«

»

چاپ این نوشته

هر کسی در قبر خوش!

هرکس را در قبر خوش می‌خوابانند. موسی به دین خود عیسی به دین خود. دست به کلاهت بگیر باد نبره. عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت. که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت. من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش. هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت. دیگی که برای من نجوشه میخام سر سگ توش بجوشه. هر کس خودش مسول اعمال خویش است. کل نفس بما کسبت رهینه. سرت به کار خودت باشه. و لا تزر وازره وزر اخری. علیکم انفسکم. در زبان خارجی گفته می شود
, take your own business

با این همه ضرب المثل و جمله معروف و آیه و حدیث در باب تشویق به فرد گرایی و عدم کار داشتن به کار دیگران و عدم اهتمام و توجه به روش و فکر و کار دیگران چه با صبغه نگاه دینی و چه عقلی و … یک تفکر کلی به انسان منتقل می شود که خط و مشی زندگی انسان را تعیین می‌کند. خلاصه این تفکر به این صورت است:
فردگرایی. در این دنیا انسان باید تمام توجه و اهتمامش به مسایل فردی خوش باشد. زندگی خودش. روزی و کسب و کار خودش. حتی به خانواده اش نیز نباید توجه و اهتمام داشته باشد زیرا آنها افراد دیگری هستند. فقط در حدی که حقوق اساسی آنها رعایت شود و به آنها ظلم نشود کفایت میکند و دیگر سرنوشت آنها گناه و ثواب شخصی شان به ما ربطی ندارد. اما با اغماض میگوییم فرد مشغول خودش و خانواده اش و مسائل و درگیری های داخلیش باشد نه فراتر.
در یک کلام جامعه به ما ربطی ندارد و هر کسی خود باید به فکر کار خودش باشد. چه تمام دور و بر ما کفر و فسق و گناه باشد و چه نباشد مهم نیست.ما خودمان را حفظ میکنیم. حداکثر اینکه اگر افراد دیگر از ما درخواست کردند که راه صحیح زندگی و عمل نیک را به آنها بگوییم، میگوییم اما وظیفه ای نداریم. در برابر کسانی که درخواستی از ما نکردند که دیگر هیچ تکلیفی نداریم. ما اگر به کار دیگران کار داشته باشیم خودمان را فراموش می‌کنیم و اولا گمراه می‌شویم ثانیا هزاران گناه مثل تجسس غیبت تهمت عیب جویی و… سراغ ما می‌آید. باید سعی کنیم خود در این دنیا پیشرفت کنیم و پله های ترقی را برویم و خود نیز از لذائذ زندگی بهره ببریم.

عده ای دیگر خانواده گرا هستند. خود را فقط مسول خانواده خود میدانند و تمام تلاششان معطوف به آن است که رفاه را برای آنها به ارمغان آورند. خود و جامعه را تقریبا فراموش کرده اند.

عده ای دیگر که تعدادشان بسیار کمتر است دنبال جمع گرایی اند. دائما خود را مسول کار دیگران میدانند. و تمام هم و غم خود را مصروف این کار می سازند. خود و خانواده را فراموش کرده اند.
به نظر می‌رسد ما باید وقت را سه قسمت کنیم.
قسمتی برای خود و پیشرفت و ترقی خود چه الهی چه انسانی و نفسانی و چه فنی
قسمتی برای خانواده. تمام سعی و تلاش برای توسعه و روزی و مسایل مادی و معنوی خانواده.
قسمتی برای دیگران جامعه. وقف کردن خود و تلاش برای هدایت دیگران و تبلیغ … هدف این قسمت باید کاملا متوجه دیگران باشد. کارهای تبلیغی دینی یا اطلاع رسانی های مفید همه در این راستا هستند. روزی و اقتصاد دیگران هم که دغدغه ماست از این دست است.

اما در عمل اصلا چنین تقسیم بندی ۳ گانه ممکن نیست. زیرا ما هر کاری که انجام دهیم به هر سه حوزه مربوط است. اگر خود را تقویت میکنیم برای خود و خانواده و جامعه است. اگر برای خانواده و روزی آنها تلاش می‌کنیم جز از طریق خدمت به دیگران و پیش زمینه یتقویت فنی خود امکان پذیر است.
پس عملا ممکن نیست وقت و عمر را سه قسمت کنیم. آیا نیت را چه؟ نیت را می شود چند قسمت کرد؟ هر بخشی برای یکی از این اهداف؟
سوال مهم دیگر اینکه آیا درست است که هر چه انسان کامل تر میشود از خود فاصله می‌گیرد و به جامعه می‌رسد و پیامبران یعنی دلسوزترین و مشفق ترین افراد برای مردم؟ ذوب در مردم؟
آیا درست است که انسان برای هر کدام از این سه کار سه هدف، مکان خود را مجزا کند؟ پس فقط ۱/۳ وقت را می‌تواند کنار خانواده باشد. کمک به همسر و بچه داری و تفریح آنها فقط یک سوم وقت مفید باشد.؟

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/%d9%87%d8%b1-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%a8%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*