«

»

چاپ این نوشته

کلاس نجات و آزادی بشر ۲

–ادامه بحث شعارهای آزادی بخش اسلام
(ادامه صغرای استدلال)
اصل پذیرش و تاکید شدید بر آزادی و »آگاهی« در پذیرش دین توسط انسان
(بحث ارتداد و آزادی: اگر ارتداد به معنای استدلال علیه اصول دین ممنوع باشد پس در حوزه ها همه مرتدند!- تحقیق از اصول دین هم با تفکر و هم با تحقیق میدانی باید انجام شود-توهین و ترویج عقاید باطل ارتداد است-ارتداد خکمی اجتماعی است نه فردی!- کلیسا شبهه ارتداد را مطرح می کند که فرافکنی کند. چون خودش تفتیش عقاید با شکنجه می کرده است- تحقیق و پرس و جو و زیر سوال بردن و کشف جواب از اصول دین نه تنها جایز بلکه واجب است!)
نکته:شعار اول اسلام فارغ از هر قومیتی بود. شعار همه گیر، جهانی و اینترنشنال بود.فرامنطقه ای و فراقومی بود.

  • آزادی اجتماعی
    ۱-بحث حضرت موسی:باید برای آزادی گاهی هجرت هم کرد. [هجرت مسلمانان به مدینه هم از این نوع بود.]
    ۲-بحث نامه علی ع به مالک: باید حق ضعیف از قوی بدون لکنت (و ترس) گرفته شود. باید حق انتقاد به ضعیف داده شود.
    حق با نصیحت از قوی گرفته می شود و اگر اثر نکرد به ضعیف گفته می شود برو به زور بگیر. در حکومت اسلام، هر کسی نباید مجبور باشد برود و حقش را بگیرد. باید قوی، خودش حق ضعیف را بدهد. در غیر این صورت به ضعیف اجازه پرخاش داده.
    بحث گرفتن و دادن حق در اسلام و…
    باید سازوکاری برای انتقاد حق و به جا از مسئولین بدون ترس فشار یا نقصان مادی باشد
    ۳-لایحب الله…: فریاد به بدگویی ظالم را خدا دوست دارد. بلند فحش دادن به ظالم (امام و رهبری به بدگویی از ظالمان می پردازد)
    ۴-و اعدوا لهم …:تجهیز تا سر حد توان برای ظالمان و سالبان آزادی
    نکته: جنگ های آزادی بخش: جهاد ابتدایی برای آزادی اجتماعی انسانهای دیگر که مورد اسارت حکومت های ظالمند-
    شبهه: [اسلام دین شمشیر است. لذا برای آزادی سایر ادیان ارزش قائل نیست.
    جواب:اگرچه اشتباهاتی بوده، اما اصلش مورد تایید است.]
    ۱-افرادی که حمله کردند، قرآن را باور داشتند: لا اکراه فی الدین.اصولا دین و ایمان مقوله قلبی است. و عقلا اجباربردار نیست. بلکه عرضه می کردند. در صورت عدم قبول، می شدند ذمی. [قرارداد می شد که حکومت اسلامی امنیت آنها را حفظ کند و آنها نیز علیه مصالح اسلام و مسلمین کاری نکنند و جزیه دهند.]
    ۲- اگر دین اجباری بود این همه ماجرای پیامبر با یهودیان و مسیحیان که بعد از حکومت اسلام نقل می شود چیست؟
    لذا در اسلام تحمیل عقیده نداریم. جنگ ها با هدفی غیراز این بوده
    [سخن فرمانده سپاه ایران: رستم فرحزاد
    کار خسرو پرویز در پاره کردن و کشتن]
    ۵- لا یدرک الحق الا …:جد و جهد برای گرفتن حق
    ۶- ولا یتخذ بعضنا…
    ۷- برخورد علی ع با مخالفان : آزادی اجتماعی دادن بصورت بی سابقه و منحصر بفرد به مخالفان حکومت و مماشات با آنها
    (با قاسطین و مارقین و ناکثین)
  • آزادی معنوی:
    ۱-ویضع عنهم اصرهم…آزادی معنوی از آداب و رسوم غلط و خرافی. [ما چقدر اسیر آداب و رسوم خود هستیم]
    درونی ساختن رسم-رسم اجباری
    ۲-قل ان کان ابائکم و ابنائکم و….
    ۳-اذا صرت حرا
    ۴-حکمت نهج البلاغه: رجل باع نفسه فاوبقها و ابتاع نفسه فاعتقها: دل کندن از تعلقات در اسلام
    ۵-تقوا و آزادی معنوی
