابی را بخوانیم به این دلیل است که فطرتاً حقیقت طلبیم و به کسب آگاهی نیاز داریم و اگر دوست داریم دیگران ما را مورد مهر و محبت خودشان قرار دهند به این علت است که به دوستی و محبت دیگران نیازمندیم اگر چنانچه از نگاه پرخاشگرانه و کینه توزانه‌ی دیگران احساس ناراحتی می‌کنیم علت آن چیست؟ علت آن عدم نیاز ما به پرخاشگری است و روح ما احساس نیاز نمی‌کند و به همین جهت احساس نیاز به خشونت کرده و نفرت خود را با خشونت ابراز می‌کند. حال اگر ما می‌خواهیم مطالعه‌ی کتب استاد مطهری را توصیه کنیم موضوعی را که باید اثبات کنیم این است که بفهمیم:

«مطالعه‌ی کتب استاد مطهری مورد نیاز ماست».

پس اگر ما احساس کردیم که به کتب استاد مطهری احتیاج داریم علاقه‌ به آنها نیز در وجود ما ایجاد خواهد شد وپس از ایجاد علاقه، شروع به مطالعه خواهیم کرد. حال اگر چنانچه ما علاقه‌ای به مطالعه نداریم نه به این خاطر است که نیاز نداریم بلکه گاهی مواقع نیاز خودمان را نشناخته‌ایم. یعنی احساس نیاز در وجودمان ایجاد نشده است.

 روایتی نقل شده است که در فقه نیز از آن زیاد استفاده می‌شود و آن اینکه: «من احیی أرضاً مواتا فهی له» هر کسی که زمین مرده‌ای را زنده کند صاحب آن است.

شهید مطهری (ره) در کتاب «ده گفتار» می‌فرماید: این أرض فقط زمین عادی نیست، بلکه شخصیت و جوهره‌ی اصلی انسانی نیز به معنای أرض است و کسی که یک شخصیتی را زنده کند صاحب آن می‌شود.

روایت دیگری نیز نقل شده است که: «الناس معادن کمعادن الذهب والفضه». مردم، خود معادنند همچون معادن طلا و نقره.

بعضی از مردم از وجود معادنی در وجود خود اطلاع دارند ولی چگونگی استخراج و استفاده از آن را نمی‌دانند بعضی نیز از وجود چنین منابعی در شخصیت خود بی اطلاعند که علت آن نداشتن شناخت و عدم معرفت است.

پس مهمترین مسئله‌ای که برای ما مطرح می‌شود، شناخت و دریافت ضرورت برای هر گونه مطالعه است  اگر بعضی از افراد احساس می کنند به مطالعه‌ی فیزیک و شیمی و جبر و ریاضیات و… علاقه ای ندارند، نه اینکه احساس نیاز نکنند، بلکه ضرورت مطالعه‌ی اینگونه دروس برای آنها روشن نیست(۱۶).

احساس وظیفه:

گاهی انسان، احساس نیاز به مطالعه نمی‌کند ولی مطالعه را برای خود وظیفه می داند. درسهایی که جوانهای عزیز در دبیرستان می خوانند، احساس نیاز به مطالعه‌ی آن نمی کنند، یعنی هر چقدر مطالعه می کنند متوجه می شوند که ابعاد نیازهای روحیشان برآورده نمی‌شود. معلوم می‌شود، نیاز ندارند. ولی این را به خوبی می‌دانند که اگر می‌خواهند به مراتب عالی دست یابند مقدمتاً باید این کتابها را بخوانند و لذا برایشان وظیفه می‌شود.

 ما باید انشاءالله به عنوان یک انسان مسلمان تمام رفتارهایمان در چهار چوب وظیفه باشد. اگر چنانچه نیازشناسی ما قوی باشد به مرحله‌ی وظیفه‌شناسی نیز خواهیم رسید و کم کم رفتار و اعمال ما بر اساس وظیفه تنظیم می‌شود. اینجاست که اخلاص در وجود انسان محقق خواهد شد.

در اینجا به بیان ضرورتهای مطالعه‌ی کتب استاد شهید مطهری خواهیم پرداخت.

ضرورت‌های مطالعه‌ی کتب استاد شهید مطهری

نیاز به تحصیل چهار چوبه‌ی صحیح برای تفکر، اخلاق و رفتار:

همچنانکه اگر کسی بخواهد ساختمانی را بنا کند احتیاج به یک نقشه دارد، انسان نیز اگر بخواهد از زندگی روزمره‌اش حداکثر استفاده را بکند احتیاج به یک نقشه و به اصطلاح «چهارچوبه‌ی فکری» دارد. و اگر چنانچه این چهارچوبه‌ی فکری را تحصیل نکرده باشد تشخیص بسیاری از مسائل و تمیز بین آنها برای او امکان نخواهد داشت و موجب به وجود آمدن بسیاری از مفاسد فکری و اخلاقی خواهد شد.

