«

»

چاپ این نوشته

فرعون های قرآن، سبطی ها و قبطی ها چه کسانی بودند؟

در جلسه شماره ۳ بینش مطهر در تاریخ ۱۶/۵/۹۸ سوالی پیش آمد که فرق سبطی و قبطی چه بوده است که در داستان موسی ع در آزادی معنوی استاد مطهری اشاره می کند به جمله کتاب تنزیه الامه که: بنی اسرائیل هیچ وقت مانند قبطی ها فرعون را پرستش نکردند. این مطلب نتیجه جستجوهای ما درباره این مطلب است:

“سبطیان”از نوادگان حضرت یعقوب(ع) می باشند که در مصر سکونت نمودند و به دیگر ممالک نیز رفتند. مردم این پیغمبر را با لقب اسرائیل (به زبان عبری یعنی بنده خدا) می خواندند. بنی اسرائیل از دوازده سبط تشکیل شد که هر یک به یکی از فرزندان دوازده گانه حضرت یعقوب(ع) منتهی می شدند. این قوم،‌ قرن ها در سرزمین مصر،سنن اجدادی خویش را حفظ نموده و بر دین و آیین حق زندگی می کردند و آثار انبیا به وسیله‌ ایشان زنده بود، تا این که نوبت سلطنت مصر به آخرین فرعون (منس سیزدهم) رسید. وی که خود را خدای بزرگ می خواند به شکنجه و آزار این قوم پرداخت تا آن که خدا حضرت موسی(ع) را به نجات و استخلاص آنان از کید فرعون فرمان داد.[۱]
[۱] سیّد مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج۳، ص ۲۵۳٫

