«

»

چاپ این نوشته

کلاس هجرت و جهاد ۲

بسم الله
هجرت و جهاد
سوال: در تعریف آزادی چگونه باید مانع را برطرف کرد؟ وظیفه ماست یا دیگران؟اشکال: وظیفه دولت است. وظیفه دیگران است

  • یک نکته تکمیلی: یک سری عوامل اسارت و موانع رشد مسبب اسارت معنوی اند و یک سری دیگر مسبب اسارت اجتماعی. آنهایی که اسارت معنوی می آورند دو دسته اند. وابسته به دیگران (مثل اینکه دیگران کاری کنند که ما اسیر شهوت خودمان شویم) و غیر وابسته به دیگران. (مثل مقوله حسد که دیگران مسبب آن نیستند، بلکه انسان خودش خودش را گرفتار حس حسد می کند و باعث می شود انسان بجای اینکه به فکر پیشرفت خود باشد به فکر پسرفت دیگران است)
    مسببات اسارت اجتماعی معلوم است که دیگران هستند
    حال; آیا دولت و نظام حکومتی می تواند همگان را مجبور کند که آزادی اجتماعی و معنوی ما فراهم شود؟ آیا باید منتظر دولت بنشینیم که موانع رشد را از جلوی پایمان بردارد یا خود هم کاری کنیم؟ جریان اسارت آور جامعه دارد ما را با خود می برد و اسیر می کند. در این بین، اگر اکثریت اسیر باشند، ما هم می سوزیم. لذا اگر چه دولت وظیفه دارد، اما ما هم وظیفه بسیار مهمی داریم.
    چه اقدامی باید انجام دهیم؟ هجرت و جهاد
    هجرت برای حفظ ایمان فردی و موقعی است که ما توان مقابله و عوض کردن محیط و جامعه را نداریم
    جهاد برای حفظ ایمان اجتماعی و موقعی است که ما توان مقابله با موانع و ازمیان برداشتن عوامل اسارت و عوض کردن محیط و جامعه را داریم. (موقعی که کل حکومت عامل اسارت است، آیا همه مردم ممکن است مهاجرت کنند؟)
    سوال: ارتباط هجرت و جهاد با آزادی چیست؟
    هجرت و جهاد، دو اقدام عملی برای آزادی هستند.برای رقع مانع.
    تعریف این دو: تعریف هجرت و تعریف جهاد;
    هجرت: ترک کردن و گذاشتن، دوری گزیدن (ازریشه هجران)
    جهاد: درگیری
    انواع جهاد: مادی و معنوی (جهاد با نفس)
    طوبی لقوم مضوا الجهاد الاصغر و بقی لهم…
    اما هجرت [باگریزی به جهاد]:
    اولین سوال: هجرت یعنی دوری کردن و ترک کردن چه؟ محیط اسارت آور
    سوال: آیا هجرت، حکمی مخصوص به همان زمان پیامبر بود یا خیر؟
    جواب: وجوب هجرت تابع شرایط خود است نه زمان خاصی. لذا هر زمانی که شرایط فراهم شد واجب می شود.
    هجرت و جهاد اختصاصی به صدر اسلام ندارد. علی ع: الهجره علی حده الاول: هدف هجرت مهم است که هر وقت شرایطش باشد باید کرد.
    علت هجرت: بدست آوردن آزادی معنوی و اجتماعی (نه آزادی های مدنی): مثلا وجود موانع ضد رشد در جامعه (مثل جامعه مملو از شهوات)
    انواع هجرت:
    هجرت مادی و معنوی
    هجرت معنوی برای کسب آزادی معنوی
    هجرت مادی برای کسب آزادی اجتماعی
    (مثلا گناه و فساد در یک محیطی آنقدر زیاد است که فشار و اجبار اجتماعی ایجاد می کند برای گناه . لذا احتمال به خطر افتادن ایمان هست. برای آزادی از این فشار، عدم قرارگیری در محیط گناه، دیدن مداوم گناه، خطر عادی شدن گناه برای انسان، هجرت لازم است)
    هجرت مادی برای حذف عوامل سلب کننده آزادی معنوی در جامعه (عوامل فسادآور روح، مثل صحنه های بی حیایی)

