هدایت خدا در روابط مرد و زن

خداوند ما را در مسایل خانواده هدایت کرده است که در این قضیه ما امروز سر و سامان نسبی گرفته ایم. اما اگر به عقل خودمان بود هرگز صلاح و فساد ها را در مساله خانواده نمیدانستیم و هنوز هم فلسفه آن را درک نکرده ایم گویی که خانواده در اسلام و ارتباط مرد و زن، یک نظام است تحت قوانین مشخص.

گویی قضیه نظام ارتباط زن و مرد ، حاوی مسائل بسیار پیشرفته علمی و گاهی ماورایی است و از اموری نیست که عقل برنامه ریز و منطقی بشر، بتواند خیلی در آن نقش فعال ایفا کند و از این جهت، هیچ شباهتی به اموری که به خیر و شر عقلی می رسند، ندارد. مثلا این که در مساله خانواده یک عمل را بگوییم قبیح و زشت، به طور کلی با مثلا قبیح و زشت بودن دروغ و غیبت و تهمت فرق دارد. می توان گفت قبح و حسن افعال در نظام ارتباط زن و مرد، تابع خود نظام است، چون فی حد نفسه می تواند اصلا زشت نباشد اما چون خلاف نظام است بسیار قبیح و منجر به مجازات است. در این جا در قرآن آورده شده است: «تلک حدود الله». و این آیه خاص برای نظام خانواده است. به معنی که می فرماید اینها چارچوب های وضعی توسط خود خداوند متعال است.

مصداق و شاهد مثال بنده، روایتی است که یکی از اصحاب پیامبر به یکی از غلامان خود گفت «زنازاده» و پیامبر او را نهی کرد. آن صحابی گفت: اینها قومی هستند که با «مادر خود» ازدواج می کنند. لذا از نظر شرع اسلام حرامزاده محسوب می شوند. اما پیامبر عزیز در جواب فرمودند: هر قومی برای ازدواج قوانینی دارد که آن را از «زنا» متمایز می کند.

از این نظرگاه بسیاری از توجیهاتی که در توضیح عقلی و منطقی بعنوان علت حکم در خاص قوانین نظام خانواده اسلام آورده شده است، قابل نقض است و می بینیم امروزه نقض شده است. کانه سالها و دورانها باید بگذرد و عقل و تجربه بشر کامل بشود تا به گوشه ای از علل تامه این حدود پی برد! در زیر چند نمونه می آوریم.
مثلا در ارتباط مرد و زن، هم مرد میتواند غیرت داشته باشد و هم زن. هم مرد میتواند غیرت نداشته باشد هم زن. اما خداوند به مرد گفته است غیرت داشته باش و به زن گفته است غیرت نداشته باش. ( و نام و ماهیت آن را حسادت می شمارد). حال این که بگوییم غیرت در مرد فطری است و اما در زن فطری نیست، خیلی قابل اثبات نیست بلکه امری مربوط به تعبد در نظام خانوادگی اسلامی است. وقتی می گوییم تاریخ نشان می دهد که همیشه مردان ، زنان خود را منع می کردند از روابط خارج از قلمرو خود و این عمل در مورد زنان صدق نمی کند، جواب می دهند: این ریشه در قدرت جسمی و خشونت مرد داشته است، و اگر نه این گونه بود، زنان نیز در طول تاریخ مردان را از روابط خارج از حیطه خود منع می کردند!
مثلا مرد و زن هردو می توانند (اولا و بالذات) چند همسر داشته باشند، اما قانون اسلامی می گوید: زن فقط یک شوهر میتواند داشته باشد اما مرد تا چهار همسر میتواند داشته باشد. خب سوال میشود چرا زن نمیتوانند بیش از یک شوهر داشته باشد؟ خیلی از توجیهات غلط و قابل مرتفع کردن است. اگر بگوییم دعوایشان می شود این جواب نیست زیرا انسان متمدن می تواند با قوانین از خشونت جلوگیری کند مثل تقسیم اوقات!. اگر بگویند به غیرت شان برمیخورد میگیم میتوانند حساس نباشند. مثل امروز غرب می توانیم بگوییم اصولا حسی که همسر را از روابط دیگری منع کند، حسادت است و از پایه قبیح است.

