«

»

چاپ این نوشته

می خواهم آرام بگیرم

جلسه هفتم نظام فکری: می خواهم آرام بگیرم


هدف و غایت آن چیزی است که بعدش میتوانیم با دلی آرام و قلبی مطمئن بمیریم! ازدواج! علم. آیا دانشمندان این گونه مرده اند. 
در مورد جهان هم غایت آن چیزی است که این مجموعه دارد به آن سمت می رود و به اتمام برسد.
در مورد غایات، چه تفکراتی وجود دارد؟
۱- غایتی نیست. جهان یک مجموعه بی هدف است. اصلا مجموعه نیست چون جمع نیست. پراکندگی هاست. 
الف: جهان خالق واحد ندارد و نیازی هم به خالق ندارد. چون حاصل توالی یک سری فرآیند هاست. میلر
اشکال: این نتیجه فکر خیلی محدود و جزیی است. همان فکری که نظریه میدهد فرآیندهای ایجاد حیات را میخواهد از دل واکنش های شیمیایی در بیاورد! عجبا! خب هر فکری که کند باز این سیستم فرآیندهای شیمیایی ولو اولیه طراحی شده و قوانین آن ثابت است. اگر این طور نیست، چرا کربن که با آب ترکیب میشود منفجر نمی شود؟ اصلا چرا واکنش های شیمیایی اتفاق می افتد؟چه کسی گفته و چه طراحی کرده که اتفاق بیفتد ؟! 
پس وجود قانون برای فرآیند ها، بند شدن سنگ روی سنگ، که قانون دارد، مثلا اشیای جامد در هم ترکیب نمی شوند و محو نمی شوند، نشان از قانونگذار دارد. لذا جهان نیاز به خالق دارد.
ب: جهان خالق دارد اما نیازی نیست خالق برای جهان هدفی تعیین کند. اینجا بستر زندگی است. مقدمه و لازمه زندگی است. نیازی به هدف ندارد!
جواب: به نظر می رسد این را باید خود خالق بگوید. در ثانی ما میگوییم جهان بی هدف و غایت عبث و بیهوده است. چون انسان جزو این جهان و این بی هدفی است. ثالثا اگر کسی به این راحتی ادعا میکند که نیاز نیست خالق هدف تعیین کند ما هم میگوییم نیاز نبوده خالق اصلا خلق کند. 
مادیت انسان هر لحظه دارد نابود و مضمحل میشود.(اگر چه تولید مثل بکند، خودش رو به نابودی است) عقل انسان به انسان میگوید انسان با این همه قابلیت نیامده که بی هدف نابود شود. بخشی از استعداد هایش را به سمت خاصی شکوفا کند که نابود شود. 
۲- خود جهان غایت خاص ندارد. غایت را باید خود انسان تعیین کند. امری دل بخواهی است. هر کسی هدفش را از زندگی خود تعیین میکند. انسان آزاد آفریده شده است!!
ج: این سخن به این معنی است که اول جهانی بوده و بعد انسانی آمده و برای آن میخواهد هدف تعیین کند. یا نه برای آن بلکه برای خودش.  
انسان جزو جهان است . انسان هر کاری کند ساخته شده است. اختیار دارد عقل دارد جسم دارد اما هر کاری کند طراحی شده است. اگر خودش می خواست خودش را طراحی کند، این گونه درست نمی کرد. 
پس انسان مشمول غایت است نه شامل هدف. اگر انسان خودش خودش را ساخته بود می توانست برای خود غایت تعیین کند. چون تعیین کننده غایت باید لزوما مقدم بر آنچه مورد غایت است باشد. انسان که پیش از خود نبوده است!
آیا جهان هدف ندارد؟ آیا نیازی نیست هدف انسان با هدف جهان هماهنگ باشد؟ آیا انسان جزیی از جهان نیست؟ 
یک دلیل خیلی مهم:
سوال این است: آیا جهان هیچ حساب و کتابی ندارد؟ آیا جهان و حرکات و تغییرات آن منظم نیست؟ پس این شب و روز و باز آمدن فصول و تغییرات منظم آب و هوایی چیست (بدون هیچ گونه محاسبه بشری). این سیستم تقریبا منظم بر اساس شب و روز دارد به کجا میرود؟ آمدن فصول پشت سر هم، با اندک تغییراتی. دوره های آب و هوایی. تغییرات اقلیمی قابل ثبت. حرکت منظم زمین و ماه و خورشید. 
آیا میشود این همه حسابی که در ریز ترین تا درشت ترین اجزای جهان دارد، بی محاسبه گر باشد؟ یا محاسبه گرش بی هدف از این همه محاسبه باشد؟ عقل انسان میگوید محاسبه گری بی هدف کار کاملا عبثی است. هیچ خالقی این کار را نمی کند.
آیا خدا می خواسته بازی کند که جهان بی هدف خلق کرده؟ آیا می خواسته کاردستی درست کند ؟ این کار سرگرمی و لهو از خداوند به دور است. چون لهو از سر نیازی حوصله سر رفتن است که خدا ندارد. به قول خودش تازه چیزهای زیاد دیگری دارد که بخواهد لهو بگیرد نه جهان. اما سبحان الله. حتما خلق جهان و انسان برای او مهم بوده است.
چرا ماه ۸۵ روز نیست؟ چرا طول روز و شب منظم کم و زیاد می شود. چرا روز ۶۴ ساعت نیست ؟ما نمی‌دانیم اما حتما هدفی را در پی دارد. خالقش میداند. 
چرا انسان ۶ پا و ۱۵ چشم ندارد؟؛!!!
حرکات شب و روز و فصول آیا بصورت یک حلقه روی یک خط حرکت میکند یا مثل شکل فنر دارد به یک سمتی میرود؟ دانشمندان میگویند دوره های آب و هوایی داریم. بعد دوره های هزاران ساله زمین شناختی داریم. معلوم است جهان و حتی ظاهر انسان و قاره ها و… همه دارند تغییر میکنند. معلوم نیست دارند به کدام سمت می روند. پس تغییرات ظاهرا مشابه و تکرار شدنی در اصل مثل شکل فنر است. به یک سمتی دارد می رود. پس هدف دارد.

بیشتر بخوانید:

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2568

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*