«

»

چاپ این نوشته

آزادی عقیده یا آزادی تفکر؟- بحث و تبادل نظر

تاریخ جلسه باهم خوانی شهید مطهری: ۲/۷/۹۸
کتاب: آزادی انسان نسخه الکترونیکی
مبحث: اسلام و آزادی تفکر ۱- ص ۶۶ تا ص ۷۲ از کتاب الکترونیکی a5 تا سر مبحث مغالطه دنیای امروز
تعداد اعضا: ۲ نفر

آزادی تفکر از انواع آزادی اجتماعی است. به نظر میرسد فکری را مطرح می کند که توان مطرح شدن در جامعه را داشته باشد نه فکر فردی. یعنی فکر اجتماعی شده و مشترک بین افراد.

به نظر می رسد یکی از مصادیق آزادی بیان عقیده و تفکر ، شبکه های اجتماعی است که راه اندازی شده برای رسیدن به این آرمان بشر.

از نظر شهید مطهری اسلام و نه هیچ نیروی دیگری نمی تواند آنچه ذاتی وجود انسان است یعنی تفکر را محدود و سلب کند.

چه تفکری است که انسان را به اندازه هفتاد سال جلو می برد؟ چه ویژگی هایی دارد؟

با توجه به بحث آزادی تفکر، سلب آزادی فکر با چه ابزارهایی امکان پذیر است؟

سلب آزادی تفکر با ابزار رسانه

آیا برای افراد جامعه سخت نیست که به قول استاد همگی مساله توحید و لا اله الا الله را برای خود مطرح کننند و خودشان هم حل کنند؟ برای عامی و کم سواد و ….؟

نکته این است که نه تنها فکر کردن در اسلام آزاد و جایز است، بلکه در اصول دین واجب است.

آزادی تفکر تا جایی است در اسلام که در اصولش (دقت شود اصولش) باید و واجب است (دقت شود واجب است) فکر کنید. هیچ سازمان و تشکیلاتی ولو کوچک به هیچ عنوان حاضر نیست اجازه دهد کسی بتواند در اصولش با آنها بحث و تفکر کند. یا مثلا آنها را عقلا زیر سوال ببرد. قطعا بسیار ناراحت می شوند. اما اسلام با این همه گستردگی و عظمت، واجب کرده و الزام کرده باید اگر می خواهید بپذیرید در اصول من تفکر کنید و به آنها برسید. در غیر این صورت قبول نیست.

شاید دلیل اصلی کسانی که جذب مسیحیت می شوند عدم آگاهی از اصول دین اسلام مبنی بر تفکر کردن و انتخاب اصول عقاید است. در اسلام اگر اصول را پذیرفتید باید فروع را هم بپذیرید. اما در مسیحیت ، چون اصولش تسلیمی است، دیگر در فروع فرد خیلی قید و بندی ندارد و به قول خودشان آزاد است. خیلی ها می گویند ما مسیحی هستیم، اما به فروع مسیحیت کامل عمل نمی کند. اصلا مسیحیت خیلی فروعی ندارد که فرد بخواهد به آن زیاد پایبند باشد. چون یک دین فردی است. به نوعی بعد از پذیرش تعبدی اصول، در فروع دین و زندگی نوعی بی قیدی و اختیاری بودن وجود ندارد. دلیلش این است که مسیحیت برای زندگی خیلی برنامه ای ندارد. صرف دستورات اخلاقی است. مثلا برای جهاد، وصیت، خمس، زکات، امر به معروف، حجاب، شراب و …. . همین آزادی و لاقیدی در مسیحیت شاید باعث جذب گروهی می شود که نسبت به اسلام جاهلند و به قول خودشان دنبال یک دین آزاد ! می گردند. مسیحیت امروزی که تحریف شده، گستردگی دین اسلام را ندارد. مضاف بر این که ادیان قبل از اسلام خیلی کامل هم نبوده اند.

چرا استاد میفرماید اکثر عقاید بشر با منشا دلبستگی و احساسات است نه تفکر؟

استاد میفرماید عقیده ضد آزادی فکر است و آن را می بندد و این بسیار جالب است.

استاد میفرماید خیلی از سنن و آداب گذشته که امروز مورد احترام است، از اساس ساخته و پرداخته استثمارگران است و یک خیانت است.

جایگزین مناسب برای کلمه عقیده چه است؟ پس دیگر نباید بگوییم اصول عقاید. عقیدتی و… . چون هیچ تقدسی ندارد.

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2523

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*