هدف هجرت:حفظ دین خود و خانواده (مقیاس فردی و خانوادگی)
هدف جهاد: حفظ دین جامعه (مقیاس اجتماعی)
[علت این است که در مقیاس فردی و خانوادگی اگر نتوان محیط را اصلاح کرد، با تغییر محیط خود، مشکل حفظ ایمان، برطرف می شود اما در مقیاس اجتماعی این مساله امکان ندارد که همه مردم مهاجرت کنند، زیرا ساختار نظام حاکمیتی از خرد تا کلان در راستای طاغوت عمل می کنند، لذا باید نظام برچیده شود و نظامی جدید تشکیل گردد.
یا مثلا با فتنه اجتماعی باید برخورد شود.]
ان الذین توفاهم الملائکه ظالمی انفسهم…
و من یهاجر…
ومن یخرج من بیته…
[اسلام می گوید محیط پیرامونت را اگر نمی توانی تغییر بدهی، خودت را که دیگر می توانی به جای دیگر ببری که آن محیط خراب قبلی نباشد!!]
زمان هجرت: امر دائر است که در میان ماندن در شهر و خانه و محیط خود (بدون حفظ ایمان) و ترک محیط (با حفظ ایمان)، یکی را انتخاب کنیم، اسلام دومی را می گوید.
اسلام، تاثیر عوامل اجتماعی، از قبیل اکثریت، فرهنگ، سنت غالب، عرف دوستان، عرف خانواده و… را می پذیرد و دلیل این پذیرش هم تشریع حکم جهاد است[نه مثل برخی تفکرات که منکر این تاثیرند. می گوید انسان مطلقا در تربیت و سرنوشت خود آزادی واختیار دارد و فرد با اراده کاملا می تواند خود را کنترل و جوری که می خواهد شکل دهد.] اما تسلیم دربرابر آن را خیر. در این زمینه، ابتدا اقدام به اصلاح اجتماعی را قبول دارد، سپس ترک آن اجتماع و حضور در اجتماعات بهتر.
(البته منظور از محیط، اینجا آن مفهومی نیست که در مقابل وراثت است، یعنی بحث صفت اکتسابی و غیر اکتسابی نیست؛ همه اکتسابی است اما بحث در کنترل فرد یا جامعه است)
محیط اسارت آور، محیط کشیدن مردم به استضعاف فکری، یا نرسیدن پیام هدایت، محیط خفقان و امر به گناه و… را باید طرد کرد و در راستای آزادی فکر و عمل بر اساس دین مهاجرت کرد.
مثلا: بدحجابی و بدپوششی کردن پیرو محیط است، بی حیایی و روابط آزاد پیرو محیط است. باید محیط را عوض کرد. اگر کسی بواسطه وجدان می داند که کاری بد است، باید با اجبار فیزیکی و روانی محیط مبارزه کند.
محیط خفقان ضد دین در آمریکا و برخی جاهای اروپا، محیطی که در آن بواسطه تبلیغات، کار خیر، شر جلوه داده می شود و برعکس. همه باور کرده اند که شری خیر است: مثل روابط آزاد. اگر یک وجدان بیدار باشد، باید هجرت کند.(ماجرای سخنرانی در سرویس بهداشتی!)