یکی از بزرگترین بحرانهایی که برای جوانها در سنین ۱۵ تا ۲۵ سالگی به وجود می‌آید، بحران هویت یا بحران شخصیت است. بدین معنی که شخصیتشان دائماً در حال نوسان است، سیکل روانیشان مدام تغییر می‌کند. یک روز سالم و روز دیگر ناسالمند روزی خوشحال و روز بعد ناراحتند. علت اساسی پیدایش این حالت در جوانها عدم وجود یک شخصیت ثابت در وجود آنهاست.

و علت نداشتن یک شخصیت ثابت، نداشتن یک بینش و چهارچوبه‌ی فکری ثابت است. اولین مطلبی که بینش استاد مطهری برای ما بیان می‌کند، قرار گرفتن اخلاق و رفتار انسان بر اساس توحید است. چهار چوبه‌ای که استاد مطهری به ما عرضه می کنند چهار طرف آن را قرآن، سنّت، عقل و اجماع فرا گرفته است.

وقتی که با بینش استاد مطهری آشنا شدیم و این چهارچوبه‌ی فکری در درون شخصیت ما جای گرفت هر رفتاری که انجام بدهیم، (چه آگاهی داشته باشیم و چه بدون آگاهی باشد) با آن چهارچوبه‌ی فکری و معیارها مطابقت خواهد داشت.

در حال حاضر مسئله‌ی بسیار مهمی که احساس می‌شود در جامعه به وجود آمده، حالت بسیار مضر دلمردگی بسیاری از جوانهاست. در صورتی که اسلام عزیز، مسلمان و مؤمن را با خصیصه‌ی آرامش و شادی و انبساط معرفی می‌کند.

مرحوم شیخ‌الرئیس بوعلی‌سینا در نمط نهم اشارات، می‌گوید: «المؤمن حشٌٌّ بشٌّ». مؤمن همیشه دارای روحیّه‌ای بشّاش و سرحال و شاداب می‌باشد. اگر چنانچه ما مؤمن هستیم باید آثار اطمینانمان به حق تعالی در تمام رفتارهایمان ظاهر شود.

به وجود آمدن تمام این مسائل و مشکلات در زندگی فردی و اجتماعی ما، به خاطر نداشتن چهارچوبه‌ی فکری توحیدی است، حال آنکه اگر ما در زندگی خود، بر طبق نظام فکری توحیدی عمل کنیم، بسیاری از ناراحتی‌های روانی برطرف و زمینه‌ی بسیاری از آنها فراهم نخواهد شد.

یکی از مسائلی که در زندگی مطرح است، مسئله‌ی توکّل است. که در آثار استاد مطهری (ره) نظراً و عملاً با این واژه آشنا خواهیم شد. اگر به صورت جدی مطالعه‌ی کتب ایشان را شروع کنیم، کم‌کم توکّل در زندگی ما جاری خواهد شد. تفکر ما نیز قوی و نظریاتمان نیز دقیق خواهد شد و نورانیتی را در درون خود مشاهده خواهیم کرد، که سابقه‌ی قبلی نداشته است، روی همه‌ی مسائل علامت سؤال قرار داده و به همین راحتی از سر بسیاری از مسائل نخواهیم گذشت.

یکی از بهترین روشهای یک زندگی سالم و صالح، داشتن تفکر سالم است. زندگی استاد شهید مطهری برای ما نمونه‌ی زندگی سالم و صالح است و تمام رفتار و اعمال ایشان چگونگی برخورد با طلّاب، دانشجویان و شاگردان و حتی دوستانشان برای ما الگو است. نقل می کنند که هر وقت ایشان به منزل دوستان و یا شاگردانشان می رفتند باب مزاح و شوخی( البته به صورت صحیح) را باز می کردند در حالیکه دوستانشان رعایت آداب استاد و شاگردی را می کردند. آیه الله مطهری می فرمودند: «تسقط الآداب بین الاحباب» بین دوستان آداب ساقط می‌شود، ما می‌خواهیم از این به بعد به خاطر نداشتن بحث علمی، روابط استادی و شاگردی را کنار بگذاریم، حجابی ایجاد نشود تا بتوانیم صمیمانه با هم برخورد نمائیم.

این برخورد استاد حکایت از تواضع و یک بینش جامع می‌کند، اگر این بینش در اعمال و رفتار ما جاری شود چقدر جلوی ایجاد بیماریهای روحی از قبیل تکبر و حسد و عُجب و… را در شخصیت ما خواهد گرفت همسر ایشان گوشه‌ای از عشق و علاقه و علو همت استاد را بیان نموده‌اند که در ذیل می‌خوانید.

