«

»

چاپ این نوشته

زبون پروری نهی شده است! گفتگوهای باهم خوانی

جلسه باهم خوانی شهید مطهری مرکز-
تاریخ جلسه: ۱۵/۵/۹۸ و ۲۰/۵/۹۸
منبع: کتاب آزادی انسان الکترونیکی- از صفحه ۴۵ الی ۵۸
فصل: نهضت آزادی بخش اسلام ۱ و ۲- کتاب ۱۵ گفتار- این جلسه در دو بخش برگزار شده است.

رخوت
رخوت و سستی عامل سلب آزدی است

سلب کننده های آزادی انسان از نظر استاد فقط «افراد دیگر» سلب کننده نیستند. بلکه خود انسان مورد اسارت، و ساختارهای اجتماعی نیز هست.

حالت رخوت و سستی که در افراد پیدا می شود، مثلا درجامعه امروز می گویند، ولش کن. بگذار آزاد باشد. خوش باشد. مثلا وقتی می بینیم صدای ضبط ماشینی خیلی بلند است و آزادی دیگران را سلب می کند و آزادی ما نیز سلب می شود، بی تفاوتیم و می گوییم ولش کن. بگذار راحت باشد.

در مورد ضعف، مثلا فلسطینی ها از ناحیه یهودی ها سلب آزادی شده اند و آنها نیز که در خیابان راه می روند می دانند که اسرائیلی ها آزادی آنها را سلب و غصب کرده اند ولی چون قدرت بازپس گیری آن را ندارند، و ضعیف هستند، همچنان مسلوب آزادی می مانند. ولی بی تفاوت هم نیستند، دفاع می کنند اما زورشان نمی رسد.

سه عامل سلب آزادی: افراد سلب کننده/ افراد سلب شده/ ساختارهای اجتماعی

دلایل سلب آزادی از عوامل سلب: *افراد سلب کننده: ۱- منفعت طلبی ۲- قدرت/ *افراد سلب شده: ۱- رخوت و بی تفاوتی ۲- ضعف / *ساختارهای اجتماعی: برخی قوانین سلب کننده آزادی

روش بازدارنده اسلام برای سلب آزادی: ۱- برای افراد سلب کننده: الف: محدود کردن قدرت ب: تعلیم و تربیت / ۲- افراد سلب شده: مبارزه با زبون پروری

ملت های مسلمان امروز دنیا، اصلا به بحث مبارزه اسلام با زبون پروری اطلاع ندارند و باور هم ندارند. شاید دو عامل موثر باشد: ۱- جهل نسبت به این قضیه که اسلام با زبون پروری مبارزه کرد ۲- عدم باور ۳- شاید منافع شخصی و گروهی اجازه عمل به این حکم در اسلام را نمی دهد.

در بین کشورهای مسلمان، یکی از علل اینکه این قدر مردمش زبون شده اند، ترویج روحیه بی تفاوتی نسبت به ظلم و ظالم و مظلوم در بین آنهاست. یعنی فردگرایی غربی کاری کرده که اصلا  به غیر خود ونهایتا خانواده خود فکر نکنند و تا زمانی که به خانه خودشان آسیبی نرسیده، کاری به کسی نداشته باشند. حتی امر به معروف نیز به همین خاطر تعطیل می شود در جامعه.

برخی افراد این نقطه قوت اسلام که ویل دورانت می گوید هیچ دینی به اندازه اسلام پیروان خود را به قوت دعوت نکرده است را نقطه ضعف اسلام می دانند و می گویند مسیحیت خوب است که دعوت به جنگ و مقابله و ایستادگی و خونریزی نمی کند و سیاسی نیست و فقط دنبال صلح و سازش است و دخالتی در عرصه بین الملل و سیاست ندارد. فقط عبادی و اخلاقی است اما اسلام چون سیاسی هم هست، پس مطلوب نیست.

آزادی طبق تعریف استاد نبودن سد و مانع برای تجلی فکری و عملی بشر است.

به نظر می رسد که اگر چه اول عوامل مثبت رشد مهم است، اما عامل آزادی عاملی است که تا سلبش نکنند ارزش مشخص نمی شود.

جمله : بشر آزادی را از هر نعمتی کمتر داشته است، جمله بزرگ و سنگینی است و نیاز به اثبات دارد.

مثلا در یک سازمان اگر عوامل رشد و ارتقای افراد سلب شود و موانع رشد ایجاد شود، مثلا بدگویی پشت سر افراد ایجاد شود یا اصطلاحا زیرآب زنی صورت گیرد، افراد جلو ترقی و رشدشان مانع ایجاد می شود.

بهشتی که غرب امروزه برای جهانیان ترسیم می کند، در پرتو فردگرایی است. جایی که انسانها کاری به یکدیگر ندارند و آزادی دیگران را سلب نمی کنند البته در چارچوب قوانینی که خودشان وضع کرده اند.، البته هر کس کار خودش را می کند. اما این همان اعرافی است که استاد می گوید. بهشت نیست.

استاد می فرماید اختیار انسان است که به بشر اجازه می دهد به حقوق و آزادی دیگران تجاوز کند. و در غیر این صورت انسان دیگر انسان نبود.

علم با وجود منفعت طلبی و قدرت بشر، نه تنها عامل تربیت او نیست بلکه عامل تقویت سلب آزادی و تجاوز به دیگران است. مثال امروز غرب، است که با علم چگونه به دیگران تجاوز می کند.

بالابردن سطح شعور و فهم مردم از آزادی ، کار لازمی است برای مبارزه با سلب آزادی، اما کافی نیست. چون بشر که این همه سازوکارهای آن را ایجاد کرده است اما به نتیجه نرسیده است.

قدرت و تشکل و وحدت و وسیله و ابزار بشر آزادی سلب کن، مثل دولت های استکباری، خیلی بیشتر از مظلومین و آزادی سلب شده هاست. لذا فعالیت های بشر به نتیجه نمی رسد در رفع موانع رشد.

دستگاه های آزادی سلب کن علاوه بر چیزهای بالا، یک عنصر دیگر هم دارند و آن نفاق است. کاری می کنند که ملت های مظلوم هر چقدر هم وسیله داشته باشند و دنبال آزادی باشند، باز گول نفاق آنان را بخورند.

تفاوت حیوانات اجتماعی با انسان اجتماعی از نظر هابز: چرا بین آنها خونریزی نمی شود؟ ۱- رقابت نداشتن حیوانات ۲- قرارگرفتن خیرفردی در راستای خیر اجتماعی ۳- نداشتن حس کمال طلبی ۴- نداشتن زبان

مثال ایرانی نفاق، طرح مذاکره آمریکا است که به وسیله مذاکره ، نقاط قوت طرف مقابل را از او می گیرد و در مقابل امتیازات خیلی کمی می دهد و به نوعی بر او مسلط می شود یا این که در او نفوذ می کند که از درون نابودش کند.

این که استاد می فرماید به نام بیمارستان ، باید مراجعه کرد به بحث بیوتروریسم آمریکا که با نام بهداشت، بزرگترین جنایات را در حق بشر کرد. به نام موسسات خیریه، جاسوسی، نفوذ در کشورها، دزدیدن مغزهای کشورهای دیگر یا حتی قاچاق جنسی انجام می شود.

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2455

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*