«

»

چاپ این نوشته

مجموعه پی نوشت های جلسه دوم و سوم مرکز مطالعات

با سلام. به علت این که جلسه دوم و سوم هر دو مختصرتر برگزار گردید، مجموعه پی نوشت های جلسه مرکز را در یکجا آورده ایم. موضوع بحث، مقرری دوم طرح اندیشه مطهر با موضوع آزادی معنوی بوده است. ابتدا در زیر یک بار دیگر معانی رنگ های بکاررفته در متون مذاکرات را اعلام می داریم:

Important!

۱-توضیحی (مطلبی در تایید، شفاف سازی، روان سازی، ذکر مثال، ذکر مشابه، ذکر تجربه، ذکر بدیع بودن مطلب)

Notice

۲- سوالی (طرح سوال از متن و در رابطه با متن، یا سوال در ذهن ما نسبت به درست بودن مطالب، یا اشکال ما در فهم متن)

Error!

۳- انتقادی (تناقض احتمالی سخن با سایر آموزه های دینی از نگاه مخاطب، استدلال مخالف، شبهه مخالفان موضوع)

Warning!

۴- موضوع تحقیق (قرار گرفتن یک عبارت، جمله یا پاراگراف، بعنوان جرقه ای برای انجام تحقیق و تفحص بیشتر روی آن در آینده و شفاف سازی آن)

و اکنون ادامه بحث:

بسم الله الرحمن الرحیم

بله. عملا مى خواهند بشر برده حرص و آز و شهوت و خشم خودش باشد،اسیر نفس اماره خودش باشد و در عین حال چنین بشرى که اسیر خودش است، آزادى اجتماعى را محترم بشمارد

 

Notice

حیدری: برخی می گویند شما به هر گونه می خواهی در حوزه فردی ات عمل کن و در عین حال شما می توانی آزادی دیگران را درجامعه محترم بشماری. آیا این درست است؟

Important!

اسماعیل زاده: البته شاید منظور این است که بشر امروز خود مردم را به سمت اسیر خود شدن اسیر شهوت خود و غضب و حرص خود شدن ترغیب و تشویق می کند و در عین حال او را ملزم می کند به رعایت حقوق

یکى از تضادهاى اجتماع امروز بشر همین است.

Error!

اسماعیل زاده: نیاز به دلیل محکم و منطقی دارد والا ساده این را نمی شود قبول کرد.

آیا بشر قدیم که آزادى دیگران را سلب مى کرد از این جهت بود که نمى دانست؟ از روى نادانى آزادى را سلب مى کرد؟ خیر، نادانى و دانش ‍ در او تاثیرى نداشت، از روى دانش سلب مى کرد

Important!

انصاری: می خواهد بگوید این طور نبوده که بشر قدیم نداند که باید آزادی دیگران را محترم بشمارد یا سلب نکند، می داند که محترم است. الان هم می داند که محترم است. اما این دانستن و ندانستن تاثیری در عمل سلب آزادی او ندارد. منفعت طلبی بر آن غلبه می کند.

آیا علت اینکه بشر قدیم آزادى و حقوق را محترم نمى شمرد طرز تفکر فلسفى اش بود؟ هیچ کدام از اینها نبود، فقط یک چیز و آن منفعت طلبى بود.

Important!

اسماعیل زاده: می خواهد بگوید دانش و قانون و طرز تفکر فلسفی تاثیری در احترام به آزادی های اجتماعی یا سلب آن ندارد. عامل دیگری موثر است و آن منفعت طلبی است. استاد اینها را بعنوان شاهد مثال آورده که بردگی معنوی و ارتباط آن با آزادی معنوی را اثبات کند. می گوید: بشر قدیم و جدید هر دو سالب آزادی اجتماعی هستند. هر دو هم آزادی معنوی ندارند (بردگی معنوی دارند). اما در دانش و قانون و فلسفه بسیار متفاوتند. بشر جدید پیشرفته تر است. عامل سلب آزادی کننده دیگران در نهاد خود بشر است و آن آزادی معنوی نداشتن (مثل منفعت طلبی) است.

