«

»

چاپ این نوشته

کلاس نهضت آزادی بخش اسلام ۳

نهضت آزادیبخش ۲
۱- آیا آزادی ارزش این مقدار اهمیت را دارد؟ هم خیر و هم بله
خیر از این نظر که از مقوله عدم است (به امور اثباتی و ایجابی بیشتر نیاز است تا به امور نفیی و سلبی)
بله از این جهت که بشر خیلی کم آن را داشته است. و همیشه موانع آزادی زیاد بوده است.
بهشت آنجاست کازاری نباشد/کسی را با کسی کاری نباشد!
آنجا بهشت نیست. بهشت جایی است که نه فقط آزاری نباشد بلکه افراد با هم انس و محبت داشته باشند.علی سرر متقابلین
علت شعر: از بس بشر سلب آزادی شده است.
آزار دیگران و سلب آزادی اجتماعی، همان است که ملائکه از ابتدا صدایشان بلند بود از آن.
بشر آنقدر که از ناحیه خودش آزار ذیده از حیوان و جماد وحتی از زلزله و طوفان و بیماری و… ندیده است.
آیا سلب آزادی انسانها توسط خودشان در اصل خلقت چاره نداشت؟
جواب: خیر! یا باید انسان مختار خلق می شد و توانایی سلب آزادی دیگران را داشته باشد یا مثل ملائک آزاد نباشد. مقتضای انسان بودن، آزاد بودن و مختار بودن است [این در تعریف انسان وجود دارد]
علم و احترام به آزادی
حال در اصل خلقت نه، در راه تکامل این قضیه چاره ندارد؟ مثلا با تربیت؟!
جواب: تا این تربیت چه باشد. اگر تربیت با »علم« است، علم در مقابل این بلای جان بشر عاجز است.
چرا؟ چون علت تجاوز بشر، ندانستن، و جهل به این نیست که تجاوز کار بدی است، جهل به علوم طبیعی و فن آوریهای پیشرفته نیست. بلکه جمع سودجویی+زور=تجاوز.
علم مانع تجاوز که نیست هیچ، علم را هم در این راه استخدام می کند، [لذا هرچه بیشتر پیشرفت می کند تجاوزش هم پیشرفت می کند]
علم بشر-پیشرفت
انسانیت بشر-پسرفت
بشر به کره ماه برود و در فلسطین و ویتنام جنایت کند بهتر است یا نرود و نکند؟
اروپا: سعی می کند سطح آگاهی مردم آزادی از دست داده را بالا ببرد. غیرت آنها را تحریک کند.
اسلام: آگاهی مظلومان شرط لازم است ولی کافی نیست.
مراحل به دست آوردن آزادی:
قدرت-لازمه اش-اتحاد-لازمه اش-تشکل-لازمه اش-ایدئولوژی
اما به نتیجه نمی رسد: چرا؟
داستان بوذرجمهر و انوشیروان
دزد از من سحرخیزتر بود: هر چه ما تلاش کنیم سلب شده ها را نسبت بحقوقشان آگاه کنیم و بدانها قدرت دهیم، باز سلب کننده ها ده برابر ابزار بیشتر و قوی تر از در اختیار می گیرد. اما امروز یک عامل قدرت دیگر را (که قبلا نبود) بشر سلب کننده در اختیار گرفته و آن نفاق است.(و چه نفاقی!)
نفاق در بشر امروز:
از تمایزات مهم حیوان و انسان: نفاق است!!
پیامبر: انی لا اخاف علی امتی مومنا و…
هابز: (مقایسه بین اجتماعات حیوانی و انسانی و کشف عوامل فساد در اجتماع انسانی) قدرت قلب حقایق توسط زبان و تکلم انسان ، چهارمین عامل بدبختی بشر (اگرچه یک عامل کمال هم هست)
به موازات افزایش آگاهی سلب شده ها و آگاهی، نقشه و تشکیلات و سلب کننده ها، نفاق و دورویی هم رایج شده است.
مثالهای مهم:
۱- نیکسون و استالین و خروشچف، همان حجاج بن یوسف و مسلم بن عقبه است؛ اما کار چنگیزی می کند و سخن عیسوی و محمدی می گوید!
۲- یک میسیون مسیحی به آفریقا می رود تا مسیحیت ترویج دهد، معلوم می شود برای استعمار رفته است. (کتاب التبشیر و الاستعمار)
روزنامه نویس اسلامی:دست مبشرین مسیحیت انجیل بود و دست مردم، زمین. چند سال بعد برعکس شد!! به نام انجیل برای زمین آمدند!
به نام اعلامیه حقوق بشر؛ حقوق بشر نفی می شود. به نام کتاب و دانش، در جاهل کردن می کوشند.
۳- مسیحیها بیمارستان تاسیس می کنند تا فکر مردم را مسموم کنند!
پس بالارفتن شعور عمومی کافی نیست.
–با مطالعه تاریخ در می یابیم که نهضت های باصداقت یا از ناحیه پیامبران بوده یا اتباع آنها.
۴- دروغ منافقانه القای بردگی در آمریکا: اصلا بحث انگیزه های انسانی و شرافت انسانی هم در میان نبوده، بلکه منافع آمریکای جنوبی اقتضای برده داشته ولی شمالی نداشته. جنگ و القای بردگی به خاطر این منافع بوده؛ اما با کلک به نام انسانیت تمامش کردند.(کتاب تاریخ آلبرماته)