” همان طور که گفتم من بسیار کم سن و سال بودم که به منزل ایشان آمدم، ولی با همه‌ی آن صغر سن، هیچ وقت یادم نمی‌آید که از ایشان ناراحتی و رنجی دیده باشم. بسیار مهربان و با گذشت بودند وبه آسایش و راحتی من و بچه ها اهمیت می دادند. آن قدر با من صمیمی و نزدیک بودند که رنج و ناراحتی مرا نمی توانستند تحمل کنند. یادم هست یک بار برای دیدن دخترم به اصفهان رفته بودم و بعد از چند روز با یکی از دوستانم به تهران برگشتم. نزدیکیهای سحر بود که به خانه رسیدم، وقتی وارد خانه شدم، دیدم همه‌ی بچه ها خواب هستند ولی آقا بیدار است. چای حاضر کرده بودند؛ میوه و شیرینی چیده بودند و منتظر من بودند. دوستم از دیدن این منظره بسیار تعجب کرده بود و گفت: «همه ی روحانیون اینقدر خوب هستند؟» بعد از سلام و علیک، وقتی آقا دیدند بچه ها هنوز خوابند با تأثر به من گفتند: می‌ترسم یک وقت من نباشم و شما از سفر بیایید و کسی نباشد که به استقبالتان بیاید (خانم مطهری در حالیکه به شدت متأثر شده بودند در ادامه‌ی سخنانشان گفتند:) یک وقت هم من و آقا به سفر کربلا رفته بودیم. وقتی به خانه برگشتیم، دو سه تا از بچه ها خواب بودند. ایشان آنقدر ناراحت شدند و با بچه ها دعوا کردند که چرا وقتی مادرتان از سفر کربلا برگشته، همه‌ی شما به استقبالش نیامدید؟

بسیار مهربان بودند؛ بعد از چند سال زندگی همان مهر و محبت روزهای اول ازدواج بین ما برقرار بود. روزهای پنجشنبه و جمعه وقتی ایشان به قم می رفتند، من لباسهایشان را می شستم و مرتب می کردم. اطاقشان را منظم می کردم و منتظر می‌ماندم تا برگردند. خلاصه هر چه از صفا ومحبت و تقوای ایشان بگویم، کم گفته‌ام(۱۷) .

اگر چنانچه خود ما با این تفکر آشنا شویم و در زندگی خود روی این چهار چوب فکری رفتار کنیم بنای اساسی زندگی ما بر اساس توحید خواهد شد و اگر مبنای زندگی، توحید شد از بسیاری از خطاها و لغزشها نجات پیدا خواهیم کرد.

خلاصه اگر تفکر اصلاح و تصفیه شود، در تمام اعمال، آثار آن جاری خواهد شد. فلذا اولین اثر و مهمترین ضرورت برای مطالعه‌ی آثار استاد مطهری تحصیل یک بینش و تفکر صحیح و جامع است که به عنوان چهارچوبه‌ی فکری تعبیر می‌کنیم.

تصفیه‌ی فکری:

ضرورت دوم مطالعه‌ی کتب استاد مطهری، تصفیه‌ی فکری و اخلاقی و عملی از بد‌آموزیهای طاغوت و گروهها و انواع انحرافات وارده به اسلام در طول تاریخ تشیع و تاریخ معاصر است.

یکی از ویژگیهای بارز استاد مطهری (ره)، پالایش فکری بود. امکان نداشت در سخنرانی و بحثشان موضوع مهمی را که باعث انحراف اساسی در اطراف تفکر اسلامی باشد مطرح نکنند و اصلاح ننمایند. و اصولاً استاد مطهری قدرت انحراف شناسی بسیار بالایی داشتند و علت آن هم شناخت اسلام به صورت همه جانبه بود.

به یکی از موارد انحراف شناسی استاد توجه فرمایید:در حدود سال ۱۳۵۵ مسئله‌ای مربوط به سوابق ابومسلم خراسانی در زمان محمد امین و هارون الرشید مطرح شده بود، هدف از طرح چنین سؤالات تشکیک‌آمیزی، تحقیر تشیع بود.

استاد مطهری طی یک سخنرانی تحقیقی مفصل، خدمات ابومسلم را بررسی کردند و بعد به بیان نقاط ضعف او پرداختند و سپس در یک جمله، تمام مطالب را خلاصه نموده و فرمودند: ابومسلم خراسانی، از نظر سیاسی مرد لایقی بود، لکن از نظر فردی خبیث بود.

