«

»

چاپ این نوشته

ضرورت و مراحل ساخت نظام فکری بنیادی

بسم الله- جلسه اول- کلاس نظام فکری

۱- ضرورت حیاتی داشتن نظام فکری
– – خروج از جهالت بنیادی. ندانستن پایه ای دنیا پس از آمدن
– – هدایت شدن به سمت آنچه واقعا لازم داریم – شفا، همان نام کتاب فلسفه ابن سینا!. (مثل دکتری که به مریضی می گوید شما دیگه میمیری! بدون نظام فکری کانه مریضیم به ما گفتند دیگه میمیریم بی هدف. و دقیقا همین درست است. ما داریم می میریم بدون فهم از این جهان و خودمان)
– جمع کردن هرج و مرج و کشکول فکری دینی. ما هیچ نیازی به مراجعه به قرآن پیدا نمی کنیم چون نظام فکری نداریم. قرآن برایمان حتی به اندازه یک دیکشنری نیاز نمی شود. فقط جهت تبرک. قرآن که برای تبرک نیامده. باید خانه هایی و آجر هایی از نظام فکری من را تکمیل کند تا من را به کمال برساند.
اهمیت نظام فکری مثل جوش دادن یک سری مصالح برای ساخت خانه است. ذهن ما در اطلاعات دینی الان مثل یک انبار مصالح مختلف پراکنده است که باید به هم پیوند بخورد تا تبدیل به خانه شود. و الا گمراهیم.
– چرا هر چه قرآن میخوانیم و نماز میخوانیم و پای منبر می نشینیم و هیات شرکت میکنیم، پیشرفت محسوسی از نظر معنوی پیدا نمی کنیم؟ بخاطر نداشتن نظام فکری است. (برخی میگویند خودت حس نمی کنی اما درجات اخروی ات زیاد میشود. اما وقتی ما دچار روزمرگی و درگیر شدن در نیازهای اولیه و کیفیت بالاتر برآورده کردن آنها هستیم، هیچ پیشرفتی در ارتقای روحی خود نمی بینیم. هیچ عرفانی نداریم. اینها یعنی این سبک دینداری اشکال جدی دارد. قطعا باید تغییرات جدی در جهت نیل به کمال در زندگی ما بوجود آید و نباید خود را گول بزنیم.)
۲-مراحل ساخت نظام فکری
– الف: خالی کردن ذهن از بناها و مبناهای سست و نادرست – هموار کردن سطح
– ب: شروع شالوده نظام از محکم ترین و یقینی ترین جاها: یک جمله 
نکته: جمله ای نمی گوییم مگر اینکه به آن یقین صد در صد داشته باشیم. یکی یکی جملات را وارد شالوده نظام فکری میکنیم.
ج: ساخت یک یک بناهای فکری از «هستی ها» برای درک حقایق و رسیدن به ثبات فکری.

۱- ضرورت حیاتی داشتن نظام فکری
– – خروج از جهالت بنیادی. ندانستن پایه ای دنیا پس از آمدن
– – هدایت شدن به سمت آنچه واقعا لازم داریم – شفا، همان نام کتاب فلسفه ابن سینا!. (مثل دکتری که به مریضی می گوید شما دیگه میمیری! بدون نظام فکری کانه مریضیم به ما گفتند دیگه میمیریم بی هدف. و دقیقا همین درست است. ما داریم می میریم بدون فهم از این جهان و خودمان)
– جمع کردن هرج و مرج و کشکول فکری دینی. ما هیچ نیازی به مراجعه به قرآن پیدا نمی کنیم چون نظام فکری نداریم. قرآن برایمان حتی به اندازه یک دیکشنری نیاز نمی شود. فقط جهت تبرک. قرآن که برای تبرک نیامده. باید خانه هایی و آجر هایی از نظام فکری من را تکمیل کند تا من را به کمال برساند.
اهمیت نظام فکری مثل جوش دادن یک سری مصالح برای ساخت خانه است. ذهن ما در اطلاعات دینی الان مثل یک انبار مصالح مختلف پراکنده است که باید به هم پیوند بخورد تا تبدیل به خانه شود. و الا گمراهیم.
– چرا هر چه قرآن میخوانیم و نماز میخوانیم و پای منبر می نشینیم و هیات شرکت میکنیم، پیشرفت محسوسی از نظر معنوی پیدا نمی کنیم؟ بخاطر نداشتن نظام فکری است. (برخی میگویند خودت حس نمی کنی اما درجات اخروی ات زیاد میشود. اما وقتی ما دچار روزمرگی و درگیر شدن در نیازهای اولیه و کیفیت بالاتر برآورده کردن آنها هستیم، هیچ پیشرفتی در ارتقای روحی خود نمی بینیم. هیچ عرفانی نداریم. اینها یعنی این سبک دینداری اشکال جدی دارد. قطعا باید تغییرات جدی در جهت نیل به کمال در زندگی ما بوجود آید و نباید خود را گول بزنیم.)
۲-مراحل ساخت نظام فکری
– الف: خالی کردن ذهن از بناها و مبناهای سست و نادرست – هموار کردن سطح
– ب: شروع شالوده نظام از محکم ترین و یقینی ترین جاها: یک جمله 
نکته: جمله ای نمی گوییم مگر اینکه به آن یقین صد در صد داشته باشیم. یکی یکی جملات را وارد شالوده نظام فکری میکنیم.
ج: ساخت یک یک بناهای فکری از «هستی ها» برای درک حقایق و رسیدن به ثبات فکری.



– چرا هر چه قرآن میخوانیم و نماز میخوانیم و پای منبر می نشینیم و هیات شرکت میکنیم، پیشرفت محسوسی از نظر معنوی پیدا نمی کنیم؟ بخاطر نداشتن نظام فکری است. (برخی میگویند خودت حس نمی کنی اما درجات اخروی ات زیاد میشود. اما وقتی ما دچار روزمرگی و درگیر شدن در نیازهای اولیه و کیفیت بالاتر برآورده کردن آنها هستیم، هیچ پیشرفتی در ارتقای روحی خود نمی بینیم. هیچ عرفانی نداریم. اینها یعنی این سبک دینداری اشکال جدی دارد. قطعا باید تغییرات جدی در جهت نیل به کمال در زندگی ما بوجود آید و نباید خود را گول بزنیم.)
۲-مراحل ساخت نظام فکری
– الف: خالی کردن ذهن از بناها و مبناهای سست و نادرست –
دور ریختن چارچوب های سست فکری و هموار کردن و پاک کردن زمین فکر از چیزهای پراکنده و به درد نخور هموار کردن سطح
– ب: شروع شالوده نظام از محکم ترین و یقینی ترین جاها یعنی منطقی ترین و همه پذیرترین و محکم ترین و بدیهی ترین مطلب دنیا : یک جمله 
نکته: جمله ای نمی گوییم مگر اینکه به آن یقین صد در صد داشته باشیم. یکی یکی جملات را وارد شالوده نظام فکری میکنیم.
ج: ساخت یک یک بناهای فکری از «هستی ها» برای درک حقایق و رسیدن به ثبات فکری.

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2545

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*