«

»

چاپ این نوشته

چرا من نیاز دارم؟

جلسه چهارم نظام فکری: نیاز


نظام فکری ما تا اینجا:
#
۱- من فکر می کنم پس هستم.
۲- من حس می کنم پس می شناسم
۳- من نیاز دارم پس برآورده می کنم 
#

سوال از نیاز


*** چند مطلب در باب نظام فکری:
۱- جملات نظام فکری باید مطلق باشند نه نسبی. مثلا این که انسان دنبال پول است مطلق نیست. بلکه فقط اکثر موارد صادق است ‌
۲- جملات نظام فکری باید یا مستدل باشند یا بدیهی. مستدل، یعنی در جواب «چرا» دلیل منطقی قانع کننده داشته باشیم.
نباید بشود خدشه در آنها وارد کرد.
*این گزاره ای است که ما آن رسیدیم. واقعا انگار برخی امور قابل چرا گفتن نیستند. از طریق بدیهی بودن برای ما قابل فهم هستند. 
مثلا اینکه: واقعا چرا ما حس میکنیم ؟ چرا فکر میکنیم ؟ چرا نیاز داریم؟ چرا درک میکنیم؟ مثلا چرا یاد می گیریم ؟ 
*نکته مهم: این سوالات چرایی دو معنی دارد: یکی می خواهد دلیل بودنش را فقط برای خود ما به اثبات برساند. یعنی سوال: چرا فکر می کنم؟ صحیحش این گونه بوده: چرا این صحیح است که من فکر می کنم. یا مثلا چرا این صحیح است که من نیاز دارم؟ اینجا از طریق بدیهیات و علم حضوری، درک می کنیم و نیاز به استدلال برای «اثبات وجودی» آن نداریم.
اما وقتی به معنی دوم چرا می رسیم جواب های بی ربطی گاهی می شنویم. معنی دوم از چرا این است: من چرا باید فکر کنم؟ یا من چرا باید بتوانم فکر کنم؟ من چرا باید نیاز داشته باشم، من چرا باید حس کنم یا باید بتوانم حس کنم؟
جوابی به این امور هم داده شود معمولا سعی شده است از طریق فرایندهای علوم تجربی داده شود. 
این پاسخ ها، گاهی خودش یکی از «مقدمه» ها و لوازم ضروری پیدایش آن است. یعنی نمی توان آن را در جواب «چرای»ما گفت. مثلا چرا نیاز داریم؟ چون بدن ما به گونه ایست که… و …. و …‌ حال این بدن نیاز دارد به مثلا آب، پس ما نیاز داریم.
اما این مکانیسم های ایجاد این قضیه است اما هنوز سوال اصلی باقی است: خب چرا ما باید این مکانیسم ها را داشته باشیم؟ باز ذهن پرسشگر سوال می پرسد. چرا بدن ما بگونه ای است که باید نیاز داشته باشد. چرا بی نیاز نیستیم؟ 
بعضی در اینجا که می رسند می گویند ما نمی دانیم چرا ما و این سوالات بیهوده است. ما آن چیزی که مسلم است که هست را بررسی می کنیم و علل و عوامل مسائل و پویایی ها و تحولاتش را در می آوریم، اما اینکه کلیتش چرا هست و چرا باید باشد، یعنی ضرورت تامه وجودش را درک نمی کنیم و نیاز هم نداریم. به ما چه ربطی دارد؟ نفعی به حال ما ندارد که بدانیم.
علم مدرن و پوزیتیویسم همین را می گوید‌…
کلا برخی این نوع سوالات را بی فایده می دانند. می گویند اگر انسان از چرایی وجودی، بجای چیستی سوال کند به دور مرغ و تخم مرغ می رسد بباطل
برخی هم می گویند اصلا انسان چرا این قدر می گوید چرا؟ 
جواب: به همین دلیلی که الان شما پرسیدی چرا.
انسان میپرسد چون میخواهد بداند. هیچ کس حق ندارد سلب ک
اما ما انواع «چرا» داریم: 
۱- چرا از مکانیسم و فرایندها 
۲- چرا از علل غایی
مثال: ما می پرسیم ماشین چرا حرکت می کند؟ عمدتا در جواب: می آیند مکانیسم ها حرکت ماشین را توضیح می دهند… یا می گویند چون راننده گاز می دهد… یا فرایندهای فیزیکی و نیرویی غلبه بر گرانش و … را می گویند. 
اما همه اینها مقدمات و لوازم حرکت ماشین است، ما را قانع نمی کند که ماشین چرا حرکت می کند. 
جواب اصلی تر و قبل از اینها و مهم تر این است: ماشین به این دلیل حرکت میکنند که راننده را از جایی که هست به مقصد برساند. 
این را دانشمندان در مورد دنیا و طبیعت نمی گویند. در مورد علوم طبیعی خود را به جهالت زده اند. بعد می گویند ما فقط در مورد چیستی ها نظر می دهیم نه چرایی ها به معنای غایی. 
این چرایی به معنای غایی را اگر برگردانیم به جملات نظام فکری، می فهمیم در مورد کل هستی خود نیز چرا های مهمی داریم. چرا هایی که تا حل نشود هیچ نظامی ساخته نمی شود. انسان قصه ما می فهمد در جهل مطلق دست و پا می زند. تازه میفهمد کلاه بزرگی سر او رفته است که درگیری با خود و طبیعت برای کشف مکانیسم ها او را شدیدا غافل کرده است از تفکر در علل غایی.
ادامه بحث: 
انسان قصه ما درک کرده که نیاز دارد. خب او چه نیازهایی را از خودش متوجه میشود؟ نیاز های جسمی: بخورد، بیاشامد ، آمیزش کند، بدنش را از موجودات موذی حفظ کند. اما اینها مصادیق نیازها هستند. کلیه نیازهایی که یک انسان میتواند درک کند که دارد، میتوان به جسمی و غیر جسمی تقسیم کرد. ..‌‌. نیاز به ارتباط و همدم. نیاز به خن
انسان قصه ما، نیازهایش را درک کرده و در پی رفع نیازهایش رفته. اما یک چیز مهمی گوشه ذهنش گیر کرده. گاهی بخاطر تلاش برای برطرف کردن نیاز ها فراموش کرده آن را. اما مواقعی دلش مشغول است به آن قضیه اساسی. خصوصا زمانی که نیازهای اولیه جسمی و غیر جسمی برطرف شود و انسان فکر کند. 

بیشتر بخوانید:

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2559

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*