با توجه به این جمله این طور استنباط می‌شود که اولاً این طرز برخورد، خودش ارائه‌ی یک نوع بینش است. (بررسی منصفانه‌ی شخصیتهای سیاسی، اجتماعی) استاد مطهری در کتاب «سیری در سیره‌ی ائمه‌ی اطهار» اشاره ای کرده و هم در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» تحقیق و بحث کرده‌اند و مسئله را به صورت ریشه‌ای روشن و واضح نموده‌اند.

 و یا نمونه‌های دیگر مانند: مسئله‌ی بخت یا شانس. استاد در مورد این دو کلمه می‌فرمایند: «اینها ریشه‌ی سیاسی دارد».

برای مطالعه‌ی بیشتر در این مورد می‌توانید به کتابهای «اسلام و نیاز‌های زمان جلد ۱» و «اصول فلسفه و روش رئالیسم» مقاله‌ی آخر، و جزوه‌ی «دفاع از سیزده»(۱۸) مراجعه کنید. رژیم شاه مسئله‌ی بخت و شانس و بلیطهای بخت آزمایی را مطرح کرد. بعضی بلیط پخش می‌کردند و افرادی می‌خریدند اگر شانسشان می‌گفت برنده می‌شدند. خلاصه این تفکر را رواج دادند که اگر من در زندگی خوشبخت شدم شانسم گفته و اگر بدبخت شدم باز شانسم گفته است یعنی هیچ عاملی در خوشبختی و سعادت من به جز شانس مؤثر نیست! (لذا با این بینش رژیم شاه هر بلائی می‌خواست بر سر مردم بیاورد می‌آورد و مردم می‌گفتند: شانسمان گفته تو سرمان بزنند! مشاهده کنید که یک کلمه حرف چه آثار خطرناکی را به بار می‌آورد).

ایشان می‌فرمودند: کسی که به شانس معتقد باشد صریحاً به آیات قرآن توهین کرده و به پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه‌ی اطهار (ع) بی اعتنایی کرده است. ما در منطق فلسفی چیزی به نام شانس نداریم. شانس یعنی: رابطه‌ی علّی و معلولی در نظام هستی وجود ندارد.

مسئله‌ی دیگری که به عنوان روایت مطرح شده بود این است که: «خداوند در رأس هر قرنی شخصی رابه عنوان مجدد دین به روی زمین می‌آورد». استاد می‌فرمایند: اولاً من در هیچ یک از کتب روائی معتبر شیعه و حتی کتب اهل سنت این روایت را ندیده‌ام، و ثانیاً با تحقیق زیاد فهمیدم که در حدود ۵۰۰  سال بیشتر از عمر این حدیث نمی‌گذرد و در این اواخر در کتابها نوشته شده است. حال می‌خواهیم ببینیم آیا دین احتیاج به تجدید دارد؟ اگر این طور باشد، خیلی از احکام اسلام باطل می‌شود و ما طبق روایات معتبر معتقدیم که «حلال محمد حلال إلی یوم القیامه و حرام محمد حرام إلی یوم القیامه».

بعضی از افراد محاسبه کرده‌اند که مثلاً مجدّد دین در قرن اول و دوم و سوم و… چه کسانی بوده‌اند و افرادی مانند ابومسلم در قرن دوم مجدّد دین شده‌اند.

دیگر جمله‌ی «إن الحیوه عقیده و جهاد» است. که استاد شهید می‌فرماید: ما بعد از تحقیق زیاد متوجه شدیم که این حدیث نیز در این اواخر در کتب ما وارد شده است. جمله از امام حسین (ع) نیست بلکه از شخصی کمونیستی به نام حسین مصری است. معنای این جمله این است: «زندگی عقیده و جهاد در راه عقیده است». حال کدام عقیده؟ مشخص نیست،  به طور مطلق است. لازمه‌ی مطلب این است که هر کس اگر جلوی امام (ع) هم بایستد کسی نمی‌تواند به او اشکال بگیرد، زیرا عقیده دارد و در راه عقیده‌اش جهاد می‌کند.

شهید مطهری (ره) در کتاب «آینده‌ی انقلاب اسلامی ایران» داد سخن سر می‌دهند و می‌فرماید:

در اسلام ما چیزی به نام آزادی عقیده نداریم ولی آزادی تفکر داریم. چرا؟ چون عقیده یعنی احساسات و تفکر. وقتی احساسات با عقل پیوند می‌خورد به آن عقیده می‌گویند و به همین دلیل در اسلام آزادی عقیده نداریم، چون عقیده یعنی دلم می‌خواهد، امّا آزادی تفکر داریم، چون تفکر حاکی از احساسات نیست.

نمونه‌های دیگر هم هست که انشاءالله شما بعد از مطالعه‌ی کتب استاد مطهری (ره) با آنها آشنا خواهید شد.

