«

»

چاپ این نوشته

کلاس آزادی فکر، اندیشه، عقیده و بیان ۴

عقیده: گره دل و نه عقل
حب الشی یعمی و یصم
عقیده زنجیر تفکر است.
ابتدایی ترین فکر بشری هم انسان را به بت رهنمون نمی کند.
ریشه های بت پرستی: افراد استثمارگر سودجو از این تکیه گاه اعتقادی استفاده کرده، بتی یا اژدهایی ساخته و چندنسل ترویج کرده: ابتدا زیاد مهم نبوده ولی بعدا سابقه تاریخی پیدا می کند و جزو سنن و غرور ملی می شود!

هر چه خودت برای خودت بپسندی من هم برای تو می پسندم! ولو سم فکر باشد!
۲ مثال برخورد نادرست:
-ملکه انگلستان در سفر به هندوستان
-کورش وقتی وارد بابل شد
(از نظر سیاسی روز شاید قابل تمجید باشد، برای به زنجیر کشیدن یک ملت باید تکیه گاه اعتقادی او را محترم شمرد! )
سه مثال صحیح:
-بت شکنی ابراهیم ع
-عمل موسی بن عمران در برخورد با گوساله
-عمل پیامبر در برخورد با بت ها
قرآن اسم چیزی را که اروپایی ها می گویند باید انسان در آن آزاد باشد زنجیر می گذارد
(عوامل ضد فکر در انسان)
ریشه های طرح غلط آزادی عقیده اروپا

  1. افراط: یک عکس العمل بسیار شدید در قبال تفتیش عقاید کلیسا
    عقاید خلاف عقاید کلیسا، ولو فلسفی باشد، شدیدا سرکوب می شد
    مقایسه قرون وسطی با جنایات شرق: حتی اگر در کارهای شرق اغراق هم کنیم اصلا به پای غرب نمی رسد.
    زنده آتش زدن، کشتن زنان، سرتعداد عناصر و گردش زمین آدم کشتن!
  2. دین مربوط به وجدان شخصی است: انسان باید یک سرگرمی بعوان مذهب داشته باشد. مثل هنر و شعر. خوب وبد و راست و دروغ ندارد، بسته به پسند شماست. مثل رنگ یا خورش
    چون نمی خواهند اعتراف کنند دین راه سعادت است، می گویند انسان بدون مذهب نمی تواند زندگی کند و حتما به آن سرگرم باشد! فرق نمی کند معبودش چه باشد! پس باید به سلایق دیگران احترام گذاشت!
    دین اگر راه واقعی سعادت بشر باشد، نباید آنهایی که بر اساس تفکر نیست آزاد باشد!
    مثال مهم: مساله بهداشت: آیا عقیده در مورد بهداشت آزاد است؟ با زور و گول و … سعی می کنیم معالجه کنیم دیگران را.
    مثال دیگر: مساله سواد آموزی
    چرا اعلامیه حقوق بشر ضد آموزش اجباری صحبت نمی کند با اینکه آزادی بشر را سلب می کند؟
    می گویند: غلط کرده کسی که می خواهد جهالت را انتخاب کند. باید به زور باسوادش کرد!
    اما دین را مثل این دو، راه سعادت نمی دانند. بلکه سلیقه ای می دانند.
    بشر یک حس پرستشی دارد، حال هرچه را پرستید!
    پس: دین سلیقه ای نیست و امر ضروری است|انتخاب دین، مثل رنگ نیست.
    خلاصه: اسلام با آزادی فکر و عقیده بر مبنای فکر موافق است اما مخالف آزادی مطلق عقیده است.(چون آن آزادی بردگی و اسارت است.)
    اسلام: بت را نپرست، آزاد باش، حال فکر کن که چه را باید بپرستی. در خلقت مطالعه کن.
    نکته: ایرانی ها در زمان حکومت ایرانی مسلمان شدند، نه در زمان اعراب. آن موقع زردشتی ماندند و کسی هم آنان را مجبور نکرد مسلمان شوند.
    شبهه مهم: هرکسی خودش نباید عقلش از کار بیفتد، تحت تاثیر احساسش نباشد. هر کس در انتخاب اینکه چه بیانی را به ذهن خودش انتخاب کند آزاد است، می تواند انتخاب نکند که ذهنش هم اسیر آن نشود.

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2609

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*