«

»

چاپ این نوشته

کلاس هجرت و جهاد ۱

بسم الله
جهاد
قاتلوا الذین… (آیه جهاد با اهل کتاب)
سوال: آیا جهاد با اهل کتاب مطلق است یا مقید؟ (ابتدا با آنها بجنگید یا زمانی که تجاوز کردند بجنگید؟)
قاعده مطلق و مقید:
به طور کلی، یک قانون یک جا ممکن است مطلق و جایی دیگر مقید بیان شود.
سوال: اصل با مطلق است یا مقید؟
۱- آیا مقید به یک علت خاص بیان شده است و همان حکم کلی صحیح است؟
۲- یا اینکه آن مطلق را نیز حمل بر مقید کنیم و حکم کلی را به اطلاق صحیح ندانیم؟
۱- به فلانی کمک کن
۲- اگر فلانی کمک خواست، کمکش کن.
قاعده: مطلق را باید حمل بر مقید کرد.
مطلق و مقید در جهاد:
۱- قاتلوا الذین لا یومنون بالله و…
۲- قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم
موضع ها:
۱- اطلاقی ها: با هر اهل کتابی مجاز به جنگیم تا تسلیم یا اعطای جزیه/ با هر کافری مجازیم بجنگیم تا تسلیم یا قتل
۲- تقییدی ها: موارد جواز مقاتله در قرآن مشخص است: ۱- قصد جنگ طرف مقابل ۲- ایجاد مانع و سد برای نشر دعوت اسلام ۳- استضعاف و تحت ظلم و شکنجه کردن دیگران (ایضا استضعاف فکری)
–نکته: آیه نگفته با همه اهل کتاب بجنگید: کسانی که نه به خدا و پیغمبر اعتقاد دارند، حلال و حرامی نمی شناسند، دین حق ندارند، ولی »از اهل کتاب«.
۲ برداشت از آیه:
۱- همه ایمان اهل کتاب دروغ است یا به شرک آلوده است، پس با همه شان باید جنگید (قرآن ایمان غیر مسلمانان را قبول ندارد.) (مراد از رسول، دین … همه اسلامی است)
۲- اهل کتاب دو دسه اند: مومن و کافر. مومنانشان را کار نداشته باشید. ولی برخی به خدا و رسول خودشان و حلال و حرام خودشان عمل نمی کنند. با آنها بجنگید.
سوال: جزیه چیست؟
بجنگید تا سرحد دادن جزیه. (یعنی بعد از آن نجنگید)

  • تفاوت میان جنگ با مشرکان و اهل کتاب.
    سوال: آیا جزیه یعنی باج دادن؟ اسلام مطابق چه مبنای حقوقی و عادلانه ای گفته بجنگید تا مسلمان شوند یا باج دهند؟
    (تحمیل عقیده یا تحمیل باج=اشکال دارد)
    سوال: و هم صاغرون به چه معناست؟ (در حالیکه کوچک باشند) آیا فقط خضوع است یا چیز دیگری نیز مدنظر است؟
    فلسفه و هدف جهاد:
    ۱- در دین نباید قانون جنگ باشد. زیرا بدچیزی است. (باید ضدجنگ باشد نه اینکه خود قانون جنگ وضع کند.): تبلیغ مسیحیان علیه دین.
    ۱- چرا چنین قانونی در اسلام وجود دارد؟
    ۲- با این مجوز مسلمانان وارد جنگ شده و تحمیل عقیده کردند.
    شبهه: جهاد با اصل آزادی عقیده منافات دارد.
    –نکته: همزیستی با غیر مشرک در مقابل مشرک
    سوال: آیا از نظر همزیستی با مشرک و غیر مشرک، بین جزیره العرب و جای دیگر فرق است؟
    مسلما بین مکه و غیر مکه فرق است: انما المشرکون نجس…اما جزیره العرب؟
    سوال: پیمان بستن با کفار جایز هست یا نه و آیا پیمانشان محترم است یا نه؟
    سوال: در کیفیت جنگ، اسلام چه جنگی را جایز می داند؟ قتل عام؟ کشتار غیر نظامیان؟
    ۱- مشروعیت جنگ:
    اشکال: جنگ بد است و دین باید ضد بدیها باشد، لذا دین باید ضد جنگ باشد = طرفدار صلح باشد=۱- نباید قانون جنگ داشته باشد ۲- هرگز نباید بجنگد.

