بینش مطهر اساتید- ۳/۵/۹۸- باهم خوانی

بینش مطهر اساتید ۳/۵/۹۸

ساعت ۱۴ مسجد دانشگاه شیراز
کتاب آزادی انسان- آزادی معنوی۱-از ابتدای آزاد مرد واقعی


از داستان حکومت علی ع بر انبار: عادت کردن به این که چاپلوسی دیگران و افراد ما فوق انجام شود کار صحیحی نیست. هم روح ما را خراب می کند و هم کسی را که مورد تملق قرار میگیرد به این عادت میکند و اگر کسی نکرد فرد فکر کنند مورد بی احترامی قرار گرفته است
وقتی حضرت علی ع خودش از مردم خواسته که انتقاد کنند این بر عهده زیر دستان است. اما روی صحبت بیشتر با مدیران و روسا است که چگونه باشند و یا زیردستان که نحوه عملکرد مدیر خود را بهتر بشناسند که علوی است یا خیر.
سوال: آیا مطابق سخن حضرت علی ع، انتقاد کردن از حاکم باعث تشطط و تضعیف قدرت دستور دهی و مدیریت حاکم نمی شود؟ به نظر می رسد انتقاد از حاکم فرمول خاص خود را دارد. چه کسی، چگونه و از چه طریق به گونه ای که جذبه و رییس بودن و رابطه ریاست و مرئوسی را خراب نکنند. چون سیستم به مدیر و تصمیم گیر اصلی و گوش دادن همه نیاز دارد.
این که در بحث سنگینی حرف حق به حکام، بیان کرده گفتن عدل و .. شاید موضوع سخن را گوشزد کردن عدل و داد به حاکمان در نظر دارد. شاید موعظه حاکم و تذکر به آن را مد نظر دارد. که حاکم نباید ناراحت شود که چرا به من این گونه گفته است. نگوید خودم بلدم. اما احتمالا در مسایل جزیی حاکم نمی تواند برای افراد غیر صاحب نظر حقی برای دخالت قایل باشد.
اما در حوزه های علمی هم انتقاد شنیدن توسط عالم خیلی مهم است. نباید عالم ناراحت شود. باید با تواضع بپذیرد. شاید چیزی به ذهن یک فرد غیر متخصص برسد که به ذهن عالم نرسد.
گاهی باید دید که حاکم ما چقدر انتقاد پذیر است که حال فرد زیردست آیا باید انتقاد کند یا نکند. چون شاید مثل انوشیروان به ما آسیب بزنند.
چه تفاوتی هست بین کسی که بله قربان گو است و کسی که نیست. بله قربان گو روحش اسیر است و آزاد نیست اما دیگران آزادی روحی دارند. حتی آن متملق به امور مادی میرسد ولی به قیمت ذلت خودش.
الان متاسفانه خیلی از مردم دنبال این هستند که روحشان را بفروشند و بنده شوند که به مادیات برسند. 
نوع مشاغلی هستند که درون آنها بله قربان گویی وجود دارد. مثل راننده مسوول بودن و یا مشاغل نظامی به این شکل هستند. 
آیا این که میگویند انسان یا نیاید خودش را بفروشد یا اگر میخواهد، ارزان نفروشد درست است یا خیر. حد ارزانی چقدر است؟
اگر به بحث اطاعت باشد همه مشاغل ذلت است. اما آن چه شغلی بوده و چه ویژگی داشته که برادر در داستان سعدی داشته که آن یکی قبول نکرده و گفته مشقت میکشم ولی ذلیل نیستم، ذلت بندگی دیوان نمی کشم، جای سوال است.
شاید ذلت و اسارت در جایی است که باید به حرف غلط بله قربان بگوییم. جایی که در مورد کار بد و نیرنگ، باید سکوت کنیم. 
به نظر می رسد خدمت شاهان و روسا مهم ترین ویژگی آن تحقیر است. اما اگر تحقیر نکند حتی قربان گویی ها خیلی هایش ذلت نیست. 
باید دید شرایط چیست. ممکن است گاهی ما باید کار غلط را انجام دهیم چون فرمانده گفته. چون شرایط جنگی است یا شاید علم ما از کل وضعیت ناقص است که این طور فکر می کنیم.
ویژگی دیگر شغل در دیوان کارهای است که در ذات آن ذلت نهفته است. یا مثلا رقص برای خوشایند دیگران. 
آیا دلقک همیشه شغل بد و ذلیلانه ای است یا بستگی به فرهنگ دارد؟ ممکن است در سیرک بتواند از قابلیتش استفاده کند. 
آیا دلقک در محیط بیرون از شخصیت خوبی برخوردار است یا خیر.؟
حتما شغل هایی هستند که درون آن ذلت نهفته است. تحقیر شدن. ذلیل شدن. 
درست است که می توان گفت در برخی فرهنگ ها برخی کارها ذلیلانه است یا نیست. اما برخی کارها انگار میان انسان ها مشترک است که ذلت است. مثلا دریوزگی. گدایی. که همیشه ذلت است. و اسارت است.
ذلت بالاتر از خود تحقیری این است که انسان ظلم کند و دیگران را تحقیر کند برای پول. آدم بکشد برای پول. این اسارت پول است. این بالاتر از اسارت انسانها شدن است.
نظر داشتن به مال مردم حتی حاتم طایی ، یک کار ذلیلانه و اسارتی است.
نیازمند بودن و طمع داشتن به مال دیگران کار ذلیلانه ای است. 
بنده و درخدمت کامل دیگران بودن ذلیلانه است. فکر می کنم بندگی و چاکر بودن کامل است که بد است. 
شغل «همیشه تحقیر شدن» کار ذلیلانه ای است.

درباره admin

همچنین ببینید

داستانهای خاص از زندگانی استاد

مجله طوبی اردیبهشت ۱۳۸۶، شماره ۱۷ سرگذشت هایی ویژه از زندگی استاد مطهری تدریس عاشقانه حجت الاسلام سیدمحمدباقر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 3 =