نقش شهید مطهری در انتصاب آیت‌الله مهدوی کنی

آقای مطهری از همان جا به خدمت امام رفتند و عرض کردند: شما دو، سه دقیقه‌ای به این اتاق تشریف بیاورید. امام از پیش آنها به اتاق آمدند. مرحوم مطهری گوشزد کردند که این جریان، جریان خطرناکی است. آقای لاهوتی آدم بدی نیست، اما اینها که دورش را گرفته‌اند آدم‌های خطرناکی هستند و…


آیت‌الله مهدوی کنی: در اتاقی نشسته بودیم و از جریانات و اوضاع مملکت صحبت می‌کردیم. ساعت حدود یازده و نیم بود که ناگهان مرحوم شهید مطهری سراسیمه از اتاق دیگر وارد شدند و گفتند: چه نشسته‌اید که امکان دارد فاجعه‌ای رخ دهد. گفتیم چه شده؟ گفتند: الان این نهضتی‌ها و بعضی از این وزرای نهضت (که البته اسم‌هایشان را نیاوردند این طور که در ذهنم مانده یکی از آنها آقای صباغیان بود، ولی بقیه را یادم نیست.) اینها با آقای لاهوتی در محضر امام هستند و امام، حکم فرماندهی نیروهای انقلابی را برای آقای لاهوتی نوشته‌اند و بناست ساعت ۱۲ از رادیو پخش شود و این فاجعه است نه از جهت خود آقای لاهوتی که خود آقای لاهوتی آدم بدی نیست، ولی ایشان فردی عاطفی و به یک معنا احساسی و ساده است. اینها دورش را گرفته‌اند و ممکن است رگ حیاتی انقلاب، یعنی نیروهای مسلح انقلاب را در اختیار اینها قرار دهد و این خیلی خطرناک است.
آقای مطهری در اینجا هم با انگیزه نجات امت به پا خاستند و از آقایان استمداد طلبیدند. آقایانی که نشسته بودند، گفتند: حالا چه کار کنیم؟ امام برای ایشان حکم می‌نویسد. ایشان فرمودند: یکی از شما مسئولیت کمیته‌ها را بپذیرد. بعد یک فکری می‌کنیم. ایشان گفتند برای اینکه از دست این آقایان نجات پیدا کنیم، یک نفر از شما مسئول این کار بشود. تک‌تک گفتند که شما قبول می‌کنید؟ شما قبول نمی‌کنید؟ و… . تا بالاخره قرعه فال به نام بنده افتاد. گفتم این کار، کار من نیست و من بلد نیستم. اصلاً کمیته یعنی چه؟ گفتند: حالا فعلاً‌ شما قبول کنید. من گفتم که من به تنهایی نمی‌توانم این کار را بکنم. آقای مطهری گفتند: من شما را در اوایل کار کمک می‌کنم. آیت‌الله مفتح هم گفتند: من هم کمک می‌کنم و همین الان قول می‌دهم تا فردا بیایم و کنار شما بنشینم. این دو نفر را یادم است. البته بعد آقای ناطق هم آمدند، علی ایّ حال بنده قبول کردم.
آقای مطهری از همان جا به خدمت امام رفتند و عرض کردند: شما دو، سه دقیقه‌ای به این اتاق تشریف بیاورید. امام از پیش آنها به اتاق آمدند. مرحوم مطهری گوشزد کردند که این جریان، جریان خطرناکی است. آقای لاهوتی آدم بدی نیست، اما اینها که دورش را گرفته‌اند آدم‌های خطرناکی هستند و مصلحت نیست که شما این حکم را برای ایشان بنویسید. ناگفته نماند که حضرت امام نسبت به آقای مطهری بیش از همه علاقه و ایمان داشتند. ضمناً ایشان مسئله تفکیک کمیته و سپاه را هم طرح کردند؛ به خصوص برای اینکه کار، شدنی باشد، گفتند که آقای لاهوتی را برای سپاه بگذاریم. آن وقت هنوز سپاه شکل نگرفته بود. امام گفتند: پس چه کسی کمیته را قبول می‌کند؟ گفتند: آقای مهدوی اعلام آمادگی کرده. امام گفتند که اشکالی ندارد و حکم سرپرستی کمیته‌ها به طور موقت به نام حقیر صادر گردید. من همان جا حکم را گرفتم و هم اکنون این حکم به خط شهید مطهری و امضای حضرت امام نزد حقیر موجود است.
منبع: خاطرات آیت‌الله مهدوی کنی، ص ۲۲۷،۲۲۸.

برگرفته از سایت: http://www.qasemani.ir

درباره admin

همچنین ببینید

داستانهای خاص از زندگانی استاد

مجله طوبی اردیبهشت ۱۳۸۶، شماره ۱۷ سرگذشت هایی ویژه از زندگی استاد مطهری تدریس عاشقانه حجت الاسلام سیدمحمدباقر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − 7 =