«

»

چاپ این نوشته

کلاس آزادی فکر، اندیشه، عقیده و بیان ۱

بسم الله
فکر و تفکر عربی است و اندیشه و اندیشیدن، فارسی و این دو مترادف اند.
فکر–« عقیده–«عمل
علی القاعده، صحیح این است که در همه اعمال ما این ترتیب رعایت شود.
فکر–«منطق/ عقیده–«گره خوردن با احساس
عقیده می تواند با پشتوانه فکر باشد یا نباشد (مثلا ناشی از تقلید یا تحمیل یا توهم و… باشد)
(عقیده با پشتوانه فکر باید آزاد باشد)
عقیده بی پشتوانه فکر، به تدریج پیوندش با احساس بیشتر می شود، سپس با روح انسان گره می خورد و عادت و نوستالژیک می شود، سپس تبدیل به تعصب می شود و بالکل راه تفکر در مورد آن برای فرد بسته می شود. (الاغلال)
آزادی فکر و اندیشه، عقیده و بیان
سوال: آیا این آزادی ها مقولات فردی اند یا اجتماعی؟
در حوزه فردی، انسان می تواند تفکراتی را برای خود محدود کند، مثل فکر نکردن به برخی گناهان، (اما منظور ما از فکر به اصطلاح عامیانه، تصمیم اجرایی به انجام کاری نیست، بلکه تفکر منطقی درمورد چیستی، چگونگی و منشا، حال و عواقب یک امر یا چیز است. مثلا ما ممکن است هرگز فکر نکنیم که دزدی کنیم، اما درباره چیستی دزدی و عوامل آن فکر می کنیم.)
تفاوت اینها با هم چیست؟
آزادی تفکر: هیچ محدودیتی قابل تصور نیست مادامی که بر اساس منطق و تعقل باشد. انسان می تواند در مورد هر چیزی منطقی فکر کند. (اندیشه هم محصول اندیشیدن و تفکر است)
تفکر چون از استعدادهای انسانی است، آزادی آن از ضروریات زندگی بشر است. اما آیا قدرت فکر انسان از ناحیه دیگران قابل سلب است؟ آیا فکر دیگری قابل به اسارت کشیدن است؟
آزادی عقیده: مشکل اعلامیه جهانی حقوق بشر چیست؟ آزادی انتخاب و بیان همه عقاید.
سوال:چه اشکالی دارد هر کس در جامعه عقیده مخصوص خود را داشته باشد و برای دیگران هم محترم باشد؟
جواب:
۱- جامعه=افراد +ارتباطات–« تاثیرگذاری افراد بر یکدیگر
۲- عقاید، اعمالی را در تعاملات به دنبال دارند و اعمال با هم احتمال تعارض دارند.
۳- برخی عقاید خودشان مضر هستند، یعنی زنجیر پای عقل هستند. نباید گذاشت کسی با پای خود به چاه رود. هر چه افراد برای خودشان پسندیدند، لزوما محترم نیست. سعادت فرد در گرو سعادت اجتماع است
۴- وجدان انسانی و حس نوع دوستی بشر و عواطف او اقتضا می کند که در مقابل جهالت و هلاکت دیگران، ولو به انتخاب خودشان باشد ساکت ننشینیم و نگوییم به ما چه مربوط، هرکس را در گور خود می خوابانند، موسی به دین خود…، ولا تزر وازره….،و سایر برداشت های غلط
۵- بی خیال بودن در مقابل جهالت انتخابی دیگران، توهین به انسانیت آنهاست!
اهمیت اسلام به فکر و تفکر:
-هر عاملی عقل انسان را، قدرت تفکر انسان را از او بگیرد، در اسلام حرام است. بعنوان مسکر:
شراب، مخدرات، قرص روانگردان، آهنگ خیلی هیجانی، تبلیغات خیلی پرزرق و برق، خلسه، سماع، نگاه به تصاویر مستهجن، دیدن فیلم های گمراه کننده. نگاه کردن به بدحجاب، نگاه کردن زیاد به کالاهای زیبا و عکس آنها که باعث می شود انسان غبطه اش را بخورد یا احساس خواستنش تحریک شود، شادی خیلی زیاد (سرمستی) و غم و اندوه خیلی زیاد (جزع و فزع)
مخصوصا تعصب بسیار نکوهش شده است. اوج جهالت و عمل بر اساس آن است. برخورد تعصب آمیز، فقط در مقابل حربی متعصب باید داشت و حتی در مورد یک منکر استدلالی خدا، باید با منطق برخورد کرد نه با تعصبح
چرا این گونه است؟ چون فرد احساساتی شده، فکرش درست کار نمی کند. احتمال کارهای غیرمعقول زیاد دارد، تفکرات غلط و منحرف را به راحتی قبول می کند
حتی در نماز، نیت باید جریان داشته باشد، یعنی اراده عقلی نمازخواندن از بین نرفته باشد.
سوال: آیا هر نوع هیجانی شدن و احساساتی شدن ضد تفکر منطقی است و با آن تناقص دارد؟
انسان نمی تواند به خاطر فکر، بکلی احساس خود را تعطیل کند. انسان به احساسات نیاز دارد. اما احساسات مقدس داریم و نامقدس. مقدس آن است که پشتوانه اش تعقل است.
تفکر–« عقیده–«عمل
تعقل–« احساس–«عمل
اما احساس نامقدس آن است که پشتوانه اش تعقل نیست. بلکه بی فکری و جهالت است.
مشکل این است که مردم با عقل حود همه اش چیزهایی را انتخاب می کنند که احساسات آنها را بیشتر تحریک می کند و عقل آنها را بیشتر تعطیل: فیلم هیجانی.، کالای زیبا و لوکس و قابل دلبستگی بیشتر باشد.
آیا اینکه فکر آزاد باشد اما عمل در چارچوب قانون و غیر آزاد باشد امکان دارد؟
پاسخ۱: خیر. افکار انسان بالاخره اعمالش می شود.
پاسخ۲: بله. همواره اینگونه بوده است. نمی توان جلوی فکر و اندیشه را گرفت و محدود کرد، فقط می توان عمل را چارچوب دار و محدود کرد.
همه اسارت های معنوی، به نوعی اسارت عقل در دست احساسات غیر عقلانی است. خشم، شهوت، تکبر، کینه و بسیاری گناهان قلبی اسارت عقل در دست احساسات است.
سوال: به اسارت کشیدن فکر و تعقل دیگران آیا ممکن است: بله. با بدحجابی مثلا!
برای عقلانی تر کردن زندگی:
تمرین عدم دلبستگی احساسی و عقلانی فکر کردن باید کرد. بعلاوه که زیاد غرق دنیا نباید شد.،انسان روحش هم باید بزرگ و قوی بگیرد که هرچیزی به راحتی در آن تاثیر نکند (تمریج قلب نداشته باشیم)، تقوای قوت…
-در اسلام، اگرچه برای احساس، ارزش قائل شده اند اما همیشه موخر از عقل است.
آزادی فکر را مطلقا قبول داریم حتی درباره ذات خدا.
حب الشی یعمی و یصم:
اگر اینطور است هیچ چیز را نباید دوست داشته باشیم چون کور و کر می کند.
پاسخ: خیر. انسان بخش زیادی از زندگیشان گرد احساسات می چرخد. احساسات با پشتوانه منطقی، مفیدند. احساساتی که تفکر و تعقل در آنها تاثیری نداشته باشد، درست نیست و زنجیر پای عقل می شود.
مثلا دوست داشتن پدر. علت امر احساسی: برای اینکه پدر برای ما پدری کرده است و از جنس خودمان است.
-نکته: برنامه رادیو: دلبستگی هایتان را نام ببرید.
عقلا انسان باید چیزی را بعنوان دلبستگی داشته باشیم که نابود نشود. از بین نرود یا نمیرد. این را عقل ما می گوید.
آزادی بیان: محصولات فرهنگی: عقل یا احساس
وقتی چیزی بیان می کنیم، ما اسیر او هستیم!کلام خود انسان اسیرش می کند.

