«

»

چاپ این نوشته

کلاس آزادی فکر، اندیشه، عقیده و بیان ۳

بیان یک شبهه مهم در آزادی فکر و اندیشه

ابتدائا: آزادی بیان شعاری شده و در بوق و کرنا شده، هرکس بعنوان شعار خود، با آن هیاهو و جنجال درست می کند. برای بحث باید از این فضا فاصله گرفت.
ابتدا سوال می شود: آیا آزادی بیان عقیده درست است یا غلط؟…
آیا تنها راه بیان عقیده، از طریق کلام یا صحبت است؟
جواب: مسلما خیر. صحبت، عکس، فیلم، اشاره، نقاشی و کاریکاتور، روزنامه ها، …
سوال: آیا از بین بیان ها، یک بیانی ممکن است مضر هم باشد؟
جواب: مسلما برخی بیان ها و تفکرات ضرر وارد می کند. مثلا شایعه دروغ که با هیاهو به شدت و سرعت در بین مردم به انحای مختلف پخش می شود و لطمات جبران ناپذیری وارد می کند. چه برخوردی باید با شایعه خطرناک صورت گیرد؟
یا مثلا آزادی بیان توهین، تهمت و افترا بد و مضر است. (مثلا عمرکشون که ضد قرآن است: لا تسبوا الذین….)، نباید فضای جامعه فضای فحش و هجو باشد که بگوییم هرکس توهین کرد یک توهین بالاتر جوابش بدهیم. (مثل شعرا که هجو علیه هجو می کردند.)
در سطح کلان تر، اگر یک رسانه ای به تفرقه افکنی و دروغ پراکنی مشغول باشد آیا باید فیلتر و سانسور شود یا خیر؟ (مثل شبکه های سنی و شیعی افراطی که هردو اسرائیلی اند.)
ما به طور کلی در آزادی بیان، یک مضاف الیه کم داریم. آزادی بیان چه؟ بیان عقیده.
دو نوع عقیده داریم. بر مبنا و اساس تفکر منطقی/بدون مبنا و اساس منطقی
بیان عقیده هم دو شکل دارد: منطقی و احساسی
عقیده غلط بدون مبنای منطقی، اگر احساسی بیان شود ضرر جدی می زند و سم است و باید با آن برخورد شود.
شبهه مهم در آزادی بیان: هرکسی خودش نباید عقلش از کار بیفتد، تحت تاثیر احساسش نباشد. هر کس در انتخاب اینکه چه بیانی را به ذهن خودش انتخاب کند آزاد است، می تواند انتخاب نکند که ذهنش هم اسیر آن نشود.
نباید هیچ عامل زوری باشد. باید مردم آگاه شوند و خود به سمت آنها نروند. مردم باید آگاهانه با عوامل اسارت خود مبارزه کنند.
جواب: این که انسان همه چیز را بشنود و ببیند، بعد تحت تاثیر قرار نگیرد، فقط از عهده افراد خاصی بر می آید.
اشکال: خیر. باید همه به آن سطح برسند که خوب و بد را بفهمند. نباید بر اساس اینکه مردم جاهلند فکر کرد و برنامه ریخت.
جواب: نه بر اساس اینکه جاهلند. بلکه بر اساس اینکه تحت تاثیر احساسات هستند. واقعیت جامعه این است. در ثانی اگر چیزی مضر باشد، پس چرا اصلا باشد؟
اشکال: برای افرادی که می خواهند از آنها استفاده صحیح بکنند.
جواب: اگر چیزی استفاده مفید برای هیچ کس نداشته باشد چه؟از آن بدتر: اگر محصولی حق و باطل را در هم مخلوط کند برای اینکه ما باور کنیم همه را بعنوان حق به ما بدهد؟
اگر چیزی باشد که برای بعضی مفید باشد و برای بعضی مضر، کدامیک از این بعضی بیشترند؟که ما براساس آن برنامه ریزی کنیم.
زهر خوشمزه را بریزیم و در جامعه بعنوان نوشابه، همه باید پادزهر داشته باشند! یا نه، زهر خوشمزه نوشابه ای را ممنوع کنیم، افراد اندکی که بخواهند رویش آزمایش کنند را اختصاصی در اختیارشان قرار دهیم.
فیلم های مضر، زهر های لذت بخش هستند.
شباهت های عقیده مسموم با نوشابه خوشمزه مسموم: ۱- حق را با باطل مخلوط می کند (به طوری که قدرت تشخیص این دو از هم بسیار سخت می گردد) و سعی می کند بر اساس پیش زمینه های منطقی مخاطب، باطلش را بعنوان حق جلوه دهد: مثلا دست به مغالطه منطقی می زند
مثال: بی بی سی: ۸ سال جنگیدیم با این همه کشته و ویرانی، مرزهای ما هیچ تکانی نخورد. [لذا همه این جنگ و کشته هایش به درد نخور بود و فقط بر کشور خسارت وارد کرد]
مثال: الانسان حریص علی ما منع
مثال: نمازی بجز خدمت خلق نیست
مثال: اسلام دین پول خدیجه و شمشیر علی ع است.
مثال: قانون بقای اصلح و اقوی برای همه
زمانها و مکانها وجود دارد.
مثال: منابع طبیعی متعلق به کسی است که از آن استفاده کند.
۲- وقتی در جامعه ای عقیده مسموم منتشر شود، ضرر آن فراگیر است و جامعه را به هلاکت می کشاند:
مثل: تفکر وابستگی به خارج و شعار –ما خودمان نمی توانیم–، آنها پیشرفته هستند ولی ما عقب مانده ایم. باید از خارج تهیه کنیم، اگر ارتباط ما با برخی کشورها قطع شود، باعث بدبختی و بیچارگی و گرسنگی و … می شود [این تفکر باعث هلاکت و بدبختی و زبونی یک ملت خواهد شد]
اشکال: انسان خودش نباید تحت تاثیر قرار گیرد، باید بر خود مسلط باشد و علمی نگاه کند.