۵- مساله حقوق زن: به نام آزادی و استقلال اقتصادی زن، خرده شیشه داشتند.
(نکته: یک قرن پیش اروپا برای زن هیچ مالکیت، استقلال اقتصادی و …قائل نبود؛ کار زن متعلق به شوهر! ارث او نیز!)
انقلاب صنعتی: نیاز به نیروی کار کم توقع و ارزان–« مردها اجازه نمی دهند زنان و کودکان در کارخانه ها کارکنند (بعلت اختلال خانواده)–« قانون استقلال اقتصادی زنان و کودکان تصویب کردند–« شوهرها حق ندارند جلوی زن و بچه را برای کار بگیرند!
۶- ویتنام مستعمره فرانسه بود، آمریکا به بهانه آزادکردن آنها، چنگال قوی تری در حلقوم آنها کردند.
سعدی: شنیدم گوسفندی را بزرگی…
آزادی اجتماعی واقعی
رهایی بشر از شر بشر، در متن خلقت امکان نداشت، نه با قدرت علم، نه با قدرت تربیت، نه با آگاهی بخشی،
فقط ۱قدرت هم به بشر مصونیت و هم بهشت واقعی (نه فقط کسی آزار نداشته باشد، بلکه عواطف هم باشد) می دهد.
دو مشخصه آزادی بخشی اسلام:
۱- صداقت و راستی:
حریص علیکم (عاشقم بر همه عالم که …). راستین و روراست بودن نهضت نه گندم نمایی و جو فروشی. بدون کاسه ای زیر نیم کاسه
قانون برده داری اسلام: ریشه ای آن ملغی نکرد. بلکه اسرا را ملزم کرد ابتدا (با زندگی بین مسلمین) انسانیت بیاموزند سپس آزاد شوند. (تفاوت زیاد وضع برده ها در بلاد اسلامی با جاهای دیگر)
مثال: زیدبن حارثه، برده ای آزادشده است و اسمش در قرآن آمده.
پدرش، از پیامبر درخواست آزادی او را می کند، پیامبر آزادش می کند اما او با پدرش نمی رود؛ می گوید بردگی اینجا صدشرف به آزادی آنجا دارد. اینجا احساس برادری و برابری می کنم نه خواری و کوچکی.
پیامبر، زینب بنت جحش(دخترعمه نبی) را به او خواستگاری کرد. سو تفاهم برای آنها شد که حضرت برای خودشان می خواهند، وقتی فهمیدند که برای یک برده است ناراحت شدند. اما بخاطر ایمان زیاد قبول کردند. آخر هم این دو با هم نساختند، زید پیش پیامبر می رفت که من با زینب نمی سازم و اجازه طلاق. فلما قضی زید منها وطرا…
دخترعموی نبی ضباعه، عقد یک سیاه
اسامه بن زید را فرمانده اکابر اصحابش کرد.(صداقت دین)
دومین مشخصه:قدرت
منادیان آزادی که غیر از انگیزه دینی داشتند، قدرت نداشتند. قدرت خاضع کردن و تسخیر و تسلیم دلها. سرمایه ایمان به انسانیت (ارزش انسان را بالا بردن)
اشتباه دنیای امروز
از طرفی انسان را ماشین پیشرفته می داند و تا حد جماد پایین می آورد؛ و از طرفی دم از حیثیت انسانی می زند.
مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر: علت العلل همه بدبختیها عدم احترام به آزادی یکدیگر و حیثیت انسانی.
انسان اگر ماشین است، دیگر حیثیت ندارد. کشتن او مثل خراب کردن ماشین است!
قدرت اجرایی آزادی بخشی فقط با پیامبران است.
این نهضت هم قدرت داشت هم صداقت.
یگانه بندگی که عین آزادی است، بندگی خداست زیرا ابتدا همه موانع را از جلو راه بر می دارد.لا اله
لزوما در ایمان، تسلیم باید با عصیان و تمرد همراه باشد. فقط کافر به طاغوت ایمان به خدا دارد. تا کافر نباشیم نمی توانیم مومن شویم.
[آزادی معنوی بدون آزادی اجتماعی ممکن است یا خیر؟ و برعکس]
اعلامیه جهانی حقوق بشر فکر می کند اگر مرتب به افراد بگوییم آزادی دیگران احترام گذارید، درست می شود. این همان داستان گربه تربیت شده است که اگر موش ببیند می پرد.
جهان امروز، ریشه انسانیت انسان را زده و اورا یک فرد سودجو و منفعت طلب -انسان اقتصادی-تعریف می کند. از طرف دیگر تنازع بقا را اصل می داند در زندگی انسان. چطور به حقوق دیکران احترام بکذارد؟
بحث بر سر شعارهای آزادی بخش اسلام نیست (با اینکه از دیگران بالاتراست، اما جای بحث ندارد) بلکه بر سر نهضت و مبارزه با عوامل ضد آزادی است.

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2596

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*