سوال: آیا جنگ مطلقا بد است؟…
مثلا:۱- در مقام دفاع از یک حق؟ ۲- تهاجم به حقوق، سرزمین، ثروت دیگران؟ ۳- حاکم شدن نژادی و تحقیر دیگران؟
جواب: باید دید اهداف جنگ چیست.
[آیا هر جنگی تجاوز کننده و تجاوز شونده دارد؟ بررسی اهداف تجاوز کننده و اهداف تجاوز شونده برای جنگ]
جنگ دفاعی: دشمن متجاوز است، به ثروت و حریت و آقایی ما حمله کرده. نظر دین؟ آیا می توان به بهانه طرفدار صلح بودن، از خود دفاع نکرد؟ این صلح نیست، بلکه تسلیم و ذلت است. (تفاوت این دو مقوله با یکدیگر)
صلح= همزیستی شرافتمندانه
تسلیم: همزیستی غیرشرافتمندانه
بی شرفی تجاوز+ بی شرفی تسلیم
لذا: کسی نمی تواند عقلا بگوید من با هر جنگی مخالفم: جنگ با نیت تجاوز قطعا بد-جنگ با نیت ایستادگی دربرابر تجاوز قطعا خوب. (ضروری زندگی بشر)
قرآن: دفع الله الناس…/ واعدوا لهم…

وجود قوه دفاع برای همه کشورهای بشر برای دفع تجاوز
مسیحیت: افتخار ما این است که اسم جهاد نیامده است!
ج استاد: مسیحیت هیچ جنبه اجتماعی ندارد و فقط دستورات اخلاقی است. اسلام آمده تا جامعه، کشور، دولت، حکومت در سطح جهانی تشکیل دهد لذا فرمان جهاد دارد.
شبهه: دین باید فقط طرفدار صلح باشد. و اسلام طرفدار جنگ است
جواب: مسیحیت فقط طرفدار صلح است زیرا دامنه اش محدود است و از حدود اندرز تجاوز نمی کند
دین اسلام هم طرفدار صلح است هم طرفدار جنگ،
زیرا وقتی کسی حاضر به همزیستی شرافتمندانه نیست و میخواهد عزت و شرف ما را خدشه دار کند اسلام که داعیه دار تشکیل حکومت و مدیریت جهانی است، نباید طرفدار صلح باشد.
بحکم ظالم بودن طرف مقابل و عدم تحمل بی شرافتی و بی عزتی، اسلام دستور جنگ می دهد: پس:
قاعده: طرفدار صلح در صورتی که طرف مقابل آماده و موافق آن باشد و جنگ وقتی طرف موافق آن باشد.
مساله دیگر: اسلام در چه شرایطی می گوید بجنگید؟ آیات اولیه تشریع جهاد
زمان: سال دوم پس از هجرت به مدینه
لحن: دفاعی (للذین یقاتلون)
سوال: چرا اجازه جهاد داده شد؟
علت: مظلوم باید از حق خود دفاع کند.
پاسخ به سوال محذوف: قرآن دیگر چرا جهاد را مطرح می کند؟
ج: لولا دفع الله الناس… [در صورت تهاجم دشمن هیچ کس آزادی عبادت پیدا نمی کند]
ویژگی مردمی که خدا آنان را یاری می کند: وقتی حکومت تشکیل دادند،
۱- پیوند صحیح با خداوند (نماز)
۲- پیوند صحیح با مردم (زکاه)
۳- داشتن تعهد برای ترویج خوبی ها و مبارزه با بدیها