فراعنه قرآن و ماجرای آنان:: شاهان بنی‎اسرائیل در مصر را با لقب فراعنه (جمع فرعون) می‎خواندند، بزرگترین و دیکتاتورترین فرعون‎های مصر، سه نفر بودند به نامهای: ۱. اپوفس؛ فرعون معاصر حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ ۲. رامسیس دوم؛ که حضرت موسی ـ علیه السلام ـ در عصر سلطنت او متولّد شد ۳. منفتاح پسر رامسیس دوّم؛ که موسی و هارون ـ علیه السلام ـ از طرف خدا مأمور شدند تا نزد او روند و او را به سوی خدای یکتا دعوت کنند. این فرعون همان است که با لشکرش در دریای نیل غرق شده و به هلاکت رسیدند. 
فرعون (رامسیس دوّم) طاغوت خودسر و مغرور مصر بود، او مردم را به دو طبقه مستضعف و مستکبر (بردگان و اشرافیان) به نام سبطیان و قِبْطیان، تقسیم نمود، قبطیان همان فرعونیان بودند که در اطراف فرعون به هوسبازی و عیش و نوش و ظلم و ستم سرگرم بودند، و همه اختیارات کشور در دست آنها بود، ولی به عکس، سبطیان طبقه پایین اجتماع، و ستمدیدگانِ مستضعف بودند، که همواره زیر چکمه و چنگال فرعونیان، رنج می‎بردند، موسی ـ علیه السلام ـ و بنی‎اسرائیل از سبطیان بودند، ولی فرعون از قبطیان. 
به این ترتیب نژادپرستی عجیبی در کشور مصر و اطراف، حکمفرما بود، و قبطیان می‎خواستند، همین وضع ادامه یابد، چهارصد سال این وضع نابسامان ادامه یافت تا اینکه خداوند بر بنی‎اسرائیل لطف کرد، که پیامبری به نام موسی ـ علیه السلام ـ بفرستد، و آنها را از زیر یوغ استعمار و استثمار فرعون نجات بخشد. 
در همین ایام، یک شب فرعون در عالم خواب دید: آتشی از طرف شام شعله‎ور شد و زبانه کشید و به طرف مصر آمد و به خانه‎های قبطیان افتاد و همه آن خانه‎ها را سوزانید، و سپس کاخها و باغها و تالارهای آنها را فراگرفت و همه را به خاکستر و دود تبدیل نمود. 
فرعون در حالی که بسیار وحشتزده شده بود، از خواب برخاست و در غم و اندوه فرو رفت، ساحران، کاهنان و دانشمندانِ تعبیر خواب را به حضور طلبید، و به آنها رو کرد و گفت: «چنین خوابی را دیده‎ام، تعبیرش چیست؟» 
یکی از آنها گفت: «چنین به نظر می‎رسد که به زودی نوزادی از بنی‎اسرائیل به دنیا آید و واژگونی تخت و تاج فرعون، و نابودی فرعونیان، به دست او انجام شود.»[۱]
فرعون پس از مشاوره و گفتگو با درباریان و ساحران، دو تصمیم خطرناک گرفت، نخست اینکه فرمان داد در آن شبی که منجّمین و ساحران، آن شب را به عنوان شب انعقاد نطفه کودک موعود (موسی) مشخّص کرده بودند، زنان از همسرانشان جدا گردند. 
این فرمان اعلام شد و در همه‎جا کنترل شدیدی به وجود آمد، مردان از شهر بیرون رفتند و زنان در شهر ماندند، و هیچ همسری جرئت نداشت با همسر خود تماس بگیرد. 
ولی در نیمه همان شب، عمران که در کنار کاخ فرعون به نگهبانی اجباری اشتغال داشت،[۲] همسرش یوکابد را دید که نزدش آمده است، آن دو با هم همبستر شدند و نطفه موسی ـ علیه السلام ـ منعقد گردید. 
عمران به همسرش گفت: «مثل اینکه تقدیر الهی این بود که آن کودک موعود از ما پدید آید. این راز را پنهان‎دار و در پوشیدن آن بکوش که وضع بسیار خطرناک است.» 
یوکابد با شتاب و نگرانی از کنار شوهر دور شد، و در پوشاندن راز، کوشش بسیار کرد.[۳]
دوّمین تصمیم فرعون، کشتن نوزادان پسر بود که به طور وسیع، و بسیار خطرناکتر از تصمیم نخست، اجرا شد، از دربار فرعون خطاب به عموم مردم، این اعلامیه صادر گردید: 
«همه مأموران و قابله‎ها باید در میان بنی‎اسرائیل، مراقب اوضاع باشند، هرگاه پسری از آنها به دنیا آمد، بی‎درنگ سر از بدن او جدا کنند و او را بکشند، ولی دختران را برای کنیزی نگهدارند.» 
به دنبال این اعلامیه، جلّادان خون‎آشام حکومت فرعون به جان مردم افتادند، تمام زنهای باردار تحت مراقبت شدید قرار گرفتند، قابله‎ها از هر سو، زنان را کنترل می‎کردند، در این گیرودار، شکم بسیاری از زنان شکافته شد، و بسیاری از نوزادهایی که در رحم مادرانشان بودند، براثر فشار و لگدزدن مأموران سنگدل، سقط شدند، و کشتن نوزادان پسر به هفتادهزار نفر رسید.[۴]
۱] . اقتباس از بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۵۱؛ تاریخ انبیاء، ص ۴۹۳. 
[۲] . باید توجه داشت که کارهای سخت، مانند نگهبانی شب و… به بنی‎اسرائیل واگذار شده بود. 
[۳] . تاریخ انبیاء (عمادزاده)، ص ۴۹۵. 
[۴] . اقتباس از بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۵۰ تا ۵۳؛ در آیه ۴۹ سوره بقره به شکنجه شدن بنی‎اسرائیل و کشته شدن پسران آنها به دست فرعونیان اشاره شده است. 

شهید مطهری در جایی می فرماید: فرق بین قبطى و سبطى این است که سبطى انسانى است که از ناحیه انسانهاى بیرونى به زنجیر کشیده شده ولى خودش در درونش یا به زنجیر کشیده نشده یا کمتر کشیده شده است. قهرا دعوت موسى در میان اینها داوطلب بیشترى دارد؛ مجموعه آثار استاد شهید مطهرى / ج‏۲۴ / ۱۴۶ /

قبطیان از نسل قبط بن حام بن نوح می باشند و از جزیره العرب به مصر هجرت کرده اند. لفظ “قبطیه” لغت مصری باستان است
عماد حسین اصفهانی، قصص الانبیاء، ص ۵۱۵ – ۵۲۱٫

در جای دیگری استاد می فرماید: قارون سبطى‏ بود نه قبطى، یعنى از قوم موسى بود و از همان مستضعفان بود که فرعون آنها را به استضعاف گرفته بود. در عین حال همین فرد استضعاف شده هنگامى که به دلایلى ثروتمندى بزرگ مى‏شود، بر قوم خودش که همان مستضعفان بودند بر مى‏شورد و طغیان مى‏کند.» مجموعه آثار استاد شهید مطهرى / ج‏۲ / ۴۴۲

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2460

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*