«

»

چاپ این نوشته

کلاس آزادی فکر، عقیده، اندیشه و بیان ۷

آزادی فکر۲
معتقدات بشر ۲ پایه دارد:
۱- فکر و تفکر آزاد
۲- تحمیلی: یا تقلید آبا و اجداد و…سپس خو می گیرد و بدون تعقل، عقیده ای در روح مستقر می گردد–« تاثیر آن: جلوی تفکر او را در آن قضیه می گیرد. (زنجیرهای اعتقادی و عرفی)
بسیاری ملتها از روی تلقین یا تقلید، عقایدی را پذیرفته است.
[فرد که با تفکری غلط خو می گیرد، به تدریج در وجودش ریشه می دواند، به آن عادت می کند و زنجیرهای محکمی از تعصب به دست و پای او بسته می شود که اجازه تفکر در مورد قضیه را از او می گیرد]،
باید یک نیرویی این زنجیرها را پاره کند، نه تحمیل عقیده کند و نه تحمیل فکر منطقی و نه بستن زنجیری دیگر. فقط آزاد کردن برای فکر آزاد. (خدمت بزرگ)
از وظایف انبیا، خراب کردن این گونه پایگاه های اعتقادی است.
داستان صحابه رسول خدا و زنده بگور کردن
۱- اموری که عقلا و عملا اجباربردار نیست: مثل محبت و دوستی؛ ایمان
آنچه اسلام از مردم می خواهد ایمان است، نه تمکین مطلق اعم از اینکه ایمان داشته باشد یا نه. عمل به تکالیف زورکی نمی خواهد.
قالت الاعراب…
اسلام آوردن، تنها جنبه اجتماعی ظاهری دارد. حقوق اجتماعی برابر، تزویج، …
آیا اسلام آمده یک جامعه تمکین کننده احکام اسلامی درست کند؟
ج: خیر. می خواهد در دلها شور و محبت و ایمان ایجاد کند.
یک وجه آیه لا اکراه….: تو ایمان از مردم می خواهی و آن قابل اجبار نیست.
به همین دلیل، قرآن می گوید با حکمت دعوت کن (که خضوع و محبت در آنها ایجاد شود.)؛ نیز می گوید لست علیهم بمصیطر.
۲- اموری که با اجبار، کمال مطلوب حاصل نمی شود
مثل اخلاقیات، دروغ و…
از نظر اجتماعی می توان دست دزد را قطع کرد، اما از نظر اخلاقی، خود فرد باید امین باشد و دزد نباشد.
اسلام نمی گوید راست بگو، می گوید راستگو باش: ملکه شدن اخلاق در روح (که قابل اجبار نیست)
نه بدلیل ترس مجازات قانون، بلکه چون آن را فضیلت می شمارد
اخلاق آن موقعی برای انسان فضیلت است که بصورت تربیت درآید نه فقط اجرا.
۲-۱-رشد اجتماعی
باید آزاد باشد اجباری نباشد.
بشر باید در انتخاب خود، آزاد باشد تا رشد کند. در تربیت کودک، اگر بر اساس علاقه والدین به تربیت، همه کارها به کودک امر ونهی شود، شخصیت او رشد نمی کند. (باید هدایت در اموری و آزادی در اموری دیگر باشد.)
داستان پرواز بچه کرکس
راهنمایی+بخود واگذاشتن
در اجتماع نیز همین قانون است. سردمداران نباید به بهانه اینکه مردم قابل و لایق نیستند، آزادی را از آنان سلب کنند (چون استعدادهای آنها شکوفا نخواهد شد)
رای گیری باید آزادانه باشد تا مردم به رشد اجتماعی برسند. ولو حکومت داران بدانند شخصی اصلح است، مردم هم واقعا در انتخاب اشتباه کنند، هرگز نباید تحمیل صورت گیرد. زیرا رشد اجتماعی ملت، صرفا از طریق انتخابات آزاد و فکر و تلاش برای انتخاب اصلح است.
باید اشتباه کند، تجربیاتش کامل شود تا به رشد برسد.
مثل آموزش شناست. با دستور، بدون عمل آزاد نمی توان شناگری یادگرفت.
۲-۲- رشد فکری
باید آزاد باشد تا فکر رشد کند.
دین، لا اله الا الله ی که فکر در آن نباشد نمی پذیرد.
احادیث برداشتن وسوسه »تفکر در خلقت« از امت پیامبر.
شک: معبر خوب و منزل بد.

داستان عرب و شک:
ذلک محض الایمان
اسلام که اعتقاد به اصول دین را (از طالبان دین) اگر آزادانه نباشد، نمی پذیرد، آیا امکان دارد مردم (زاجران دین) را مجبور کند اسلام را بپذیرند؟!!
اسلام با دولت هایی جنگید که عقاید خرافی به پای مردم بسته بود.
تاریخ درخشان اسلام در اعطای آزادی عقیده به ملت های دیگر حتی بعد از تشکیل حکومت. (ارجاع به منابع)
۲ علل پیدایش و گسترش تمدن اسلامی
۱- تشویق بی حد اسلام به تفکر، تعلیم و تعلم
۲- احترام به عقاید ملت ها (که ملت های نامتنجانس را وحدت داد); تسامح و تساهل
نمونه ها:
۱- حضرت علی(ع): سلونی قبل ان تفقدونی
۲- سوال عرب یهودی با جسارت به علی (ع)
۳- زیاد به مسجد رفتن علی(ع) یا فرستادن سلمان و ابوذر در زمان خلافت شیخین
۴- داستان توحید مفضل
۵- بخش احتجاجات کتب حدیث: مثلا احتجاجات حضرت رضا
۶- اعتماد اسلام به منطق خود: [ در حدودی که یک بشر می تواند فکر کند، منطقی فکر کن
بحث در حقیقت اشیاء؟ علم امروز خودداری می کند، اما وجود آن را انکار نمی کند.]
علت اینکه اسلام فرمان می دهد همه راجع به مسائل اصلی فکر کنند همین است.
سخنرانان علیه دین، دشمن خدمتگذار هستند. چون چهره دین بیشتر آشکار می شود. (مگر اینکه حامیان دین بی روح و مرده باشند که جواب ندهند.)

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2616

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*