شبهه: دین باید فقط طرفدار صلح باشد. و اسلام طرفدار جنگ است
جواب: مسیحیت فقط طرفدار صلح است زیرا دامنه اش محدود است و از حدود اندرز تجاوز نمی کند
دین اسلام هم طرفدار صلح است هم طرفدار جنگ،
زیرا وقتی کسی حاضر به همزیستی شرافتمندانه نیست و میخواهد عزت و شرف ما را خدشه دار کند اسلام که داعیه دار تشکیل حکومت و مدیریت جهانی است، نباید طرفدار صلح باشد.
بحکم ظالم بودن طرف مقابل و عدم تحمل بی شرافتی و بی عزتی، اسلام دستور جنگ می دهد: پس:
قاعده: طرفدار صلح در صورتی که طرف مقابل آماده و موافق آن باشد و جنگ وقتی طرف موافق آن باشد.
مساله دیگر: اسلام در چه شرایطی می گوید بجنگید؟ آیات اولیه تشریع جهاد
زمان: سال دوم پس از هجرت به مدینه
لحن: دفاعی (للذین یقاتلون)
علت: مظلوم باید از حق خود دفاع کند.
ویژگی های مردمی که خدا آنها را یاری می کند:
وقتی حکومت تشکیل می دهند: ۱- پیوند صحیح با خدا [نماز] ۲- پیوند صحیح با خلق [زکات] ۳- تعهد به ترویج خوبی ها و مبارزه با بدیها
لذا::: اساسا جهاد به عنوان مبارزه با تهاجم است نه خود تهاجم و تسلط
تهاجم همیشه به شکل حمله نظامی نیست:
انواع تهاجم:
۱- طرف در سرزمین خودش عده ای را شکنجه کند (مستضعفین)—)وظیفه آزاد کردن
۲- ایجاد فضای خفقان و ایجاد سد در راه نشو دعوت حق —) وظیفه آزاد کردن
اینها هم جزء «دفاع» طبقه بندی می شوند زیرا «دفاع به معنی اعم یعنی مبارزه با ظلم موجود»

جهاد (۲)

