«

»

چاپ این نوشته

صاحبش کجاست؟!

جلسه دهم نظام فکری- تاریخ ۲۹/۷/۹۸- درجستجوی سازنده هستی

سازنده هستی کیست؟

مقدمه جلسه قبل: سوال غایت و هدف هستی را الزاما باید خالق هستی جواب دهد. (زیرا این جهان خاصیتش این گونه است که با تشریح جزئیات آن نمی توان به هدف و غایت آن پی برد . البته بعضی دستگاه ها و وسایل هستنتد که می توان آنان را باز کرد و اهدافش را کشف کرد، مثل یک پهپاد که مهندسی معکوس می شود! اما این جهان را با تحقیق، و تشریح نمی توان هدفش را شناخت. حتی با نگاه به کره زمین از بالا، با رفتن به اعماق زمین و … با هیچ یک از این راه ها نمی توان از اهداف این جهان مطلع شد. از کسانی که خود مخلوقند نیز نمی توان پرسید چون آنها مثل ما هستند و اگر نظری هم بدهند از روی جهالت و بی دلیل است. اشرافیتی بر کل هستی و جهان نیاز هست که هیچ کس آن را ندارد که بتواند غایت دقیق آن را به ما برساند. فقط خالق و سازنده جهان است که یقین داریم این اشرافیت را دارد که می تواند هدف درست آن را بگوید.)
خالق هستی کیست ؟ فقط باید خودش بگوید که او کیست نه مخلوقات. چون راه برای شناخت خالق بسته است. هرجا برویم فقط مخلوق می بینیم.
خالق هستی الزاما باید با ما ارتباط برقرار کند و خود را و هستی را برای ما غایت مند کند.
– ای خالق هستی هرجا که هستی و صدای ما را می شنوی ، خود را و هدف هستی را به ما معرفی کن که گمراه نمیریم. اگر جوابی نیامد چه کنیم؟ برویم در اقطار عالم بگردیم شاید اثری از خالق باشد. اما نیست. در تاریخ بگردیم. شاید قبلا معرفی کرده باشد.
سازنده احتمالا باید بزرگ باشد. موجودات بزرگ کدامند؟ فیل، دایناسورها، کوه ها، سیارات ، کهکشان ها… کدام یک از اینها خالق هستی هستند؟ چطور خالق را پیدا کنیم از او سوال غایت کنیم ؟ صاحب این جهان کجاست؟
ما به این فهم نیازمند هستیم نه خالق هستی. ما واقعا میخواهیم به این فهم برسیم. گمشده ما همین فهم و یقین از جهان است که خالق چرا ما و این جهان را درست کرده است؟
نیاز به دین اینجا معنی پیدا میکند.
وقتی کسی را پیدا نکردیم و جوابی نشنیدیم، آیا ما باید دیگر در گمراهی بمیریم؟ آیا راهی هست؟ آیا ما میتوانیم به نظریه چند دانشمند که خود مخلوق هستند نه سازنده جهان دل خوش کنیم غایت را هر چه میگویند بپذیریم؟ آیا میتوانیم همه هدف زندگی خود را بر اساس حرفی که سند محکم ندارد بنا بگذاریم که مثلا غایت لذت است یا خوردن یا لذت جنسی؟ نه. فقط باید سازنده بگوید و ما پیام از خالق دریافت کنیم.
تنها جرقه ای که در تاریخ وجود دارد که شاید بتواند ما را رهنمون کند مدعیان پیام آوری از خالق هستی هستند.
تحقیق درباره پیامبران و ادعای آنها که گفتند: ما از جانب خالق هستی برای شما پیام آورده ایم. ما مبعوثیم.
از این جهت است که بررسی پیامبران مهم است. چون باید پیام های آنها که از طرف خالق است بررسی شود چون نیاز امروز ماست. در غیر این صورت میشود افسانه گذشتگان و مطالعه آنها فایده ای ندارد بجز عبرت ها و درس هایی که از داستان های قدیمی میگیریم.! که آن را میشود از افسانه ها و قصه ها هم گرفت!
خب سوال: وقتی پیامبران ادعای خود را در جامعه مطرح می کردند آیا مردم به سرعت باور می کردند؟ اگر آدم های ساده دل و ساده لوح را کنار بگذاریم عمده منطقی مردم از پیامبران چه درخواست می کردند؟
یا به عبارتی: چه عاملی باعث می شد مردم سخن این افراد را مبنی بر مبعوثیت خود از طرف خالق قبول کنند؟ چون خیلی ادعای بزرگی است.
بعضی میگویند بله چون پیامبران از طبقات ضعیف بوده اند و دعوت به چیزهای ساده اخلاقی مثل راستگویی و… می کردند، و در زندگی نیز خود انسان های خوبی بودند، مردم هم حرفشان را در مورد بعثت باور کردند. (یعنی به قولی مردم زود باور بودند!)
بعضی دیگر میگویند چون سخن پیامبران با فطرت مردم سازگار بوده است، می پذیرفتند و دنبال دلیل و حجت نمی گشتند.
بعضی دیگر میگویند چون پیامبران مدافع طبقات محروم و مظلوم جامعه و علیه ظالمان بوده اند محرومین با آنها همکاری می کردند و حرف آنها را هم چون موافق خواسته آنها بوده باور می کردند.
برخی دیگر میگویند مومنان به پیامبران از نظر علمی ضعیف بوده اند و چون اطلاع نداشتند که خیلی از کارهای به ظاهر غیر ممکن ، را میشود با علم انجام داد، پس به راحتی ایمان می آوردند. مثل کسی که امروزه موبایل را برای یک قبیله بدوی ببرد و ادعای پیامبری کند و آنها هم مومن شوند! اما کلاه علمی سر مردم گذاشته است.
مشابه این برخی می گویند چون حرف پیامبران دقیقا خواسته و نیاز مردم بوده آنها هم قبول می کردند.
همه این مسایل مطرح شده، (غیراز مورد فریب علمی) قسمت اولش درست است اما هرگز این دلیل کافی برای ایمان آوردن نیست. اگر چه امور جذابی است.یعنی پیامبران انسان های خوبی بودند، دعوت به خوبی ها می کردند، مدافع طبقات محروم بودند و علیه ستمگران، سخنشان عین فطرت افراد هم بوده، اما هیچ یک از اینها دلیل کافی نیست برای اینکه ما بتوانیم به یک شخص و دعوتش و مبعوثیتش ایمان بیاوریم. زیرا انسانی که از طرف خالق مبعوث هم نباشد می تواند چنین کارهایی انجام دهد. (البته نظریه فریب علمی از سر نادانی بیان شده چون کارهای خارق العاده پیامبران اصلا با مسائل علمی حتی امروزه نیز جور در نمی آید!)
واقعیت این است که عمده مردم دنبال برهان قاطع و دلیل منطقی قانع کننده در باور به ادعای این افراد می گشتند. چون صرفا یک امر ذهنی نبود. مومن شدن به پیامبر هم امر ساده ای نبوده. بلکه پیوستن به نهضتی بود که
مبارزه و جنگ و گاه کشته شدن در آن است. راه و مسیر اصلی و هدف زندگی شان است. چیز کمی نیست. مردم ممکن است ساده باشند اما نه در ریسک کل زندگی خود و خانواده شان. این حتی با احساسات زیاد هم درست نمی شود. فقط استدلال قوی و قاطع و محکم می خواهد.
لذا مردم گفتند اگر تو از طرف خالق مبعوث هستی باید کاری انجام دهی که در حد و اندازه خالق باشد نه مخلوق. کاری که از ما بر نیاید. ما عاجز باشیم. بلکه بشر و انسان از انجام آن عاجز باشد. معجزه.
پس این یک درخواست کاملا منطقی بوده.
آیا آنها اجابت کردند؟ بله.
چه کسی میگوید آنها واقعا معجزه انجام داده ند؟ باید دیده هایی ببیند و ثبت کند و بعد نقل کند از طرق صحیح. که به ما برسد.