اگر گفته شود (که بعضی روایات موید آن هستند) که علت این است که نسب بچه اشتباه می شود و در چندشوهری معلوم نیست این فرزند متعلق به کدام شوهر یا حاصل آمیزش کدام شوهر با این زن است. ، باید گفت امروزه آزمایش ژنتیکی این مشکل را تا حد زیادی حل کرده است. آیا می توان حکم به تعطیلی این قانون الهی داد؟
باید بدانیم که موضوع این قوانین، انسان است و منعطف و قابلیت تغییر خود را دارد. هر کاری و روحیه ای را میتواند به خود بگیرد. انسان ، این قابلیت را دارد که آنچه اراده کند، بتواند با آن سازگاری پیدا کند، همان طوری که می تواند در محیط های خیلی متفاوت و مختلف، با شرایط گاهی عجیب زندگی کند و قوانینی را بپذیرد که گاهی از نظر ما خنده دار است. مصداق آن هم همین فرهنگ های بسیار متفاوت بشری و اختلافات بین فرهنگی است.
می توان فکر را در این حوزه بیشتر جولان داد که اصلا چرا تا چهار همسر. مگر پنج نفر فرقش با چهارنفر چیست؟ نمیدانیم و فقط خدا به ما این حدود را یاد داده است.
چرا ازدواج با خواهر و عمه و خاله و مادر و دختر بد است؟ چه دلیلی داریم؟ دلایل اصلا مطلق نیستند. اگر بگویند نفس و فطرت انسان از این کار تنفر دارد و زشت می داند، جواب داده می‌شود که اولا چون ما تنفر داریم دلیل نمی‌شود همه انسان ها از آن متنفر باشند، ثانیا این بخاطر وضع خاص فرهنگی ماست. و ان لا اگر امر عرفی و مرسومی بود، اصلا برای ما زشت و تنفر آور نبود.
چرا ازدواج با خواهر زن حرام است و جمع بین دو خواهر نمیتوان کرد؟ خواهر زن چه فرقی با زن غریبه می کند که آن حرام است و این حلال. نمیدانیم.
چرا زنا حرام است و فرقش با ازدواج معمولی یا ازدواج موقت چیست؟ هر دو که درظاهر یکی است. اگر بگوئیم ازدواج را دیگران میفهمند جوابش این است که ازدواج پنهانی هم صحیح است. اگر بگوئیم اذن پدر، میگیم با اذن پدر هم میتوان زنا کرد! اگر بگوییم صیغه انشا می شود، اما در ازدواج صیغه انشا نمی شود، گفته می شود گفتن یک جمله، ربط منطقی به اصل عمل ندارد. امروزه در غرب گفته می شود رضایت طرفین ملاک است و در غیر این صورت تجاوز است. این حکم اسلامی است که در صورت گفتن جمله، ازدواج است و در غیر آن زنا. و این دلیل تعبدی است نه منطقی. پس ما درست نمیدانیم.
چرا مرد باید به زن نفقه بدهد و برعکس نیست. اگر بگویند خدمات جنسی میگیرد، جواب این است که زن بیشتر خدمات جنسی میگیرد و فشار جسمی هم به مرد بیشتر می آید! (مطابق نظر پزشکان امروز) زن هم می تواند به راحتی بیرون کار کند و پول در بیاورد و نفقه بدهد‌ (کما اینکه امروز این امر اشتغال را می بینیم). امروزه قوانین در مورد مرخصی زایمان به زنان نیز داده می شود و کاملا این امکان دارد که زن را بعنوان نان آور خانواده قرار دهیم. ضمنا در قوانین اسلامی در مقابل خدماتی که زن ارائه می کند و فقط ابزار آن را هم او دراختیار دارد، مثل شیردادن به بچه، می تواند و حق دارد مطالبه اجرت از شوهر کند. آیا کسی نیست که سوال کند چرا بچه را متعلق به شوهر می دانیم در حالی که زن او را به دنیا آورده است، که بعد هزینه شیر دادن به این بچه را هم از پدر بگیریم و به مادر بدهیم؟! چرا مسئولیت خانواده تا این حد زیاد متوجه مرد باشد؟ آیا منفعتی نصیب مرد می شود یا این فرزندان در آینده به نیروی کار مرد خانواده تبدیل خواهند شد؟! می بینیم که توجیهات اصلا قانع کننده نیست.
همان طور است سوالاتی شبیه : چرا زن حق ندارد بدون اجازه شوهر بیرون از خانه برود حتی مسجد. نمیدانیم. چرا شهادت دو زن اندازه یک مرد محسوب میشود؟ نمیدانیم. چرا مرد باید به زن مهریه دهد و برعکس نباید باشد.

می بینیم که این سوالات همان هایی است که بیشترین پرسش در جامعه از آنها صورت می گیرد، بیشترین درگیری های قانونی، اجتماعی و فرهنگی بر سر آنها رخ می دهد و اتفاقا بیشترین موضوع را برای بسیاری از فیلم ها و محصولات رسانه ای فراهم می کند. اما اشتباه ما آنجاست که ما داریم از امر تعبدی «حدود الله» سوالاتی می کنیم که با منطق ذهنی خود ، آنها را عادلانه نمی دانیم. اما اگر ما «هدایت خداوند» در آن چیزی که ما «به سادگی نمی توانیم بدانیم یا بفهمیم» باور داشته باشیم، این قوانین را کامل می پذیرفتیم و از این همه معضلاتی که خانواده امروزی در جامعه ایجاد می کند ، نجات می یافتیم. و این معضلات تا جایی دارد پیش می رود که برخی اصل خانواده را منکر شده اند و آن را امری اضافی و قدیمی و سنتی و سخت  ودست و پاگیر معرفی می کنند و می گویند باید انسان مدرن خود را از شر قوانین سخت و پیچیده و بی منطق سنتی برهاند و آزاد شود!
طبیعی است وقتی انسان زیر بار قوانین و حدود خدا نرود و خود را صاحب تشریع در این زمینه بداند، به راحتی حتی حکم به حلیت همجنس بازی و… هم می دهد.

درباره admin

همچنین ببینید

ارتباط با بی نهایت

وقتی با خدا حرف میزنیم یعنی داریم با مالک همه چیز صحبت میکنیم. مالک ما …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده + هشت =