رشد در ابعاد مختلف فردی و اجتماعی:

اولاً استاد مطهری می‌فرمایند به انسان چاق، رشید نگویید، در ادبیات عرب به چنین شخصی رشیق گفته می‌شود. رشیق یعنی کسی که پرورش اندام کار کرده است. اما رشید به کسی می‌گویند که که از لحاظ فکری قوی باشد.

رشد یعنی: لیاقت بهره‌برداری از استعدادهای درونی(۱۹) و ثانیاً بزرگترین اشکالاتی که در کشورهای اسلامی وجود دارد، علت آن عدم رشد مردم آن کشورهاست. قرآن کریم می‌گوید وظیفه‌ی پیامبران، رشد دادن به مردم است.

در اینجا مناسب است یکی از حوادثی که در قرآن کریم بیان شده است را مطرح نماییم.

هنگامی که دیگر نصیحتهای حضرت لوط در مردم اثر نکرد و همچنان به آن عمل شنیع می پرداختند، چهار ملک  به صورت جوانهای زیبا به منزل حضرت لوط آمدند تا دستور الهی را ابلاغ نمایند که: یا لوط! از شهر بیرون برو، می‌خواهیم بر سر این قوم گنهکار عذاب نازل کنیم. در این هنگام یک عده از مردم از آمدن این چهار جوان به خانه‌ی حضرت لوط مطلع شده و روانه‌ی منزل پیامبر شدند و آنها را مطالبه نمودند. شاهد سخن اینجاست، وقتی حضرت لوط می‌خواهد مردم را بیدار کند می‌فرماید: «ألیس منکم رجل رشید»؟ یعنی آیا در میان شما یک مرد رشد یافته نیست. این جمله یعنی چه؟ یعنی شما که دنبال معصیت و بزهکاریهای اجتماعی و ناهنجاریهای روانی می‌روید به این علت است که رشد نکرده‌اید.

استاد شهید مطهری در کتاب «امدادهای غیبی در زندگی بشر» می‌فرمایند: گاهی هم حساسیتهای کاذب در جامعه به وجود می‌آورند یعنی مردم درباره اموری حساسیت نشان می‌دهند که دلیلی ندارد. یکی از آقایان نقل می کردند که در یکی از شهرستانها مردی از کسبه که خیلی مقدس بود، خدا به او فرزندی نداده بود جز یک پسر، آن پسر برایش خیلی عزیز بود، طبعاً لوس و ننر و حاکم بر پدر و مادر بار آمده بود، این پسر کم کم جوانی برومند شد. جوانی، فراغت، پولداری، لوسی و ننری دست به دست هم داده بود و او را جوانی هرزه بار آورده بود، پدر بیچاره خیلی ناراحت بود و بچه به سخنانش گوش نمی‌داد، از طرفی چون یگانه فرزند پدر بود، حاضر نمی‌شد طردش کند، می سوخت و می‌ساخت. کار هرزگی فرزند به جایی رسید که کم کم در خانه ی پدر که هیچ وقت جز مجالس مذهبی مجلسی تشکیل نمی شد بساط مشروب پهن می کرد. تدریجاً زنان هر جایی را می آورد، پدر بیچاره دندان به جگر می گذاشت و چیزی نمی گفت.

درآن اوقات تازه گوجه فرنگی به ایران آمده بود. عده‌ای علیه این گوجه‌ی ملعون فرنگی تبلیغ می کردند به عنوان اینکه فرنگی است و از فرنگ آمده است، مردم هم نمی‌خورند و تدریجاً مردم آن شهر حساسیت شدیدی درباره‌ی گوجه فرنگی پیدا کرده بودند و از هر حرامی در نظرشان حرامتر بود در آن شهر به این گوجه ارمنی بادمجان می گفتند این لقب از لقب گوجه فرنگی حادتر و تندتر بود، زیرا کلمه ی گوجه فرنگی فقط وطن این گوجه را مشخص می کرد ولی کلمه‌ی ارمنی بادمجان مذهب و دین آن را معین می کرد  قهراً در آن شهر تعصّب و حساسیت مردم علیه این تازه‌وارد بیشتر بود.

روزی به آن حاجی که پسرش هرزه و لاابالی شده بود و خودش خون می‌خورد و خاموش بود، اهل خانه خبر دادند که امروز آقا پسر کار تازه ای انجام داده است، یک دستمال ارمنی بادمجان با خود به خانه آورده است. پدر وقتی این خبر را شنید دیگر تاب و توان را از دست داد آمد پسر را صدا زد و گفت: پسر شراب خوردی صبر کردم، دنبال فحشاء رفتی صبر کردم، قمار کردی صبر کردم، خانه‌ام را مرکز شراب و فحشاء کردی صبر کردم، حالا کار را به جایی رسانده ای که ارمنی بادمجان به خانه آورده‌ای این دیگر برای من قابل تحمل نیست. دیگر من از تو پسر گذشتم، باید از خانه‌ی من به هر گوری که می خواهی بروی! به این می‌گویند حساسیت کاذب، که ریشه‌اش عدم رشد فکری و عقلی است. بیشتر دعواها در خانواده و جامعه به خاطر نداشتن رشد کافی است.

