«

»

چاپ این نوشته

کلاس آزادی فکر، اندیشه، عقیده و بیان ۶

فیش آزادی فکر و عقیده ۳
وظیفه دانشکده الهیات: بیان، توضیح و تفسیر ایدئولوژی اسلامی و دفاع از آن
آزادی چه حقی است برای بشر؟ (برای آنانی که آن را از مقوله حق می دانند.)
آزادی: یک واقعیت مقدس
۱- حیوانی: آزادی شهوت، هوس، تمایل به جنایت، (قوه غضبیه و شهویه): مقدس نیست
۲- انسانی:
استعدادهای فراحیوانی: ۱- عواطف و تمایلات عالی انسانی ۲- ادراکات و اندیشه ها.
این دو مقوله باید آزاد باشد و شکی نیست.
آزادی عقیده، جای یک مغلطه در کار است.
تفکر= استعداد انسانی بشر که می تواند در در مسائل، منطقی بیندیشد
عقیده= ناشی از منطق و ناشی از تعصب و عادت و…(زنجیر فکر)

  • باید بگذاریم بت پرست، بتش را بپرستد یا این زنجیر عقیده غلط را از پایش باز کنیم، ولو خودش بدش بیاید؟ آیا این خدمت را علی رغم میل او باید انجام دهیم یا نه؟ آیا نباید عقل و فکر او از شر این عقیده آزاد گردد؟
  • همین کار را ابراهیم بت شکن کرد. باعث شد مردم به خود مراجعه کنند و فکر کنند.
    فلسفه هگل: از خود بیگانگی. باید انسان به اصل خود مراجعه کند.
    قرآن: فرجعوا الی انفسهم: بسیار دور بودند از خودشان. ابراهیم ع آیا کاری برخلاف آزادی عقیده کرد؟ کاری که وی کرد در راستای آزادی اندیشه دیگران بود، از خودبیگانگی را از مردم گرفت.
    اگر ابراهیم این کار را می کرد، اغراء به جهل بود نه احترام به عقیده.
  • پیامبر سمبل های اسارت فکری را پس از ورود به مکه شکست. سالها فکر مردم اسیر چوب و سنگ بود.
  • کار ملکه انگلستان، نیرنگ استعمار است. زیرا می بیند بتخانه ملت هند را رام استعمار کرده است. اگر این ملت از زیر خرافات درآید، به انگلیس باج نمی دهد.
    -کورش با ورود به بابل بتخانه را محترم شمرد. آیا خودش معتقد بود؟ خیر. اما برای فریب و استعمار کشیدن خوب است.
    آزادی تفکر آری و آزادی انعقاد فکر، نه.
  • هر مکتبی که به خود اعتقاد و ایمان و اطمینان دارد، ناچار طرفدار آزادی اندیشه است. اما مکتبی که اطمینان ندارد جلوی اندیشه را می گیرد. (مثل کشورهای کمونیستی؛ که ورودی های جامعه را از ترس انتقاد می بندند، زیرا می دانند ایدئولوژیشان آسیب پذیر است.)
  • صراحت و عدذ نفاق، شرط آزادی تفکر است: برخی حرف ها و تفکراتشان را در جایی بیان می کنند که کسی توانایی یا جرئت مخالفت ندارد ا همه موافقند!
    یا حرف صریحشان را در لفافه های دیگر می زنند که دیگران را بفریبند. (مثلا جامه اسلامی به آن بپوشند.)
    مثلا وقتی می گوییم مبارزه، باید صریحا بیان کنیم مبارزه با چه؟ مثلا با استکبار.
    »کالمستجیر من الرمضاء بالنار« نباشد. (آزادی از یک ظلم و اسیر کردن یک ظلم دیگر)
    نفاق یعنی در ظاهر و به خاطر منافع، موافق فردی حرف بزنیم و در خفا علیهش.
    آزادی عقیده به معنی آزادی دروغ و اغفال و منافق گری نیست. به معنی آزادی صراحت است.
    آزادی از چه؟ نفاق گونه حرف زدن، یعنی بگوییم آزادی و نگوییم از چه؟ از مذهب؟
    آزادی فکر برای غیر مسلمانان هم در جامعه اسلامی وجود دارد و اسلام تایید می کند.
  • اختصاص دانشکده الهیات به یک کرسی مارکسیسم. نباید چون الهیات است، دیگر مارکسیسم تدریس نشود. اما جلو حقه بازی را باید گرفت. او دیگر به قرآن متمسک نشود. این اغفال مسلمانها با کتاب مقدسشان است. فریب، یعنی خیانت به دیگران و آزادی آنها را وسیله اغفالشان قرار دادن.که نباید آزاد باشد.
    در حکومت اسلامی، احزاب آزادند ولو غیر اسلامی باشند. بیان عقیده آنها و جنگ با عقاید اسلامی آزاد. فقط فریبکاری و نفاق ممنوع است و باید با آن مبارزه شود. اما حق ندارند به نام اسلام، عقاید ضد آن را بیان کنند. اینجا ما جلوگیری می کنیم
  • در کدام کشور مذهبی، به مخالفان اجازه می دهند، در یک جای مذهبی مثل مسجدالحرام علیه اصول آن مذهب صحبت کنند؟ این آزادی عامل بقای اسلام است و نگفتند بزنید اورا!
  • ماجرای نماز مفضل و بحث مادیین
    ضبط حرف های مادیین در احتجاجات توسط علمای اسلام
    هشدار: کسی خیال نکند حفظ و نگهداری اسلام با سلب آزادی بیان تحقق می یابد. فقط باید قاطعانه جلوی فریب را گرفت.
    از اسلام فقط با یک نیرو باید پاسداری کرد و آن منطق و مواجهه صریح با افکار مخالف است.
    پرواز انقلاب: پاریس-تهران
    برخی: دین فقط مربوط به پیرها و جنوب شهری هاست! در انقلاب ایران، همه حاضرند.
    چهار »آمن« شهید مطهری در مورد امام.
    شهید مطهری: قلب امام مثل قلب فردی بیست ساله است.
    ساکن و ساکت بودن، باعث می شود عنایات خدا را نبینیم.

بیشتر بخوانید:

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2614

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*