Error!

انصاری: اثبات یک چیز غیر آن را نفی نمی کند. اینکه منفعت طلبی عامل سلب آزادی در قدیم و امروز بوده و هست ارتباطی ندارد به اینکه دانش و قانون و طرز تفکر فلسفی در احترام به آزادی دیگران بی تاثیر باشد.

بشر قدیم به حکم طبیعت فردى خودش منفعت طلب و سودطلب بود. از هر وسیله اى مى خواست به نفع خودش استفاده کند.

Important!

انصاری: بشر جدید هم همین طبیعت سودطلبی را دارد.

Notice

حیدری: سوال : این رفتار بشر قدیم را با احکام و قوانین برده و بنده در اسلام چطور می توان جمع کرد. توضیحا این که آیا مبنای احکام مربوط به بنده و عبد، منفعت طلبی است یا خیر؟

Important!

اسماعیل زاده: اینجا همه بشر قدیم منظور نیست. بلکه بشر سالب آزادی است. مثل جنگ ها و حمله ها و غارت ها

نه علم توانسته است جلوى آز را بگیرد نه تغییر قوانین.

Important!

اسماعیل زاده: اینجا استاد برای جواب این سوال که هر کس آزادی معنوی ندارد آزادی اجتماعی دیگران را احترام نمی گذارد یک دلیل تاریخی آورده است. می گوید دلیل سلب آزدی در قدیم و جدید منفعت طلبی بوده است و این تغییر نکرده است.

تنها کارى که کرده است این است که شکل و فرم قضیه را عوض نموده است، محتوا همان محتواست ؛ یک روپوش، یک زر ورق همیشه روى آن مى گذارد.

Important!

اسماعیل زاده: تاثیر علم و قانون در آزادی یا سلب آزادی، عوض کردن شکل و فرم سلب آزادی و تزئئن کردن سلب آزادی بوده است. علم بشر امروز پوششی شده است برای کارهای زشتش.

Notice

انصاری: آیا این گونه نیست که عده ای از بشر علم را تولید می کنند و عده ای دیگر آن را برای منافع استعماری خودشان استفاده می کنند؟ آیا نمی توان گفت کل بشر این کار را نمی کند؟

اما بشر امروز به نام جهان آزاد و دفاع از صلح و آزادى، تمام سلب آزادیها، سلب حقوقها، بندگیها و بردگیها را دارد، چرا؟ چون آزادى معنوى ندارد، چون در ناحیه روح خودش آزاد نیست، چون تقوا ندارد.

Important!

اسماعیل زاده: بشر امروز منافقانه سلب آزادی می کند چون آزادی معنوی ندارد

Important!

حیدری: بشر امروز به گونه ای سلب آزادی می کند که ظاهری و علنی نیست. و حتی شخصی که آزادی او سلب شده است متوجه نشود که سلب آزادی شده یا حتی استثمار است. یا بقول معروف خودش هم نمی فهمد از کجا خورده است

على (علیه السلام) جمله اى دارد که مانند همه جمله هاى ایشان با ارزش ‍ است ؛ راجع به تقواست

Important!

حیدری: اینجا هم برای آن سوال رابطه آزادی اجتماعی و ومعنوی یک دلیل روایی آورده است.

تقواست که بشر را از هر رقّیتى آزاد مى کند.

Notice

حیدری: آیا واقعا مقدمه و پیش نیاز آزادی اجتماعی آزادی معنوی است؟ آیا اگر کسی گفت : در حوزه فردی هر آزادی انجام می دهم (شرب خمر می کنم، زن بارگی می کنم و …خوردنی های حرام می خورم) اما در حوزه اجتماعی به قوانین احترام می گذارم آیا چنین چیزی امکان ندارد؟

Error!