جلوگیری از انحراف انقلاب اسلامی و حفظ آن برای نسل آینده :

چهارمین ضرورت مطالعه‌ی کتب استاد مطهری (ه) رشد انقلاب و جلوگیری از ورود انحرافات به انقلاب اسلامی است. به اصطلاح واکسینه کردن انقلاب.

استاد مطهری در این زمینه فریاد می‌زنند که: ما یک انقلاب اسلامی داریم و یک اسلام انقلابی. ما با انقلاب اسلامی موافق و با اسلام انقلابی مخالفیم. حضرت امام (ره) هم از سال ۴۲ فریادشان بلند بود که همه باید در مسیر انقلاب اسلامی باشیم. «جمهوری اسلامی» نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد. این یکی از مسائلی است که می‌تواند انقلاب اسلامی را حفظ نماید. انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی است و پایه های آن بر اساس فرهنگ اسلام استوار است بنابر این حفظ آن منوط به استحکام مبانی آن می‌باشد. که شهید مطهری به خوبی مبانی فرهنگی انقلاب اسلامی را تبیین نموده و به آن استحکام  ویژه‌ای داده‌اند.

به فرمایش رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی:

«آثار شهید مطهری، مبنای فکری نظام جمهوری اسلامی ایران است.»

اطاعت امر ولایت فقیه:

حضرت امام به عنوان ولی فقیه و مرجع تقلید جامع‌الشرایط، توصیه‌های مکرر و بی‌نظیری را به جوانان و حتی به همه‌ی اقشار جامعه (عارف و عامی) نمودند که در مورد هیچ کس دیگر و هیچ کتب دیگری این سفارش‌ها را ننموده‌اند.

فرمودند: «من به دانشجویان و طبقه‌ی روشنفکران متعهد توصیه می‌کنم که کتابهای این استاد عزیز را نگذارند با دسیسه های غیر اسلامی فراموش شود».

و در حال حاضر نیز مقام معظم ولایت فقیه حضرت آیه الله خامنه‌ای (مدظله‌العالی) مکرر تأکید و توصیه به مطالعه‌ی کتب استاد می‌نمایند و جوانهای عزیز هم باید بر اساس حکم الهی اطاعت نمایند.

شناخت ابعاد مختلف شخصیت حضرت امام(ره):

قرآن می‌گوید در زندگیتان هدف داشته باشید و بعد هدفی که برای ما مطرح می‌کند «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» است و بعد می‌گوید راهی که می‌توانید به عبودیت برسید معرفت است. حال باید معرفت به چه چیزی پیدا کرد؟ در آیه‌ی دیگر می فرماید: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه» اگر بخواهید معرفت کسب کنید، باید پیامبر وائمه‌ی اطهار را الگو قرار دهید به آنها نگاه کنید وقتی به پیامبر و ائمه معرفت پیدا کردید، می‌توانید نسبت به خدا معرفت پیدا نمایید. نمونه‌ی کامل و تجسم علمی و عملی که در عصر حاضر برای ما وجود دارد، امام خمینی «رحمه الله علیه» است.

حال اگر بخواهیم از امام اطاعت نماییم در درجه‌ی اول باید امام را بشناسیم. با توجه به حدیث «المؤمن کالجبل الراسخ» (مؤمن مثل کوه سر به فلک کشیده است) اگر بخواهیم کوه را بشناسیم به علت اینکه نمی توانیم کوه را جلوی خود حاضر کرده و تجزیه و تحلیل نماییم پس باید یک تکه از کوه را جدا نموده و جلوی خود گذاشته و روی آن پاره کوه تجزیه و تحلیل کنیم و طبق معیار منطقیِ رسیدن از جزء به کل، از آن پاره به آن کوه شناخت پیدا کنیم. امام (ره) فرمودند مطهری پاره‌ی تن من است، و ما باید پاره تن امام را بشناسیم و پس از شناخت جزء، به کل پی ببریم، حال این سؤال مطرح می‌شود که چگونه می‌شود استاد مطهری را شناخت؟ «تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد».و به تعبیر امیرالمؤمنین (ع): «المرء مخبوّ تحت لسانه»

استاد مطهری اندیشه‌های خود را یا در کتاب‌های خود نوشته و یا در سخنرانی‌ها بیان نموده‌اند که در حال حاضر آن مباحث نیز به صورت کتاب در آمده است. پس وقتی کتب استاد مطهری را مطالعه می‌کنید امام را می شناسید وقتی امام را شناختید – البته به شرط اطاعت و تبعیت کامل و همه جانبه – بهتر می‌توانید اطاعت و عمل کنید.

