«

»

چاپ این نوشته

کلاس نجات و آزادی بشر ۱

نجات و آزادی بشر
روز مبعث: روز نجات و آزادی بشر.
آزادی: انسان رها باشد از قید و بندهایی که مانع رشد و تکامل می شوند.
جماد نیازی به آزادی ندارد: چون رشد و تکامل ندارد.
اشکال: برخی از جمادات به هم تبدیل می شوند که نیاز به آزادی دارند. مثلا برخی فلزات اگر جلویشان باز نباشد تبدیل نمی شوند.
ج: آن تبدیل از نوع تکامل و رشد نیست، بلکه از نوع واکنش طبیعی-شیمیایی است و تکامل فلز اول محسوب نمی شود چون ماهیتش فرق کرده-نیز چون هیچ فلزی خودش در مقایسه با سایر فلزات، ارزش فراتری ندارد ولو اینکه (اگرچه) نزد انسان ارزشش بالاتر باشد.
فرق آزادی انسان با حیوان و گیاه: آنچه طبیعت رایگان در اختیار آن دو می گذارد (عدم المانع) انسان باید با تلاش به دست آورد. (آزادیخواه بودن فقط برای انسان معنی دارد )
لازمه آزادیخواه بودن: ۱- روحی پرخاش جو و متمرد و عصیانگری (به تنهایی=هرج و مرج طلب) ۲- تسلیم، انقیاد و انضباط.
لذا انسان باید در آن واحد کافر و مسلم باشد
لا اله: ای انسان، روحیه عصیانگری و تمرد داشته باش. الا الله: فقط در مقابل خدا خاضع باش.
کفر و ایمان دو رکن است.
آرادی شعار نیست. اصول و مبانیش باید ابتدا در روح انسان جایگزین شود. و سپس در اجتماع پیاده گردد.فرنگی ها فقط شعار آزادی می دهند و در زیر لوای آن اسارت دارند.
آزادی اسلامی
۲قسم دارد. معنوی و اجتماعی و تا هر دو پیاده نشود نمی توان دم از آن زد.
راسل: ۳جنگ انسان. با طبیعت، با همنوع خودش، با روح و نفس خودش.
گاهی ازادی فکر انسان از ناحیه خودش سلب می شود: اعتقاد به خرافات، تعصب و تحجر
فرشته اراده متعالی: اراده انسانی یا اخلاقی غیر از شهوت است. مطلوب این اراده: سعادت دیگران، هدایت بشر ، سیر کردن شکم گرسنگان و… است. از من شخصی فراتر می رود.
انسان هرچه وابستگیهای حیوانی اش زیاد شود، اراده انسانی اش ضعیف می شود.
پس: انسان گرفتار خرافات، و شهوات، آزادی معنوی و عقلی ندارد.
اشکال: چون هوای نفس مال خودم است، پس اسارت ندارد.
پاسخ: اشتباه کردی که خودت را فقط آن نفس تصور کردی.
-داستان صفه: اذا صرت حرا
-نهج البلاغه: رجل باع نفسه فاوبقها و رجل ابتاع نفسه فاعتقها
-حدیث: ۵ خصلت که در کسی نباشد قابل معاشرت نیست: وفا، تدبیر،حیا،حسن خلق (خوش معاشرتی)، آزادی(جامع همه آن خصلت ها)
تصور آزادی اجتماعی بدون آزادی معنوی: کج دار و مریز/کوسه و ریش پهن
سر موفقیت انبیا در تحویل انسانهای آزادیخواه به جامعه: کارکردن روی آزادی معنوی افراد. بشری شایستگی آزادی اجتماعی دارد که آزادی معنوی دارد.

بحث آزادی اجتماعی
گفته اند با ارزش ترین موهبت های الهی آزادی است، اما اینطور نیست. شرایط اعدادی و ایجابی مهم تر است.
چون آزادی کمیاب است ارزشمند شده است، حال آنکه خودش آنقدر ارزش ندارد.
کلمه سواء: یعنی مربوط به هیچ یک از طرفین نیست.
جنگ های آزادی بخش صدر اسلام: رستم فرحزاد: ما امکانات مادی در اختیار شما قرار می دهیم(رشوه)
جواب:۱- اقرار به وحدانیت خدا و رسالت محمدص ۲- آزادی بندگان از عبادت بندگان به عبادت خدا
آزادی به ملت ها در مقابل حکومت ها
عبدت بنی اسرائیل
اساس اسلام آزادی اجتماعی است: هیچ کس حق سلب آزادی دیگران را ندارد:پس از قانون عادلانه اسلامی، همه در مقابل یکدیگر آزادند.
[اینها همه سخن است؛ باید چنین باشد و نباشد!] اما برنامه اسلام برای برپایی آزادی اجتماعی چیست؟
(در مورد آزادی معنوی که مشخص است، مثلا روزه تمرین تقواست، نماز تمرین تقواست، حج و عبادات، تمرین تسلیم و تقواست، رام کردن نفس سرکش دلم می خواهد،… جهاد، تمرین از جان گذشتگی است)
برنامه اسلام در آزادی اجتماعی:
۳ ریشه اسارت اجتماعی
عامل درون سلب کننده، عامل درون سلب شونده و عامل قوانین.
قدرت توبه دادن در دین
به ظالم: ظلم نکن
به مظلوم: در مقابل ظالم پرخاشگر باش: با صدای بلند به ظالم بدگویی کن!
فرمان حضرت به مالک: به مردم آزادی و حق انتقاد بده، امنیت بده که من مکرر از پیامبر شنیدم…لن تقدس
اسلام>
با ظالم: از راه موعظه و نصیحت
با مظلوم: از راه حق و حماسه و قیام
(حق گرفتنی است نه دادنی!) این جمله را کسانی گفته اند که می خواستند طبقه مظلوم علیه ظالم قیام کند/اما نمی توانستند ظالم را نصیحت کنند.
اسلام ابتدا ظالم را نصیحت می کند، اگر نداد به مظلوم می گوید برو بگیر!
هیچ نهضتی به اندازه اسلام در نجات و آزادی بشر نقش نداشته است.

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2598

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*