  • بیانها، بسیاریشان با استدلال همراه نیستند که ذهن ما را در تفکر باز گذارند. بلکه مستقیم سعی دارند احساس ما را دستکاری کنند،
    مثالها: تبلیغات تجاری سعی می کند به انحای مختلف اجناس را در دل ما، خوب جلوه دهند. شعر، اصلا از شعور می آید به معنی احساس نه منطق عقلی. فتنه ۸۸ مساله غیر عقلانی تقلب را با تکرار و ایجاد موج احساسی، به عمل تبدیل کرد و کشور را به آشوب کشید. تا وقتی کسی ضد قرآن و … استدلال می کند، شفاهی جواب می گیرد، اما وقتی فیلم ساخته می شود و مسخره صورت می گیرد، علیه آن واکنش های تندی صورت می گیرد. تظاهرات می شود و…. چرا، چون محصولات فرهنگی، با استدلال صحبت نمی کند، بلکه مستقیم به سراغ احساس ما می رود و سعی می کند حرفش را با تحریک احساسات ما، بقبولاند. (این تظاهرات، اعلام انزجار از بیان احساسی عقیده است، که سعی کرده احساسات و نه عقل ما و جهان را تحت تاثیر قرار دهد. وقتی ما با برخورد احساسی مواجه شویم، نمی توانیم جواب آن را با عقل و استدلال دهیم، چون مورد توجه جهان قرار نمی گیرد. لذا پاسخی از جنس خودش، مثل تظاهرات پرشور یا محکوم کردن انجام می دهیم). شایعه چیست؟ یک موج احساسی که اکثریت مردم بواسطه تکرار تحت تاثیر آن قرار می گیرند و بر اساس آن دست به عمل می زنند. آیا نباید جلوی شایعات بی اساس را از ابتدا گرفت؟

بیشتر بخوانید:

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2602

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*