-این طبیعت انسان است که به سمت جذابیت های فطری برود. جذابیت هایی که سازندگان بر اساس نقطه ضعف و جذب مخاطب روی آن دست گذاشته اند و مانور می دهند. اگر تاثیر نداشت چرا باز از آن متدها بهره می برند. (مثل زن عریان یا نیمه عریان برای مردان)
-ما وظیفه انسانی داریم جامعه را از افتادن در پرتگاه نجات دهیم. نه …
-انسان مطابق شناخت خود از وقایع قضاوت می کند. وقتی فیلم به انسان “شناخت ناقص” از قضایا می دهد، مثلا کسی دارد کس دیگری را می کشد. اما پیش و پس آن را نشان نمی دهد تا ما سریع قضاوت کنیم، به همان شیوه ای که او دلش می خواهد قضاوت خواهیم کرد.
-فحش، نوعی بیان عقیده است اما از روی احساس است نه منطق. بیان احساسی است. لذا واکنش شدید نشان داده می شود.
اشکال: سانسور و فیلترینگ و محدودکردن شیوه های بیان نادرست، ناشی از ضعف در جواب دهی به آنهاست.!؟
-مگر ما به همه مردم کشور دسترسی داریم که بخواهیم همه آنها را آگاه کنیم نسبت به مضرات محصولات فرهنگی؟!
سم خوشمزه را پخش کن و همزمان در مورد مضراتش آگاهی بخشی کن. مگر این آگاهی بخشی چه جذابیت یا لذتی دارد که مردم به سمت سم خوشمزه جذب نشوند؟!
هر چه هم نسبت به مضرات فیلم مستهجن آگاه باشی، آیا سمتش نمی روی؟
مگر جامعه در مورد مضرات سیگار آگاه نیست که این قدر مصرف می کند؟!!
چون علت گرایش مردم به این سم های خوشمزه، که عدم آگاهی نیست، بلکه جذابیتی است که دارد.
آیا سیگار باید ممنوع باشد؟
اگر نه؟ آبنبات زیبا، خوش رنگ و خوشمزه سمی چه؟ که هم عطش خواستن را در انسان ایجاد می کند هم مضر است.
باید در جامعه، برای دریچه های احساس مردم، برایش فیلترهایی تعبیه شود که محتوای مضر را با نگاهی علمی و دقیق چک بکند (مثل کارگروه نظارت بر محصولات و تولیدات فرهنگی بصورت تخصصی) و موارد منحرف را، چون مستقیما بر احساسات و قلب مردم تاثیر می گذارد، محدود و بایکوت و متوقف کند.
اشکال و شبهه: هرچه متوقف شود، انسان نسبت به آن حریص تر می شود، لذا باید آزاد باشد! مثل فیلترینگ که مردم بیشتر می روند.
پاسخ: چون مردم حریص تر می شوند، سم خوشمزه را در بازار آزاد کنیم؟!!
مغالطه دیگر آن جمله این است که: آیا بررسی آماری کرده اید؟ وقتی چیزی دسترسی از راه طبیعی و ساده به آن ممکن نیست، خیلی از مردم اصلا به سمت آن نمی روند، چون مشقت دارد و در ته دل می دانند که مضر است، لذا اصطلاحا از خیرش می گذرند!
مثلا اگر دسترسی به محتوای مضر جذاب را آسان کنیم مردم کمتر به سمت آن می روند؟
اگر جزو نیازهای ضروری و اساسی مردم بود، یا چیزهای مفید و به درد بخور بود، شاید مردم مشقت دستیابی به آن را تحمل می کردند، اما چون همه میدانند مضر است اینگونه نیست.
مردم دغدغه ها و نیازهای مهم تری دارند که به کنجکاوی مسائل مضر ممنوعه نمی پردازند مگر آنکه حقی در آن باشد.
-انسان در چه مواقعی به سراغ فیلم دیدن می رود؟ وقتی روحش خسته است و دنبال تفریح روحی” می گردد؟ آیا انسان معمولا هنگام دیدن فیلم، از دید استدلاگ و عقلی نگاه می کند که انحرافاتش را بگیرد یا نگذارد احساسش غلبه کند بر عقلش، یا اینکه نه، دل را به موج فیلم می سپارد تا با او برود و لذت روح ببرد؟
مسلما چون برای تفریح روح آمده، ک، روحی باشد، دلی است تا عقلانی
بسیاری از تحت تاثیر قرارگرفتن ها در مقابل امور احساسی، عکس العمل طبیعی روح انسان است. در مقابل فیلم جنسی، عکس العمل تحریک است. در مقابل خشونت، انزجار، در مقابل تراژدی، غم، در مقابل صحنه های ناگهانی، استرس و ترس.
مواد مخدر آیا باید در جامعه آزاد باشد یا نباشد؟
یک جواب: باید آزاد باشد و مردم خودشان آگاه باشند و طرف آن نروند.
اما همه دنیا آن را از سطح جامعه جمع کرده و با خرید و فروش و تولید آن مبارزه می کنند.(به نام مواد افیونی) چرا؟
چون همه دنیا می دانند مواد مخدر کشش و جاذبه و جذابیت دارد. با خود لذتی به همراه دارد، و در عین حال هم بی نهایت مضر است.
چرا سیگار آزاد است؟ چون آن مقدار جذابیت و تخدیر را ندارد.
دقیقا به همین دلیل است که افکار مضری که با احساس بیان می شود و نه استدلال، باید از سطح جامعه جمع شود.
موسیقی، قصد تاثیر گذاری روی منطق ما دارد یا احساس ما؟ پس باید فقط موسیقی مفید با اشعار مفید در جامعه باشد.
بدحجابی محرک احساس است، و عقل را در راستای شر، تعطیل می کند. افراد محو تیپ محرک می شوند. لذا نباید باشد.
اشکال: محرک نیست، چون طبیعی نشده. در خارج محرک نیست.
جواب: ۱.آمار تجاوز چرا در خارج بالاست؟ چون حیا و حجاب کم است.