اشکال مسیحیت به اسلام: اسلام دین جنگ است و مسیحیت دین صلح
صلح طلبی مسیحیت قدیم: اخلاق ضعیف پروری
صلح طلبی مسیحیت جدید: حقوق طبیعی بشر، برای آزادی و اراده و عقیده
۱- بررسی اخلاقی قضیه ۲- بررسی حقوقی (با معیارهای جدید)
۱- از نظر اخلاقی، تجاوز بد است. هر جنگی تجاوز نیست. لذا هر جنگی بد نیست.
زیرا ممکن است جواب تجاوز باشد (گاه جز با زور ممکن نیست)
(انواع تجاوز بر اساس مفعول: تهاجم به افرادی که نسبت به مهاجم کاری ندارند- تهاجم به افرادی که کاری به اجتماع خودشان ندارند.)
تجاوز به هدف غارت اموال و برده کردن انسانها یقینا بد است
نکته: دین اگر »جامع« باشد، باید برای وقوع تجاوز فکری کرده باشد.
صلح نباید با تسلیم و ذلت خلط شود. (در صورتی که دو طرف خواهان همزیستی مسالمت آمیز باشند، و کسی نخواهد تجاوز کند، اسم آن صلح است؛ حال اگر طرف مقابل قصد تجاوز داشته باشد، نمی توان به بهانه بدبودن جنگ نجنگید، نام این دیگر صلح نیست بلکه تسلیم و ذلت در مقابل زور است) [این اوج ذلت و زبونی ماست که وقتی قدرت دفاع نداریم، در مقابل دشمن تسلیم باشیم بعد برای توجیه و سرپوش گذاری بر ضعف و اقناع خود نام آن را صلح طلبی بگذاریم!]
جایی که انسان ظلم همراه زوری می بیند تا آخرین حد امکان باید مقابله کند و زیر بار ذلت نرود (حتی جایی که خونش منشا اثر و جوشش باشد، ریخته شود. اما وقتی خونش هدر می رود و بین جان و مال مخیر است، باید مال ر ا بدهد و جان را حفظ کند.)
پس: اسلام طرفدار صلح است اما با ذلت هم مخالف است.
شبهه: اسلام دین شمشیر است و مسلمین، مردم دیگر را با تهدید به کشته شدن با شمشیر به زور مسلمان می کرده اند.
پاسخ تفصیلی: از آیات و روایات نبوی و سیره ایشان
آیات: ۱- آیات مطلق جهاد با کافران – براساس همین آیات به تنهایی: برداشت می شود فقط دستور جنگ دائم با کفار است.
۲- آیات مقید: طبق قاعده حمل مطلق بر مقید،
قیدهای اطلاق: با چه قیدهایی، قرآن دستور جنگ می دهد؟
۱- چون اینها با شما می جنگند (البته گفته فقط با نظامیان بجنگید-دیگر چیزها را خراب نکنید…و سایر تجاوزات- لا تعتدوا).
۲- چون اگر شما با آنها نجنگید آنها باشما می جنگند.
۳- طرف مقابل مرتکب ظلم فاحش نسبت به دیگران شده و ما قصد نجات داریم.
عدم نجات مظلومین، در واقع کمک به ظلم ظالم است.
چه مورد ظلم مسلمان باشد و چه نباشد باید برای نجات مظلوم تلاش کرد.
شبهه: فعلا اسراییل به ما کاری ندارد و فقط با فلسطینیان کار دارد. آیا ما وظیفه ای داریم برای نجات آنها؟ ج: بله. واجب است به کمک مظلوم بشتابیم، خصوصا که مسلمان است.
سوال: اگر ظالم غیر مسلمان بود. ۲ حالت دارد. ۱- ظالم مانع نشر دعوت اسلام است (اسلام به خودش حق می دهد دعوتش را منتشر کند>>به طریق اولی برای ایجاد آزادی نشر دعوت به خود حق می دهد که أن را ایجاد کند. ) ۲- …

  • وقتی دولتی اجازه نشر دعوت به مردم نمی دهد، نه با مردم بلکه با دولت باید جهاد کرد [۲حالت: ۱-دولت مانع ایجاد می کند: تلاش برای رفع مانع ۲- دولت خودش مانع است: سرنگونی دولت(انقلاب، براندازی…). سوال: آیا دولت کفر باید سرنگون شود؟ چرا؟ ج: اگر اصلاح شود، حرفی نیست اما معمولا این دول، فقط مانع در راه رسیدن دعوت حق ایجاد می کنند، زیرا گسترش اسلام علیه منافعشان است و اسلام مملو از احکامی است که جز از عهده دولت بر نمی آید]
    (۱- عقایدی که زنجیر است ۲- اختناق ۳- عقایدی پوسیده ای که مستمسک رژیم های فاسد برای تحمیق است: مصداق اینها چیست؟)
    وجوب کمک نیاز به تقاضا دارد؟ خیر. همین که ظلم واقع شود اسلام اجازه جهاد برای آزادی می دهد. (آزادی از ذلت حکومتها)
    هدف مسلمانان صدر اسلام از جنگ: لنخرج الناس من عباده العباد…
    نامه پیامبر به اهل کتاب: قل یا اهل…
    کلمه سواء : سخنی که به سود هردو طرف است (نسبت باسویه/ نه مال و تحمیلی ماست و نه شما)
    کلمه سواء: ۱- الله پرستی ۲- عدم پذیرش ارباب شدن و داشتن. آقایی و نوکری ملغی (تساوی افراد بشر)
    جنگ برای “کلمه سواء” است. نه اهداف من و تو
  • از قیود مقید کردن مطلق جنگ با کفار: مظلوم واقع شدن عده ای
    از قیود دیگر جنگ با اهل کتاب: رفع فتنه. (تفتین برای خارج سازی از دین است)
    از قیود دیگر: وجود بیچارگان گرفتار از مرد و زن و فرزند
    [لذا جواب شبهه اول: اسلام دین جنگ است و مطلقا با جهاد پیش می رود.
    ج: ۱-آیات جهاد یا مقید است یا مطلقش بر آنها حمل می شود.
    ۲- تصریح آیات به اینکه دین با دعوت درست می شود نه اجبار ۶مطلق ها) ]
    مصادیق دلیل شماره ۲:
    ۱- بحث لا اکراه فی الدین
    [اول باید بدانیم آیه در مقام چیست؟ ۱- بیان نحوه تبلیغ دین به مسلمانان مبلغ ۲- در بیان مساله ای علمی و کلی است ۲- قرآن دارد در مورد خودش که دین و تبلیغ ایمان آوردن است صحبت می کند…نگاه شهید مطهری این است که می تواند نحوه تبلیغ باشد برای مبلغ]
    شما راه روشن را برای مردم آشکار کنید، حقیقت خودش آشکار است. کسی را نباید مجبور به اسلام کرد (با توجه به دو شان نزول آیه: فرزندان مسیحی آن مسلمان- فرزندان یهودی شده اوسیها و خزرجیها و اجبار در مسلمان شدن)

