«

چاپ این نوشته

قهرمانی می خواهیم که زنجیر پاره کند!

جلسه با هم خوانی بینش مطهر مرکز- ۱۹/۸/۹۸ – ساعت ۸:۴۵-

کتاب آزادی انسان الکترونیکی ۸۳-۸۸

مراحل اسارت فکر در دست عقاید غلط و زنجیری: ابتدا با ریشه آبا و اجداد، یا تقلیدی، یا ساختگی، یا توهمی و…. یک عقیده ای پیدا می کند. بعد به مرور که به آن می گذرد، سفت و محکم تر می شود تا حدی که به نسل بعدی که میرسد تقریبا یکی از اصول مسلم آن را می پندارد.(عامل گذشت زمان به تفکر غلط که گاهی مشروعیت به آن می بخشد). و آنقدر محکم می شود که باید یک فرد خارجی (از بیرون) با ابزار و وسایلی بیاید زنجیرهای یک قوم را پاره کند. پیامبران این کار را می کردند. این حالت احتمالا برای هر قوم و قبیله و شهری پیش می آید با مراتب خود . نیاز به نذیر این جا وجود دارد و حیاتی است. مقداری قوم به حال خود رها شوند، اسیر تفکرات باطل می شوند مثل گوساله پرستی بنی اسرائیل.

امور غیر قابل اجبار و غیر اجبار بردار از قبیل امور فرهنگی، با آگاهی بخشی و بصیرت بخشی درست می شود. فراتر از ایمان است. هر امر فکری و اعتقادی را نمی شود اجبار کرد. امور قلبی هم همین طور است.

یعنی در فکر شهید مطهری یک تفسیم بندی شکل گرفته است. امور بر دو قسم است. اجبار بردار و غیر قابل اجبار. امور اجباربردار شامل امور مادی هستند. اما امور ذهنی شامل امور عقلی و منطقی و نیز امور عاطفی و قلبی اصولا قابل اجبار نیستند. حتی امور منطقی و عقلی هم قابل اجبار نیست تا زمانی که در فکر خود فرد مخاطب، منطقش شکل نگیرد.

در عرصه طبیعیات، که امور منطق بردار نیست، می توان اجبار کرد. مثل این که زمین گرد است را به جامعه حقنه کرد! ما بپذیریم یا نپذیریم آن وجود دارد. اما امور منطقی مثل ریاضیات، مثل مساحت و محیط، باید فرد بفهمد اما اگر حفظ کند چیزی عایدش نمی شود.

انبیا حجاب های عقل را کنار می زدند. انسان فطرتی دارد اگر حایلش کنار رود، خود بخود به فطرت بر می گردد.

طبق آیه قالت الاعراب، امور ظاهری مثل اسلام اجتماعی، اجبار بردار است زیرا با گفتن شهادتین حل می شود.

علت بحث امور اجبار بردار و … که استاد مطرح کرد، این است که بگوید در امور غیر قابل اجبار بردار، بشر باید کاملا آزاد باشد. نه این که ما بگوییم آزاد باشد، اساسا و ذاتا آزاد است و قابل اجبار نیست.

نکته: ایجابی لا اکراه فی الدین، ادع الی سبیل ربک… است. 

بنظر استاد خود عمل اخلاقی قابل اجبار است، اما ملکه اخلاق، راستگو بودن، صادق شدن، و … غیر قابل اجبار است و انسان در آنها آزاد است. یعنی اینکه انسان دلیل راست گوییش این باشد که راست گویی امر نیکی است، جزو ملکه هاست. اما مثلا راست گویی از ترس مجازات در دروغگویی، امری قابل اجبار است و ملکه نیست. اخلاق می گوید باید به علل ذاتی خیر اخلاقی، عمل اخلاقی انجام دهید نه به خاطر مجازات یا ترس از آن یا حتی بخاطر تشویق دیگران. (درونی که شد، حتی اگر به ضرر هم باشد باز انجام می دهد.)

پیوند یکتا برای این مقاله: http://shms.ir/?p=2658

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*