«

»

چاپ این نوشته

نکات جلسه مرکز -۲/۱۰/۹۷ – ص ۱۶ الی ۲۲ کتاب آزادی معنوی

بسم الله الرحمن الرحیم

سوال: مفهوم آزادی معنوی در کنار آزادی اجتماعی از چه منبعی آمده است. استدلال وجود آن چیست؟ آیا ساخته ذهن خود استاد است؟ آیا یک چیز عینی و قابل لمس یا نمایشی است که بتوان به غربی ها هم گفت؟

سوال: آیا تزکیه با تفوا تفاوت ندارد که استاد می فرماید هر دو همان آزادی معنوی است. چون تزکیه به معنی پاک کردن نفس و تقوا به معنی نگداری و حفظ نفس یا دین از آسیب هاست.

تفاوت بحث ازادی معنوی استاد مطهری با بحث ابرمرد در کلام نیچه چیست؟ او هم می گوید باید تمام ارزش ها را از نو ساخت.

حجر و مَدَر به چه معناست؟

خلاصه: کسی می تواند و واقعا آزادی اجتماعی به دیگران می دهد که اول از همه، خودش آزادی معنوی داشته باشد. و این آزادی معنوی یعنی تقوا، یعنی حساب کشیدن از نفس و دوری از رذیلت های نفس. دوری از حس «منفعت طلبی» خودش داشته باشد. فلاسفه غرب می گویند آزادی انسان تا جایی محترم است که با «آزادی دیگران» یا «منافع دیگران» تضاد و صدمه نکند. استاد می گوید عملا این اتفاق نمی افتد تا زمانی که انسانها از قید تمایلات نفسانی و منفعت طلبی خودشان آزاد نباشند.  غربی ها می گویند می تواند انسان اسیر منفعت طلبی خودش باشد اما قانون و اهرمهای محکم آن کاری می کند که نتواند به آزادی دیگران دست درازی کند.

-نکته مهم: عمل اجتماعی انسان (اعمال انسان در اجتماع) فقط تابع «قوانین» اجتماعی یا حقوقی نیست. بلکه بخشی از آن تابع نفس انسان و «تمایلات نفسانی او» است. و اگر نفس آنها آزاد از قید و بندهای خودش نباشد، به قوانین هم احترام باید و شاید نخواهد گذاشت. زمانی که نظارت قانون از بین رفت، دیگر فقط این تمایل نفسانی است که برای او تصمیم گیری می کند. تمایلات نفسانی هم چون بر اساس منفعت است، دوست ندارد آزادی دیگران را محترم بشمارد. زیرا فقط به خود فکر می کند. مثلا دوست دارد همه و همه ی آنچه دیگران دارند مال خود او باشد. یا شاید دوست داشته باشد همه را بکشد!

ثانیا این که، اهرم های محکم قانونی هم اگر از نوع انسان باشد، چون قانون در دستان اوست، اول باید از قید منفعت طلبی و تمایلات نفس خود دور باشد که بتواند قانون و مجازات را برای همه و «همچنین برای خود» یکسان اجرا کند.و ان لا خود آن گروه هم به یک گروه بی قانون و غیر تابع قانون تبدیل خواهند شد. هر چه هم می خواهند سلسله مراتبی باشند. یا این که باید یک گروه دیگر را نیز مامور کرد برای نظارت بر صحت اجرای قانون توسط مامورین قانون. و دوباره همین گروه ناظر هم باید آزادی معنوی داشته باشند در غیر این صورت باید یک گروه دیگر هم مامور کرد برای نظارت بر کار ناظرین…. و همین طور این دور تا بی نهایت پیش می رود و در عمل هم آزادی اجتماعی افراد در جامعه نقض شده است و کسی مدافع این آزادی نیست!! دقیقا مثل سازمان ها و قوانین بین المللی امروزی که به اسم حقوق بشر ، قوانین حقوق بشری را به نفع خود تفسیر و اجرا می کنند و چشم بر بسیاری از حقایق و ظلم ها در کشورهای مظلوم مثل یمن می بندند.

مترادفات این بحث:

آزادی معنوی= تقوا-ترکیه نفس- اسیر تمایلات نفس نبودن- اسیر حرص و آز و طمع و منفعت طلبی خود نبودن- اسیر حب جاه و مقام خود نبودن- عدم تمایل به ستایش و مدح شدن- عدم تمایل به چاپلوسی و تعریف دیگران- عدم تمایل به انتقاد نشدن و محافظه کار بودن دیگران در برابر عیب ها- عدم تمایل به تکبر و خود برتر بینی- یکسان اجراکردن قانون برای خود و دیگران

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-2-10-97-%d8%b5-16-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b9%d9%86%d9%88%db%8c/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*