اسماعیل زاده: اگر اشکال کنند که این کارهای حرام اثر وضعی روی رفتار فرد در اجتماع هم دارد جواب می دهند که دستگاه های اجرای قانون به شدت برخورد می کنند لذا نمی گذارند آزادی کسی سلب شود

آزاد مرد واقعى جهان کیست؟ على بن ابى طالب

Important!

اسماعیل زاده: آوردن الگوی عملی حضرت علی مثال سوم استاد برای اثبات رابطه آزادی معنوی و آزادی اجتماعی است.

بشر باید در ناحیه وجود خودش، در ناحیه روح خودش آزاد بشود تا بتواند به دیگران آزادى بدهد.

Notice

اسماعیل زاده: در حوزه فردی، اگر بگوید من گناهانی می کنم اما در اجتماع تابع قانونم. سعی می کنم حقوق اجتماعی دیگران را رعایت کنم. این چه اشکالی دارد؟ 

Important!

انصاری: فرد به هیچ عنوان از جامعه جدا نیست و جامعه از افراد درست شده است. بله. می شود با زور کاری کرد که مردم قوانین را رعایت کنند اما ۱- چیزی که درونی باشد خیلی بهتر سازنده تر و بادوام تر است. اما زور و قهر باز بر اساس منفعت طلبی افراد عمل می کند. ۲- وقتی یک زمانی قوه قهریه و نظارت از بین رود ، مثل فنر که خاصیت کشسانی دارد بر می گردد و همه چیز از هم می پاشد و همه قوانین نقض می شود.

آن کسی مى تواند واقعا آزاد و آزادى بخش باشد که همیشه مانند على است و یا لااقل پیرو اوست ؛ از نفس و روح خودش حساب بکشد،

Important!

شهید مطهری در مقام خطابه صحبت می کنند. در منطق خطابه چیزی غیر از برهان است. لذا لزوما انتظار استدلالهای صغرا و کبرا از استاد نباید داشت. اما در خطابه در لابلای سخنان از استدلالهای مختلف استفاده می شود که همه آنها قیاسی نیست. در خطابه شواهدی برای اثبات مدعا آورده می شود.

وَ لَا تُخَالِطُونِی بِالْمُصَانَعَه با بارى به هر جهت، هر چه شما بفرمایید صحیح است، هر کارى که شما مى کنید درست است (این را مى گویند مصانعه و سازش) با من رفتار نکنید.

Notice

انصاری: سوال: این سخن با آن حدیث معروف که امام صادق به یکی از یاران گفت برو در آتش و او باید مطلقا بدون چون و چرا گوش می کرد، در تضاد است؟
بله. در برابر حکام غیر معصوم یا حکام جزء باید حق را گفت و انتقاد کرد. اما آیا در برابر امام معصوم هم باید همین طور باشیم؟ و انتقاد کنیم و چون و چرا کنیم؟
جواب: شاید اینجا امام در مقام آموزش رابطه مردم و حاکم است و ویژگی های خاص معصوم مدنظر نیست.

وَ لَا تَظُنُّوا بِی اسْتِثْقَالًا فِی حَقٍّ قِیلَ لِی وَ لَا الْتِمَاسَ إِعْظَامٍ لِنَفْسِی گمان نکنید که اگر حقى را در مقابل من بگویید، یعنى اگر علیه من کلمه اى بگویید که حق است، بر من سنگین خواهد آمد. ابدا. به حق از من انتقاد کنید

Important!

انصاری:برخی از متفکران برای زیرسوال بردن عصمت امام، به این جملات حضرت علی می توانند متوسل شوند.
شاید بتوان گفت: گاهی امام در مقام امامتش عمل می کند و گاهی در مقام زعامتش. که مثلا قضاوت و دستوراتش بر اساس ظاهر قضیه و یک انسان عاقل و سیاس باشد.

 

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87-%d9%be%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%af%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d9%85/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*