  • از ماهواره به رسانه ای دیگر هجرت کند. از کانالی به کانال دیگر.
    علت عدم مهاجرت در مکانی که ایمان در خطر است؟ دلبستگی به دنیا و نداشتن آزادی. انسان بیشتر طالب محافظه کاری و سکون است! (خداوند در آن آیه گفته که خداوند به خاطر این تنبلی انسان را جهنم می برد)
    (اگر فردی خانه ای در محیط کثیف اجاره کرده و به آن دلبسته، اسلام می گوید باید ابتدا دل از آن ببری و سپس به محله ای دیگر هجرت کنی)
    فقط اگر انسان محاصره و اسیر است معذور است. الا المستضعفین من الرجال و …. لا یستطیعون ضربا فی الارض.
    اشتباه متصوفه: هجرت، سیر و سلوک معنوی است. طی مراتب اخلاص و قرب. انسان می تواند در خانه بنشیند و هجرت کند! خانه خود= خانه نفس و نفسانیت
    اما این غلط است: مبدا مادی و مقصد و هدف اصلی معنوی است. هجرت فقط برای خدا.
    ث
    جهاد: شمشیرزدن به خاطر خدا جهاد است نه لزوما در صوف مسلمین بودن و جنگیدن. نیت شهرت و افتخار و خاک و قهرمان شدن و زن زیبا گرفتن و… باعث می شود جهاد فی سبیل ا… نباشد.
  • مجاهد جنگ احد و تعصب همشهری گری.
    آیه هر دو هجرت را با هم می خواهد. هجرت جسم و روح.
    طالبان علم، مهاجران الی الله
    سفرکنندگان بخاطر علم از شهری به شهر دیگر (نه بخاطر مدرک)
    چه رشته معارف اسلامی باشد چه آنچه نیازی از جامعه رفع می کند. مثل پزشکی با اخلاص
    مهاجر و مجاهد برادر هم هستند.
    اگر کسی هم مهاجر و هم مجاهد باشد، دیگر اجر مضاعف دارد.
    پیامد جهاد جهاد: نشان دادن ایمان جامعه.
    ابراهیم و موسی ع هردو مهاجر بودند، اما حسین ع هردو بود.
    امام: من کان باذلا مهجته و موطنا علی لقاء الله نفسه، فلیرحل معما. فانی راحل مصبحا ان شاء الله.
    هجرت و جهاد ۲
    المهاجر من هجر السیئات. المجاهد من جاهد نفسه.
    اشجع الناس من غلب هواه: قویترین شما کسی است که وقتی به یک گناهی میل و هوس شدید پیدا می کند، بتواند جلوی نفسش را بگیرد و آن را مهار کند.
  • داستان پوریای ولی: قهرمان کسی است که با هوای نفس خود مبارزه کند. (او از اولیای الهی شد)
  • داستان علی ع با عمربن عبدود (عصبانیت و خشم حضرت )
    نکته: در تعبیر هجرت از گناهان و جهاد با نفس، تفسیر انحرافی هم شده است: برخی به این بهانه، هجرت و جهاد جسمانی را تعطیل کردند.
    اسلام دو هجرت و دو جهاد دارد. امکان ندارد کسی میدان جهاد را ندیده باشد و مهاجرت نکرده، به درجه مهاجرین و مجاهدین برسد.
    برخی از مسائل، انسان فقط باید کلاسش را طی کند که پخته شود. مثل ازدواج در اسلام. مجردی، با مجاهدات بسیار، اما یک خامی روح ایجاد می کند. متعهد شدن در قبال زن و فرزند، خود عامل کمال است.
    در مواقعی که شرایط جهاد و هجرت فراهم نیست، دستور اسلام چیست؟ نیت جدی به هجرت و جهاد
    من لم یغز و لم یحدث نفسه بغزو….
    لا یستوی القاعدون من المومنین غیر اولی الضرر…
  • ماجرای امیرالمومنین و سوال در بازگشت از صفین: هر که نیتش با مجاهدین باشد، در حقیقت با آنها بوده است.
    انتظار فرج یعنی چه؟ برخی: (بگیر و ببند و بده به دست من پهلوان!) [انتظار بنی اسرائیلی از موسی، برو خودت و خدایت بجنگید… وقتی نوبت بهره گیری و رفاه و آسایش شد ما می آییم!]
    نه. بلکه انتظار فرج یعنی انتظار در رکاب امام بودن و احیانا مجروح و شهید شدن. آرزوی مجاهد بودن. با ایشان دنیا را اصلاح کردن.
    موسی: شما هم وظیفه دارید دشمن را که به خانه شما حمله کرده بیرون کنید!
  • رویای آن عالم و یاری امام حسین ع:
    هجرت و جهاد ۳
    ارزش و اهمیت تربیتی (فردی و اجتماعی) هجرت و جهاد [هجرت و جهاد از مهم ترین تمرین های عملی آزادی معنوی است]
