«

»

چاپ این نوشته

چیست این سقف بلند ساده بسیار نقش؟

جلسه هشتم نظام فکری: سقف بلند ساده بسیارنقش!

وقتی با ابربحث هدف غایی، کل سه گزاره ساخته شده ما زیر سوال رفت، در می یابیم که حرکت از من به سمت جهان و اکتفا به آنچه ناچارا وجود دارد و یقین به آنها، برای ساخت یک نظام محکم اصلا ما را اقناع نمی کند. غایت ، هر آنچه قطعا هست را هم زیر سوال میبرد.
بلکه به نظر میرسد بجای آن باید روی سوال فلسفه هستی به طور کلی و بعد هم فلسفه هستی جهان و انسان متمرکز شویم. 
۱- هستی شناسی antology
۲- معرفت شناسی epistemology
۳- انسان شناسی antropology

در اولی: فلسفه وجود هستی چیست؟
ما چه راه هایی برای پاسخ به این سوال داریم؟ روش های رسیدن به جواب در این تحقیق چیست؟

۱- بعضی گفته اند به ما ربطی ندارد. بگو: پس برو هرکاری خواهی بکن آخرش هر چه جمع کردی مال دیگران است و 
۲- بعضی می گویند همان کسی که ما را آورده خودش می داند. ما نمی دانیم
۳- بعضی می گویند مگر ما با اختیار خودمان آمده ایم که بدانیم؟
۴- بعضی می گویند از پدر و مادرم بپرس..

واقعیت این است که عقل بشر زیاد راهی در باب فهم فلسفه هستی ندارد چون هم جزو هستی است هم عضو و مشمول قوانین هستی. هر چه فکر کنیم روشی برای پاسخ به این سوال به ذهن نمی رسد و هر چه که میگویند تخمین و گمان است. 
۱- میگویند احتمالا برای لذت انسان است
۲-میگویند برای تسخیر انسان است چون انسان قدرتش را دارد.
اما هیچ کدام از اینها دلایل کافی ندارد و صرف نظر دهی است یعنی ایدیولوژی است. ایده.
دلیلش این است که اگر کسی بخواهد نظر دهد در مورد فلسفه وجود و غایت چیزی باید خودش قبل از وجود شی باشد و یا در جریان وجود پیدا کردنش باشد. یعنی باید اشراف کلی داشته و بالاتر از آن باشد. اما انسان این گونه نبوده و نیست.
اینجا ست که انسان به تحیر میرسد. وادی ندانم ها اینجاست. اینجاست که علما و عرفا و علما همه اشعاری سروده اند که حکایت از تحیر دارد. 
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من.‌..
چیست این سقف بلند ساده بسیار نقش…
انکه پر نقش زد این دایره مینایی…
عاقبت خاک گل کوزه گران خواهی شد. ‌…

آنچه بشر را از این وادی تحیر نجات میدهد روش جدیدی برای معرفت است که دین آورده یه نام وحی. دین به همین دلیل نجات بخش است که این سوال هلاک کننده را برطرف میکند و راه نظام فکری را برای ما مشخص میکند.
اما امروزه چرا مردم دین برایشان مهم نیست؟ چون این سوالات را به راحتی بی خیال میشوند و با توجیهات ساده و مزخرف و سرگرم کردن خود با جزییات غیر مهم زندگی، سعی در پوشاندن این نیاز اساسی خود دارند. یا مثلا میگویند سخت است و مغزمان نمی کشد. یا مثل بعضی شعرا میگویند هیچ کس نتوانسته و ما نیز نمی توانیم! لذا زندگیشان حیوانی میشود و انسان به پست ترین درجه زندگی می رسد. بدون مهم بودن این سوالات، زندگی بسیار کثیف و مزخرف خواهد بود. سعی میکنند ابزار غفلت را مرتبا استفاده کنند. از شراب و ماهواره و گوشی گرفته تا مواد مخدر و بازی های رایانه ای. همان که حضرت گفت: ما لبنی ادم والفخر. اوله نطفه و اخره جیفه و هو بین ذلک وعا للغایط

بیشتر بخوانید:

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2571

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*