«

»

چاپ این نوشته

غفلت و زنجیر، یک نهاد اجتماعی!

تاریخ: ۹/۸/۹۸- آزادی انسان-  ص ۷۲ کتاب الکترونیکی آ۵

  • شهید مطهری می فرماید باید زنجیر از دست و پای فکر مردم باز کرد. ولو مردم خود این زنجیر را تنیده باشند و آن را بخواهند.
  • سوال: چه عاملی باعث می شود فکر انسان اسیر یک موجود مادی شود؟ ۱- آیا واقعا انسان اسیر شیء مادی می شود که با نابود کردن آن انسان آزاد شود؟ ۲- آیا با نابود کردن شیء مادی مثل بت، عقیده و فکر خراب و اسیر هم از بین می رود یا نه؟ وقتی فکر خراب باشد، بعدا دوباره به یک موجود و شیء دیگر دلبسته می شود.
  • یک جواب: احتمالا پیامبران بعد از شکستن بت ها، کار فرهنگی هم می کردند و یعنی جایگزینی برای بت نابود شده می آوردند که مردم به آن دل ببندند. مثلا عقاید توحیدی. مثال آن صحبت با عموی ابراهیم آزر است.
  • جواب بعدی: شهید مطهری ریشه های پیروی از عقاید باطل را ذکر کرده. مثلا یکی از آنها تقلید از آبا و اجداد است. و دلایل دیگر. احتمالا نمی شود همه آن ریشه ها را از بین برد، زیرا برخی مثل آبا و اجداد مرده اند و فقط تفکرات آنها مانده که در ذهن ها رسوخ کرده و مردم را اسیر کرده است. اما مظاهر اسارت فکر انسان نیز باید از بین بروند چون نشانه و سمبلی هستند برای آن جهالات و تعصبات
  • باید انسان ها را طبقه بندی کرد به چند گروه: ۱- بعضی بخاطر تعصب ۲- برخی بخاطر منافع ۳- برخی هم گول خورده هستند و پیرو خواصشان هستند.
  • سوال دیگر: آیا ریشه بت پرستی و بستن زنجیر به دست و پای بشر، خوش آمدن ودلخوشی او است؟ چطور بشر با این دلیل واهی ممکن است دلبسته و زنجیر بند چیزی شود؟
  • یک جواب: به نظر می رسد بشر شاید بخاطر لذت خود دست به پرستش بت یا دلبستگی به اشیاء مادی می زند. لذا امروزه هر کسی ممکن است بتش فرق کند. با هر چیزی اصطلاحا حال می کند و با آن کیف می کند می شود بت او. می گویند هر فردی عشق چیزی است. مثلا عشق موتور است یا عشق کبوتر.
  • جواب دوم: دلبستگی های مادی گاهی موجب آرامش می شود. گاهی پرستش بت هم به انسان آرامش می داده است.
  • البته ممکن است برخی از عشق ها تبدیل به اعتیاد شود.
  • سوال: آیا اسلام آمده است عشق ها را نابود کند؟! یعنی هر کسی که عشق هر چیزی باشد همان چیز را اسلام نابود می کند که زنجیر فکر از بین رود. به این معنا اگر کسی بخواهد مسلمان شود، اول تمام آنچه به او دلبسته، هر چه اغلال دارد، هر چه دلبستگی دارد باید نابود شود. شاید ترجمه لا اله این باشد.
  • سوال: چرا ملت هایی مثل ژاپن که بت پرست هستند، پس چرا این قدر در علم پیشرفت کرده اند؟ در ضد آن، چرا ملت های مسلمان، اکثرا عقب مانده هستند وپیشرفت نکردند.
  • یک جواب: عقل عملی با عقل نظری فرق دارد . پیشرفت مادی با معنوی فرق دارد.
  • جواب دیگر: شاید مسلمین و موحدین به آنچه باید و شاید عمل نکرده اند که پیشرفت کنند و الا به سرعت ترقی خواهند کرد.
  • جواب دیگر: یکی از علل پیشرفت غربی ها ظلم و استعمار است . اما تلاش هم می کنند. دزدی از تمدن اسلامی هم کرده اند. مثل اندولوس. ریشه را از مسلمانان گرفته اند.
  • برخی خلاف این صحبت ها می گویند: چون غربی ها چیزی غیر از ماده و دنیا نداشتند و دلخوشی غیر از تمدن مادی نداشتند، مجبور بودند بهشت را برای خود در این دنیا بسازند. اما مسلمانان اعتقاد به آخرت داشتند و دلخوشی های معنوی برای خود ساخته بودند، دنیا را هم نهایت کار نمی دانستند و لذا کیفیت پایین زندگی مادی را هم قبول می کردند.
  • داستان کامل تبسم پیامبر به اسرای جنگی در جنگ بدر چیست؟
  • نتیجه گرفته است استاد که آزادی عقیده ای محترم است که مبنای فکری داشته باشد.
  • یکی از عوامل اسارت فکری انسان از آیه: اتعبدون ما تنحتون در می آید.

نکته حاشیه ای: لذت و سرگرمی امروز یکی از نهادهای مهم اجتماعی است که پول های زیادی هم برای آن هزینه می شود. اما آیا این مخالف با آزادی فکر و عقیده و اندیشه است؟ انسان ها که غرق سرگرمی شوند، و لذت ببرند، به تدریج دلبسته لذائذ خود می شوند و می شود زنجیر پای آنها. رسانه بخش بسیار مهمی از آن سرگرمی و نشستن مخاطب پای آن، است و این اصالتا در اسلام مردود است. آیا من باب دفع افسد به فاسد، می شود رسانه ای با محتوای غیر مستهجن اما سرگرم کننده ساخت که با رسانه های مستهجن و بی اخلاق رقابت کند و مخاطب از آن لذت برد؟

جهان به سرعت رو به رشد و متحول امروز، به شدت قصد دارد انسان ها را به سمت چیزهای خاصی دلبسته کند. هر چه را که جوان بخواهد به سمت او می رود و به او دلبسته می شود. ابزارهای لذت و لهو و لعب بسیار زیاد است. انگار شخصیت هر کسی ، همان چیزی است که با آن اصطلاحا حال می کند و لذت می برد. دنیای مدرن امروزی، انسان ها را به شدت متشطط و به سمت دلبستگی ها و لذت های مختلف و متفاوت می برد. افراد به صورت افسارگسیخته ، تغییر لذت می دهد. دنبال هر لذتی مدتی می رود و وقتی می بیند ته آن چیزی نیست، دنبال دلبستگی بعدی می رود و  مرتب دلبستگی عوض می کند. هر بار هم مثلا شکست عشقی می خورد اما سراغ چیزی دیگر می رود. حتی گاهی موسیقی، ورزش، گیم، …. هر چیزی می خواهد به نحوی انسان را مثل مسکرات از خود بیخود کند. و به عالم دیگری بکشاند. فرد می خواهد به هر وسیله ای در دنیا موقتا نباشد. بعد از تجربه هر لذتی نهایتا به پوچی می رسد و بحران معنویت پیدا می کند.

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2646

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*