    راه به دست آوردن روح هجرت و جهاد: هجرت:خود را جدا کردن از آنچه به انسان چسبیده یا انسان خود را به آن چسبانده است و جهاد یعنی درگیری، چه با دشمن یا نفس.
    عدم وجود هجرت و جهاد= زبونی و اسارت= زبون محیط مادی یا معنوی زیست= فقدان آزادی
  • تمرین عملی هجرت; –سفر–
  • در اسلام سفر ستوده است. سفر نکردن روح انسان را ضعیف و زبون بار می آورد. آن پختگی که هجرت و سفر از وطن در روح انسان ایجاد می کند، عوامل دیگر مثل مطالعه کردن [احوال جاهای دیگر و…] نمی تواند ایجاد کند.
  • سیروا فی الارض: مطالعه تاریخ، اما نه با خواندن کتاب های تاریخی، بلکه با مشاهده نزدیک آثار.
    خواص سفر از نگاه حضرت علی ع:
    رفع اندوه، کسب درآمد، کسب علم، یافتن آداب (آشنایی با سایر فرهنگ ها، عادات اخلاقی و…برای انتخاب آداب خوبتر.) ، همنشینی با بزرگان. (نه تعلیم و تعلم.)
    [عالم هر شهری دنیایی دارد.]
    سفر در راستای تعالی بخشی و ارتقای سطح دینداری،
    برتری علمای سفرکرده با سایرین: همه جانبه و چند بعدی بودن در مقابل یک بعدی بودن
    برتری شیخ بهایی با علمای ساکن در نجف (ذی فنون هم بوده)
    برتری سعدی و مولوی بر حافظ از نظر چندبعدی بودن اشعار و فهم بالاتر (نه از نظر عرفانی)
    شهید ثانی که همه استادی دیده با باقی علما تفاوت دارد.
    هجرت معنوی: المهاجر من هجر السیئات: یک هجرت در بعد روحی: عدم اسارت خصلتها و عادات روحی
    مهاجرت از عادات
    مثلا عرف اجتماعی برای عده ای منشا عادت اجتماعی می شود.
    ترک عادت موجب مرض است (حرف مفت): المهاجر من هجر السیئات: ترک عادت، رهایی و هنر مرد است.
    عادات اجتماعی بیشتر در میان خانم ها رایج است. (پایبندی به آداب و رسوم و عادات)
    این که برای یک کاری دلیلی جز اینکه »رسم است« نداشته باشیم، حقارت و زبونی و اسارت در دست عادات است. (کار بی دلیل، چون رسم امر کرده است.)
    اسیر عرفها بودن//
    سنت و عرف شکن بودن
    هر دو این کارها بد است. انسان باید تابع مطق باشد.
    هدف اصل هجرت: پرورش شخصیت انسان: مبارزه با عوامل اسارت
    عدم اسارت در دست محیط، عادات محیط خاک و گل، و …
    جهاد در دو معنا به معنی درگیری است. درگیری با موانع رشد خود و دیگران
    عدم اسارت و زبونی دست محیط و موانع
    جبر محیط عامل بود، عذر یک درخت است نه انسان. (پژمردن درخت در هوای آلوده)
    حیوانات هم برای تغییر محیط هجرت می کنند.
    چرا فاسدی؟ محیط فاسد بود!!توجیه غیر قابل قبول.
    و من یهاجر فی سبیل الله یجد …مراغما:
    مراغم: محل درگیری با دشمن.
    مسائل اخلاقی: نمی شود رعایت کرد. محیط فاسد است…دروغ، نگاه حرام،
    شعر ننگین: یارب تو جمال آن مه مهر انگیز…این حکم چنین بود که کج دار و مریز!
    ضد انسانیت انسان، خدا انسان را مسخر هیچ موجودی قرار نداده، پس توانایی بر عدم گناه وجود دارد. اما نیاز به درگیری دارد. با لذت طلبی و راحتی خود درگیر باید باشد.

مهم:::اگر با این احساسات راحت طلبی و… درگیر شدیم، آن را اسیر خود می کنیم در غیر این صورت مقهور و زبون آن خواهیم شد
النفس ان لم تشغله شغلتک!
فلسفه ترک دنیا توسط علی ع چه بود؟ آزادی
نه در میدان جنگ و نه نفس، علی ع مغلوب نبود.
گر بر سر نفس خود امیری مردی/گر بر دگران خرده نگیری مردی، مردی نبود فتاده را…
علی ع و دکان قصابی
من می دانم چگونه می توان بهترین لباسها و خوراک ها را تهیه کرد. اما هیهات ان یغلبنی هوای…

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2641

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*