۲- بحث آیه ادع الی سبیل….
این از دیگر آیات دعوت به اسلام با تبلیغ و نه خشونت و اجبار (صراحتا راه اسلام آوردن را دعوت معرفی می کند.)
۳- آیه قل الحق من ربک فمن شاء…: ایمان و کفر اختیاری است
۴- آیه: ولو شاء ربک لامن….(آیه می گوید زور در ایمان معنی ندارد. قهرا انتخابی است. اگر زوری بود می توانست همه را با اراده تکوینی باایمان کند). مشابه این آیه، لعلک باخع…است. می گوید اگر می خواستیم آیه ای نازل می کردیم که گردن کج کنند.
نتیجه این بحث: هدف جهاد در اسلام تحمیل و اجبار دین با شمشیر نیست. (خلاف گفته معترضین)
صلح و سازش
۱- اهمیت اسلام به مساله صلح و سازش: صلح بهتر است.(غیر از زیر بار ذلت رفتن است.)
۲- اگر آنها درخواست صلح کردند، شما در صلح وارد شوید (منظور مخالفین پیامبر است)

شبهه: دین باید فقط طرفدار صلح باشد. و اسلام طرفدار جنگ است
جواب: مسیحیت فقط طرفدار صلح است زیرا دامنه اش محدود است و از حدود اندرز تجاوز نمی کند
دین اسلام هم طرفدار صلح است هم طرفدار جنگ،
زیرا وقتی کسی حاضر به همزیستی شرافتمندانه نیست و میخواهد عزت و شرف ما را خدشه دار کند اسلام که داعیه دار تشکیل حکومت و مدیریت جهانی است، نباید طرفدار صلح باشد

جهاد: عوض کردن محیط است برخلاف دوری گزیدن از محیط
برخی اصل توان تغییر را برای انسان منکر می شوند.‎ ‎مثل شعر کج دار و مریز.
علت اینکه صوفیه هجرت و جهاد را تنها معنوی تفسیر کردند: ۱. دین را فردی تعریف کردند نه اجتماعی (تا میدیدند در جامعه گناه است، می گفتند اصلا در جامعه نرو! سنگ زیر زبانت بگذار!)

  1. اینها انسانهای سست و کم اراده ای بودند که راحت طلبی آنها باعث این حرفشان شده
    ما دونوع تقوا داریم: تقوای ضعف و تقوای قوت
    تقوای ضعف همیشه دعوت به ترک و دوری از محیط هر گناهی می کند اما تقوای قوت متکی به اراده است
    هجرت، تقوای ضعف نیست. چرا که تنها در شرایطی توصیه شده که راهی غیر از آن برای حفظ ایمان نیست.

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2639

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*