پس ما باید اولا در مورد وجود پیامبران در تاریخ، و سپس در مورد قطعی بودن انجام معجزه و کارهای خارق العاده توسط آنها تحقیق کنیم. دو نکته هست. اگر از پیامبران نزدیک تر به عصر خود شروع کنیم، اسناد و مدارک تاریخی بیشتری گیر می آوریم تا پیامبران خیلی قبل تر از او. نکته دوم اینکه چون برخی از پیامبران برخی دیگر را تایید و تصدیق کرده اند، اگر به صحت و سقم پیامبر بودن آخرین پیامبر اطمینان و یقین پیدا کردیم، تقریبا می توانیم به وجود و معجزه داشتن پیامبرانی که او آنها را تایید کرده نیز اطمینان و یقین حاصل کنیم. حتی اگر اسناد و مدارک کافی و یقینی بر وجود پیامبران پیشین و دور نداشته باشیم.

یا اینکه می توانیم چند مورد از پیامبران شاخص در تاریخ را مطالعه کنیم و اسناد آنها را استخراج کنیم سپس پی به یک جریان پیامبری در طول تاریخ ببریم که اگر تایید شد، بگوییم: افرادی در طول تاریخ آمده اند و ادعای مبعوثیت از طرف خالق جهان کرده اند و ادعایشان هم صحیح بوده است. که حال بدانیم که چه گفته اند؟ اما اگر تایید نشد، دنبال روش های دیگری برای کشف سخن خالق باشیم.

بیشتر بخوانید:

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2629

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*