  1. چرا خارجی ها به عکس های لباس های تنگ و چسبان و آرایش صورت، اروتیک می گویند؟
  2. چرا خارجی ها وقتی ایران می آیند و به زن های ایرانی نگاه می کنند تحریک می شوند؟چند مورد
  3. افراد در نگاه نکردن به بدحجاب ها چه آزادی ای دارند؟ ملاک اینجا عرف است. شما به نگاه هایی که به یک بدحجاب می شود دقت کنید! همه یا اکثریت که مریض نیستند، بلکه نمی توانند طبیعت خود را ابراز نکنند. لذا طبق طبیعت خود خیره می شوند. هیز هم نیستند.
    تمثیل مهم در پاسخ به شعار آدم باید خودش عاقل باشد:
    آیا دزدی کردن عقلانی است؟ پس چرا آگاهی بخشی در مورد آن کافی نیست؟
    چون علت دزدی کردن دزد، عدم آگاهی او در مورد غیر عقلانی بودن و نیز زشت بودن و عواقب آن نیست، بلکه نفس اوست و جاذبه ای که دزدی دارد.
    سوال: آیا قفل و بند گذاشتن برای بانک ها، توهین به مردم است که مثلا همه دزدند؟!! خیر. بلکه برای دفع شر احتمالی است. در مورد دزدان فرهنگ هم همینطور است.
    در نهایت:
    بیان عقیده، ولو بر اساس عقل و منطق صحیحی نیز نباشد، اگر:
    ۱-قالب بیانی به ظاهر منطقی و علمی داشته باشد (بتوان در قالب های معمول پاسخش را داد.)
    ۲- خالی از عنصر احساسات و عواطف باشد (اعم از جنجال و هیاهو، توهین و تحقیر، شایعه، جو تبلیغاتی و تکرار و تلقین و سو استفاده و… )
    ۳- در مکان مناسب طرح شود (یعنی جایی باشد که بتوان به آن جواب داد، متخصصین همان رشته باشند و قابل نقد و بررسی باشد.)
    در صورت وجود این شروط منطقی، هر بیان عقیده ای آزاد است.
    اشکال: پس چرا در جمهوری اسلامی، با تکیه بر احساسات مردم به نفع مقدسات دینی فیلم ساخته می شود که مردم جذب شوند؟
    جواب: چون این مردم قبل از این، دین اسلام را به عنوان دین و مذهب رسمی کشور انتخاب کرده اند، لذا در راستای تایید عقایدی است که مردم بدان پایبندند و یا در جهت تعمیق آن؛ و نه در راستای باوراندن و فهماندن یکی از اصول دین به مردم، زیرا اصول و عقاید را نمی توان با احساس به کسی باوراند و آن باور را اسلام قبول ندارد و این کار غلط است. آنها قطعا و یقینا و الزاما این مساله باید از فیلتر عقل و منطق فرد عبور کند و به مرحله باور و ایمان برسد.

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2607

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*