    الا و ان تقوی الله مفتاح سداد…: تقوا اصلا خود آزادی است،چون انسان آزاد از تعلقی، دست از مال و جان شسته است، بریده از دنیا. چنین انسانی را با هیچ وسیله ای نمی شود اسیر کرد.نه با تطمیع، نه با تهدید و…و با هیچ بندی به بندگی نخواهد رفت. لذا گفته من کل رقبه
    ۶- مبارزه اسلام با خرافات، همه انواع تعصب ها، جهالت ها (ما تعصب طبقاتی داریم. در ناحیه مکان زندگی، حس ناسیونالیستی (محله، شهر، استان، کشور، قاره!)، از ناحیه شرایط خانوادگی و قومی زندگی، از ناحیه اموال و مایملک مان [روی مالمان هم تعصب داریم!چقدر ما اسیریم!!!]، آیا)
    [ملت اسلام در مقابل امت اسلام.
    امت که شد، یعنی همه تعصب های مکانی، قومی و قبیله ای، و مادی برداشته می شود.
    اجازه ازدواج و اختلاط با مسلمانان سایر ملیت ها، نگاه جهانی و آزادی زیادی را در این عصر ارتباطات رقم می زند که دینی مثل یهودیت ابدا چنین اجازه اه نمی دهد.]
    سوال: آیا ما می توانیم یک آفریقایی مسلمان را با یک ایرانی مسلمان برابر و یکسان فرض کنیم؟! اگر نتوانیم تعصب داریم!!!
    ۷-حدیث زندگی با فرد دارای ۵ خصلت
    ۸- کونوا احرارا فی دنیاکم(منظور آزادی از اسارت وعده و وعید به دنیا یا زرق و برقهاست. آزادی معنوی است.)
    جمله راسل: جنگ طبیعت با انسان، انسان با انسان، انسان با خودش
    عوامل امروزی سلب آزادی در جامعه:
    (بر اساس چارت انواع سلب آزادی ها و اسارت ها بحث صورت گیرد.)
  • اهمیت تلقی ما از آزادی و اسارت:
    ما عوامل سلب آزادی را اگر به نظرما خوب باشد، به آنها نمی گوییم اسارت: خانواده-ازدواج-قانون-استخدام-رسوم صحیح
    اما اگر به نظرما بد باشد می گوییم اسارت: رسوم غلط-خدمتکاری-برده داری-قوانین غلط-مسائل غیرعقلانی و غیرطبیعی
    ملاک خوب یا بد بودن، آزادی یا اسارت بودن یک قانون، رسم و فرهنگ، موافقت آن با رشد است. اگر با نگاه فردی و اجتماعی، یک عامل محدودکننده با رشد موافق بود باید به آن عمل کنیم، در غیر این صورت مصداق اسارت است و باید به شدت با آن مبارزه کرد.
    پس هر امری محدودیت ایجاد کرد و سلب آزادی کرد را ما لزوما اسارت و بردگی از نوع ناشایست نمی پنداریم، بلکه از میزان موافقت آن با رشد سوال می کنیم. [شاید حبس خانگی هم برای یک کنکوری امر مثبتی بحساب آید!!]
    حال دین هم گرچه قوانین است و محدود کننده، بایدبحث کنیم قوانین در جهت رشد است یا نه.
    قوانین دینی: امربه چه شده و نهی از چه شده؟ انما حرم ربی الفواحش…
    بحث رسوم و آزادی اجتماعی
    بحث خرافات، تعصب و تحجر و آزادی معنوی
    بحث پیشرفت علم و آزادی اجتماعی
    بحث اعتیاد و آزادی
    بحث ارزش آزادی: فی نفسه و …
    بحث عوامل سه گانه سلب آزادی اجتماعی و مبارزه اسلام با هر سه
    اسلام و تامین مبانی آزادی فردی و اجتماعی
    جنگ های آزادی بخش اسلام:داستان رستم فرحزاد
    به جای مبارزه با مجرم، ریشه جرم را بزن
    باید سعی کنیم یکی یکی پرده های اسارت را بدریم که أزاد شویم
    کلمه بنده!
    کلمه طلاق!
    شل شدن دست و پا هنگام دیدن زرق و برق دنیا:راهکار آن: کرامت نفس(من کرمت علیه نفسه هانت علیه الدنیا)

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2600

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*