«

»

چاپ این نوشته

دین سلیقه و سرگرمی شماست!

جلسه مرکز- تاریخ ۱۶/۸/۹۸ آزادی انسان نسخه الکترونیکی نسخه آ۵ – ۷۶-۸۳
روش: باهم خوانی

حدود ۵۰ نوع شکنجه در محکمه تفتیش عقاید و قرون وسطی انجام می شده است .

ولنگاری اعتقادی، یعنی آزادی اندیشه ای که این ها می گویند به خاطر دو دلیل «تفتیش عقاید قرون وسطی» و «نظریه شخصی بودن و وجدانی بودن دین» است.

هر افراطی یک تفریطی بعد آن وجود دارد. مثلا سخت گیری کلیسا در حوزه تفتیش یا حجاب و زن و مرد باعث این وضع اروپا شده است. اما مشکل این است که تفریط بجای اینکه علیه کلیسا وجود داشته باشد علیه کل دین و مذهب شکل گرفت و آن را نفی کرد یا در امور شخصی منزوی نمود.

ریشه این که می گویند عقیده و دین و مذهب باید آزاد باشد، این است که آن را امری مثل بهداشت و آموزش نمی داند. و آن را امری سلیقه ای مثل انتخاب رنگ یا خورش می داند. یعنی واقعا اعتقاد ندارند که می تواند دین سعادت بشر را تامین کند بلکه فقط می گویند سرگرمی است که نیاز درونی است مثل هنر. و باید به پرستش سرگرم باشد.

تراخم یک بیماری عفونی چشمی است که در کشورهای عقب افتاده زیاد شایع است.

در مورد ریشه دین بعضی می گویند ترس است . برخی می گویند جهالت در توجیه پدیده های طبیعی است. و تئوری های دیگری را مطرح کردند که بگویند دین امری سلیقه ای و شخصی است . بعضی می گویند برای افیون توده هاست و … که همه اینها معتقدند چیزی بعنوان راه سعادت بشر از طرف خدا نیامده است و صرف سلیقه و سرگرمی باعث دلبستن به این ساخته های بشری شده است!

انیشتین می گوید علم ما از دنیا مثل بچه ای است که کنار ساحل دارد بازی می کند.

تمام مبارزات اسلام با بت پرستی ها و سنن و آداب غلط و …. برای آزادی فکر او بوده است. اول از او عامل جهالت را می گیرد و آزادش می کند و بعد می گوید حال برو فکر و مطالعه کن.

در اسارت مدرن، دیگر زنجیر به دست و پای کسی نمی بندند، بلکه کاری می کنند که قدرت فکر را از تو می گیرند. خود بخود کاری می کنند که سلیقه آنها را انتخاب کنی. می شوی مثل خر عصاری. مثل خر آسیاب که دور خودشان می گردند. چرا هیچ کس در آزادی عقیده شلوار گشاد نمی پوشد و به خیابان بیاید؟ چرا فقط لباس های تنگ می پوشند؟ چرا مثلا هیچ کس در آزادی عقیده حجاب را انتخاب نمی کند. چون رسانه ها کاری کرده اند که خود بخود آزادی فکری که می گویند در انتخاب لباس، مساوی است با لختی و ولنگاری. یعنی به نام آزادی ، آزادی را از بشر می گیرند.

با توجه به شان نزول آیه لا اکراه فی الدین، که بحث سوادآموزی فرزندان مسلمین پیش یهودیان بوده، آیا می توان گفت امروز که ما همه علم خود را از غربی ها می گیریم خصوصا در علوم فنی، عامل این است که عده زیادی از جامعه به غرب تمایل داشته باشند؟ مثل بچه های انصار که به یهودی ها علاقه داشتند چون سواد را از آنها یاد گرفته بودند .

اروپایی ها سهمیه دارند که از ایرانی ها و مسلمانان دانشجو جذب کنند. جالب است. دانشجویان که از آنها علم یا د می گیرند، فرهنگ غربی را هم یاد می گیرند و منتقل می کنند. می شوند سفیر فرهنگ غرب. جدا از این استفاده علمی نیز از آنها می کنند. حتی در تحریم، همچنان دانشجو توسط اروپا و آمریکا از ایرانی ها جذب می شوند.

امروزه کاری کرده اند که نخبگان کشور ما صرفا می روند سراغ رشته هایی مثل پزشکی و علوم فنی اما خود اروپایی ها و آمریکایی ها می روند سراغ علوم انسانی مثل سیاسی و .شرق شناسی و اسلام شناسی که علم مدیریت دنیا را یاد بگیرند. اما در کشور ما نفوذ فرهنگ استعماری غرب باعث شده است که کسی علوم انسانی را انتخاب نکند. بعد کاری کرده اند که علوم انسانی در کشور بازار کار هم نداشته باشد.

شاید یکی دیگر از مسائلی که در بحث آزادی عقیده تبلیغ و ترویج می کنند و عاملی است برای این که مردم بپذیرند، این است که عقیده و اندیشه و فکر مادامی که در ذهن است، و کاری به کسی ندارد و عملی انجام نمی شود، کاملا آزاد است. ولی وقتی به عمل رسید، تابع قانون و مقررات باید باشد. هماان طور که گفتند هر کاری که شخصا به تنهایی فرد در خانه خود می خواهد انجام دهد اگر کاری به کسی نداشته باشد کاملا آزاد است ولو این که علیه خودش باشد. اما در اجتماع این نمی شود یا اگر شدند دو نفر دیگر نمی تواند هر کاری خواست بکند. شهید مطهری این فکر را از دو نظر نقد میکند: ۱- این انسانی نیست که ما بگذاریم یک انسان خود را نابود کند به بهانه این که او آزاد است. باید او را نجات دهیم، چون او یک انسان است و نباید علیه خود کاری انجام دهد و خود را نابود  کند. این انسانیت است. ۲- اگر همین فرد وارد جامعه شد که بالاخره می شود، امکان ندارد تفکرات تنهایی او و اعمال او در تنهایی، روی کارهایش بی تاثیر باشد. یک انسانی که حسود است مگر می شود رفتارش با دیگران خیرخواهانه باشد. یک انسانی که اسیر شهوت الست مگر می شود حقوق جنسی افراد دیگر را رعایت کند؟ این امکان ندارد.

بحث مفصل زمان مسلمان شدن ایرانیان در کتاب خدمات متقابل مفصل بحث شده است.

حاشیه: یکی از ریشه های اسارت عقیده، بحث ملا و نذری است! چیزی را مردم خودشان بدون استدلال و صرفا سلیقه ای باب می کنند بعد خودشان به شدت اسیر آن می شود. مثل کاری که امروز در متولد ساختن فرزند در تاریخ های «رند» وجود دارد که واقعا اسارت فکر است و هم به خود و هم به فرزندان ممکن است لطمات زیادی وارد کند.

بیشتر بخوانید:

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2649

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*