عمق فکری همراه با استحکام  و جامعیت:

عمق فکری توأم با استحکام و جامعیت از ویژگیهای خاص کتب استاد است. ایشان هر کتابی را می خواستند بنویسند ابتدا مطالب کتاب را برای شاگردان عمومیشان سپس برای شاگردان خصوصیشان و سپس نزد رفقایی که با هم همفکر و متعادل بودند مثل «استاد محمد رضا حکیمی» بیان می‌کردند و اگر اشکالی به نظرشان می‌رسید، می‌گفتند؛ آنگاه کتاب به چاپ می‌رسید. به همین دلیل از استحکام و ویژگی خاصی برخوردار است.

روایتی داریم که امیرالمؤمنین می‌فرمایند: لکلّ شیء دلیل (برای هر چیزی دلیل وجود دارد).

استاد مطهری هر مطلبی که بیان می کردند دلیل داشتند،اینکه می‌فرمایند «لکلّ شیء دلیل»، خودش هم دلیل می‌خواهد نتیجتاً اگر فردی به خوبی فکر استاد را دریافت کند کم کم از عمق و استحکام فکری برخوردار خواهد شد.

تحصیل اعتدال فکری:

ضرورت فهم، به دست آوردن کلید‌ها و بینش‌ها برای دوری از جمود و جهل است. اصولاً انسان جاهل یا افراط می‌کند یا تفریط. و بدون تحصیل معیار و کلید نمی‌تواند در مسائل به صورت معتدل نگاه کند و عمل نماید. شهید مطهری حد وسط بسیاری از مسائل فکری، در ابعاد دینی، فرهنگی، اجتماعی و… را مشخص نمودند که با آشنایی با آنها از جمود و جهل و افراط و تفریط‌هانجات پیدا خواهیم کرد.

به این ترتیب آمادگی جهت انجام صحیح و عالی مسئولیتها و کارها و وظائف تربیتی حاصل می‌شود. ما باید با اصول تربیت اسلامی آشنا شویم. برای آشنایی به این اصول، مطالعه‌ی کتب استاد مطهری هم لازم است و هم مفید. وقتی با یک چهارچوب تربیتی آشنا شدیم اولاً معنای تربیت برای ما روشن می‌شود و پس از آن ارکان و اصول آن و در مرحله‌ی بعد تفاوت آن با اخلاق و ادب و جایگاه آن در اجتماع و سیاست. نتیجتاً وظائف خود را با وسعت و آگاهی بیشتری انجام خواهیم داد و ثمره‌ی آن، تربیت انسان معتدل خواهد شد.

رسالت الهی تحقیق در اصول دین و تفکر در مسائل اسلامی:

امیرالمومنین (ع) می‌فرمایند: «لا عمل کالتحقیق» (هیچ عملی در مجموعه‌ی اعمالی که از انسان صادر می‌شود مانند تحقیق نیست) و مراجع معظم تقلید در رساله‌های عملیه می‌فرمایند: «انسان در اصول دین باید تحقیق کند و در فروع دین تقلید». پس انسانها باید از ۱۴ سالگی  به تحقیق بپردازند. اگر همین مسئله در ذهن همه‌ی ما وارد شود در جامعه‌ی ما مشکلاتی مثل شخصیت‌زدگی پیش نمی‌آید.

رسالت جهانی برای اسلام و انسان:

ضرورت دیگر، رسالت جهانی برای اسلام و انسان است، مارکسیست‌ها به بن‌بست رسیدند و اومانیسم هم به زودی فرو خواهد پاشید. انسان معاصر از پوچی و بی‌هدفی به تنگ آمده است

شهید مطهری می‌فرماید: ما باید اصول اسلامی را به جهان امروز ارائه کنیم، ایشان می‌فرماید: انسان در زندگی تکیه‌گاه می‌خواهد خدا را تکیه‌گاه قرار دهید، تا هستی شما مفهوم پیدا کند و زندگی از حالت پوچی و بحران خارج شود.

اسلام قبل از اینکه لازمه‌ی اسلامیت باشد لازمه‌ی انسانیت است زیرا اسلام بر اساس فطرت پاک الهی انسان تنزل یافته است و می‌تواند مشکلات فکری جهان امروز و آینده را تا قیامت پاسخگو باشد.

