«

»

چاپ این نوشته

ویژگی های انسان ذلیل النفس

فردی که دارای خصیصه بسیار بد اخلاقی ذلت است، دارای ویژگی ها و خصوصیاتی در فکر گرایش و رفتار است که در این نوشته قصد داریم به تعدادی از آنها اشاره کنیم. می دانیم که آنچه همه مسلمانان به آن توصیه شده اند، کسب عزت است. حال هر یک از ما به خود نگاه کنیم ببینیم این ویژگی های ذیل الذکر را در خود داریم یا خیر. باید گفت تمام خوبی ها در کلمه عزت وجود دارد و کسی که عزیز زندگی کند و عزیز بمیرد، به سعادت واقعی دست یافته است:

هر کس بر سر نفس خودش امیر نباشد همیشه خوار و ذلیل است
پیش خودش همیشه ذلیل است چون نمی تواند نان بازوی خودش را بخورد. کسی که پیش خودش ذلیل است نمی تواند استعدادهایش را به کار بگیرد. نمی تواند خودش فکر کند. نمی تواند روی پای خودش بایستد.
کسی که بر نفس خودش امیر نیست شخصیت محکم ندارد. نمی تواند مستقلا فکر کند. نمی تواند موضع گیری قاطعی داشته باشد. شخص ذلیل پیش خودش، همواره از گذشته خود شاکی و ناراحت است و غصه آن را می خورد چون آن را خود رقم نزده است بلکه گذاشته است جامعه برایش تصمیم بگیرد و حزب باد بوده است
انسان ذلیل پیش خود نمی تواند رشته تحصیلی و کاری درستی برای خود انتخاب کند
این شخص اصلا نمی تواند تصمیمات بزرگ در زندگی خود بگیرد. نمی تواند ریسک کند
ایت شخص همیشه اسیر شهوت و احساس خود است. همیشه در سیطره امیال و نفسانیات خود است
این شخص ذلیل همواره دنبال کارهای بی دردسر می گردد. مثل کارهای اداری بی دردسر و راحت
این شخص بسیار تحت تاثیر گفتار و رفتار دیگران است. توانایی برخورد محکم و تند را ندارد
این شخص بسیار تحت تاثیر زیبایی های کالایی و دنیایی است. بسیار آنها را آرزو می کند و دلباخته آنها می شود.
این شخص بسیار زود رنگ عوض می کند و از ناراحتی به خوشحالی و بالعکس می رسد
این شخص هر روز حال خاص و متفاوتی دارد و سیره مشخصی ندارد و دمدمی مزاج است
این شخص توانایی تصمیم گیری کمی دارد. در تصمیمات مهم کم می آورد و هنگ می کند و به دیگران واگذارمی کند.
انسان ذلیل پیش خود همواره کم حوصله است و کارهای او شوقی و ذوقی است
این شخص زیاد حرف می زند و زیاد اشتباه می کند و زیاد معذرت می خواهد اما کم عمل می کند.
این شخص بسیار لذت گرا و لذت محور است و همواره دنبال خوشی کردن است اما برای آن زیاد تلاش نمی کند.
این شخص معمولا زن ذلیل است. چون شخصیتش و نفسش ضعیف است بسیاری از تصمیماتش دست خانمش و بچه هایش است و از خود استقلال رای ندارد.
این شخص نمی تواند محکم و قاطع حرف بزند و عمل کند. جاذبه و دافعه ندارد.
این شخص بسیار فراموش کار است.
این شخص بجای کسب قدرت به دنبال کسب لذت است.
زیاد درخواست می کند و بدون نیاز جدی وام می گیرد.
این شخص قدرت مدیریت و به دست گرفتن مسولیت کارهای خطیر را ندارد.
حتی این شخص کمتر می تواند به دیگران اعتماد کند و در ریز جزییات امور شخصا ورود می کند و دخالت دارد.
وی به گونه ای نیست که بتواند روی خیال و فکر و خواب خود تسلط داشته باشد.
شخص ضعیف النفس و ذلیل خیلی زود تسلیم می شود و از همه توان و قدرت خود نیز استفاده نمی کند.
این شخص حتی روی کلام خود نیز تسلط کافی ندارد.
این فرد ذلیل زیاد غیبت می کند و پشت سر افراد فحش می دهد اما در رویشان با احترام صحبت می کند.
انسان ذلیل و ضعیف النفس معمولا نمی تواند حق خود را با منطق بگیرد. یا نمی تواند با افراد منطقی بحث کند بدون عصبانیت و ناراحتی. لذا معمولا حق او را می خورند. و او چون عافیت طلب است حاضر نیست آن را جدی بگیرد.
این فرد هدفش از زندگی گشت و گذار و خوش بودن و بهره مندی از متاع دنیایی و لذایذ آن است. لذا هیچ چیزی را با آن عوض نمی کند.
این فرد دوست دارد تمام وقت خود را با این لذت ها تلف کند.
این فرد در مشکلات و مصایب و سختی ها زیاد جزع و فزع و بی تابی می کند و اصلا اهل صبر نیست. انگار به راهی که می رود ایمان ندارد.
انسان ضعیف النفس و ذلیل خود، همیشه کارها و توانایی های خود را به هیچ می پندارد و فکر می کند هیچ توانایی و استعدادی ندارد و هیچ کار مفیدی انجام نمی دهد….
این شخص بسیار مجذوب کار و عمل و فکر دیگران است و به این علت زود از خود و کارهایش ناامید می شود. و از اینکه بتواند کارهای بزرگ انجام دهد شدیدا با دیدن یک کار بزرگ مایوس است.
خصوصا اگر نتیجه کار دیگران را ببیند همه کارهای خود را بی ارزش می پندارد. مثلا اگر یک تکنولوژی ببیند از اینکه بتواند مثلش بسازد کلا مایوس است و تلاش هم نمی کند. یا یک کار فرهنگی و تبلیغی خوب دیگران را.
این شخص حتی طرح ها و ایده های خود را عملی نمی کند و پیگیر انجام آن تا انتها نیست.
جالب است….این شخص اگر به موفقیتی در هر کار خود دست یابد بسیار زود به خود مغرور می شود و همه جا جار این کارش را می زند.
وقتی عجب و غرور در کار سراغ آنها می آید کار و نوشته اندک خود را خیلی بزرگ می پندارند و لذا آن را ادامه نمی دهند و پی گیری نمیکنند و در همان جا متوقف می ماند. این غرور بی جای آنها سد بسیار بزرگی برای پیشرفت کار آنهاست.
این افراد در همه کارها وارد می شوند و مدام هی تخصص عوض می کند. اما نمی تواند در هیچ کاری کاملا خبره گردد. به تخصص و استعداد خود اعتماد و اطمینان ندارد که چقدر به درد بخور و مفید است.
این فرد خیلی زود تسلیم شرایط می شود و با اندکی سخت شدن شرایط شانه خالی می کند و میدان را ترک می کند. گرمی و سردی هوا کافی است او را از هدف و برنامه ریزی اش بازدارد.

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%b0%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%a7%d9%84%d9%86%d9%81%d8%b3/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*