استقلال فکری به عنوان مقدمه‌ی استقلال شخصیت:

ضرورت بعدی، استقلال فکری برای دریافت استقلال شخصیت است و این یکی از ضرورتهای اساسی برای ادامه‌ی حیات یک انسان است. اسلام می‌گوید: وقتی تو به دنیا آمدی آزاد بودی. «و لا تکن عبد غیرک قد جعلک الله حرّاً»

حضرت امیرالمؤمنین به امام حسن می‌فرمایند: بنده‌ی کسی مباش چرا که خدا تو را آزاد آفریده است. «الحرّ حرّ فی جمیع احواله» اگر چنانچه به تو ضرر هم برسد آزادی خود را نباید از دست بدهی. وظیفه ی ما احترام به شخصیت دیگران است اما باید مواظب باشیم وابستگی به خدا را از دست ندهیم.

استاد در مقاله‌ی «جامعه و سنت ص ۱۷» می‌فرماید: استقلال فکری همان استقلال جهان بینی است، فکر مقدمه ی عمل است، تفکر به اضافه‌ی عمل مساوی شخصیت است. اگر تفکر بر اساس جهان بینی مستقل، استقلال یافت کم کم شخصیت هم به استقلال خواهد رسید یعنی در حال وابستگی به خدا از همه چیز وارسته خواهد شد.

امام (ره) در پیام خود فرمودند:«اینجانب به اسلام و اولیای عظیم‌الشأن و ملت اسلام ضایعه‌ی اسف‌انگیز شهید بزرگوار و متفکر و فقیه عالی مقام مرحوم مطهری را تسلیت و تبریک عرض می‌کنم تسلیت در شهادت مردی که در اسلام شناسی و فنون مختلف اسلام و قرآن کم نظیر بود»

شهید مطهری در این زمینه مباحث زیبا و لطیفی بیان کرده‌اند که می‌توان آنها را مبنا قرار داد برای شناسایی اسلام اصیل. و با استفاده از آن اصول، اسلام اصیل را از اسلام تحریف شده تفکیک نمود.

اسلام به دلیل اینکه تحت نظارت انسان کامل(۲۰)  اداره می‌شود، انسانی را که تربیت می‌کند جامع و همه بُعدی است. و اصولاً انسان یک بعدی و یا چند بعدی با تمام اسلام آشنا نشده است و رمز وجود ولایت خدا و اهل‌بیت در متن دین، ارائه‌ی یک الگوی جامع است برای به فعلیت رساندن تمام استعدادهای الهی.

شهید مطهری با شناخت جامعیت اسلامی و حقیقت ولایت، به عرضه‌ی آن پرداخت که اگر کسی در صدد تحصیل آن باشد لازم است با بینشی که ایشان ارائه می‌کنند آشنا شود.

سیر مطالعاتی کتب استاد مطهری از ساده به مشکل

بعد از شهادت استاد مطهری (ره) تا به حال برای مطالعه و تحقیق در آثار استاد سیرهای مطالعاتی گوناگونی ارائه شده است که هر کدام به صورت موضوعی بوده است. کتاب‌ها و افکار استاد برگرفته از قرآن و سنت سیره‌ی معصومین (ع) است و لذا کسی که می‌خواهد به صورت موضوعی روی کتب استاد کار کند ابتدا باید به صورت اجمالی مطالعه کرده باشد و برای مباحثه‌ی کتب استاد حداقل یک دور آنها را مطالعه کرده باشد و سپس در دور دوم به مباحثه‌ی آن بپردازد تا با افکار و مبانی استاد مطهری آشنا شود.

لازم است همه‌ی کتب استاد به ترتیب از ساده به مشکل مطالعه شود تا مسائل به دلیل پیوستگی خاصی که دارد به خوبی تفهیم شود.

کتب استاد مطهری به چهار مرحله تقسیم می‌شود:

مرحله‌ی اول: داستانی.

مرحله‌ی دوم: کتابهایی که متن آنها سخنرانی بوده است.

مرحله‌ی سوم: کتابهای دست‌نویس.

مرحله چهارم: کتب فلسفی.

و چون به قول خود استاد هر کتاب خوب را باید دو مرتبه خواند. کتابهای ایشان را هم باید دو دور خواند دور اول به صورت تفریحی و دور دوم به صورت تحقیقی.

به امید روزی که تمام جوامع اسلامی به رشدی برسند که بدانند اسلام چه بوده و چه بر سرش آمده تا بفهمند حال چه باید کرد. که یقیناً مطالعه‌ی آثار استاد مطهری در هر سه بخش مذکور کمک بزرگی خواهد نمود.

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/%d8%b6%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%b9%d9%87-%d9%83%d8%aa%d8%a8-%d8%b4%d9%87%d9%8a%d8%af-%d9%85%d8%b7%d9%87%d8%b1%d9%8a-%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*