ارتباط با بی نهایت

وقتی با خدا حرف میزنیم یعنی داریم با مالک همه چیز صحبت میکنیم. مالک ما ، نفس های ما، عمر ما، جان ما، لذت ها و دردها و مصیبت های ما، دانای حالات ما، احساسات ما، اوست


او میتواند حال ما را خوش کند. لحظات را برای ما لذت بخش کند. روحیه ما را چند برابر کند. ایمان و دانش و حکمت به ما دهد و… 
ما مالک هیچ چیز نیستیم. مالک اموال که هیچ. آن ها را حتی سفر هم که میرویم میگذاریم . اگر بمیریم که کلا دست دیگران میافتند. البته مال آنها هم نیست بلکه دست به دست میشود. زیرا واقعا مالک فقط خداست. مالک جانمان هم نیستیم. مالک چشم و دست و زبان و گوش و موی خود هم نیستیم. ما چون به شدت فانی هستیم هیچ مالکیتی نداریم. مالک عمر خود هم نیستیم چون اگر بودیم کاری میکردیم که تمام نشود. مالک خواب و بیداری هم نیستیم. لذا این که میگویم ارحم من لیس له الدنیا و الاخره.

ما موقتی هستیم و خدا دائمی است. ما از یک تاریخ دنیا می آییم و در یک تاریخ دیگر هم میمیریم. (اصطلاحا تاریخمان منقضی می شود) ما کلا مدت کوتاهی مهمان این دنیا هستیم. اما خدا همیشه قبل  بوده و هست و خواهد بود بعد از مردن ما. خدای ازلی و ابدی
خدای ازلی و ابدی و بی نهایت و نابودنشدنی را هر چه عبادت کنیم تکراری نمی شود. در بینهایت و ارتباط با بینهایت و ازلی و ابدی ، هر چه ارتباط بگیریم کم است، چون همه چیز مال و دست خداست. همه چیز . روزی خود ما  دست اوست. حال ما، خواب ما ، گرسنگی و تشنگی ما، زندگی ما افکار ما، حرکت چشم های ما … همه را بخوبی می داند. لذا ارتباط موجود محدود با موجود نامحدود همیشه جدید و دارای عمق حرکت و سیر الی الله است.
ما اگر در ارتباط با خدا تمرکز کنیم خیلی امیدوار میشویم چون او ابدی و مالک اصلی است. وعده داده به شما چیزهایی میدهم که دیگر پس نمیگیرم. او همه چیز دارد و ما واقعا واقعا هیچ چیز نداریم حتی لباس های تنمان.

این که میگویم ما ضعیف هستیم در برخی دعا ها راست است و اصلا تعارف و خود کوچک بینی نیست. قلب چه کسی میتواند در مقابل چاقو مقاومت کند . چشم چه کسی میتواند در مقابل میخ مقاومت کند. پوست چه کسی و استخوان چه کسی میتواند در مقابل یک اره ساده دوام بیاورد. نه در برابر خدا ضعیف هستیم، بلکه در مقابل یک چاقو این قدر ضعف داریم. خدا عزیز و شکست ناپذیر و نابود نشونده است. ما در حال فنا هستیم.
کانه خداوند به ما یک بدن و یک اختیار داره است گفته است برو به دنیا یک مدت بمان ببینم چه میکنی؟  همان جان و اختیار هم مال اوست. 

لذا در نماز به هرچه غیر از خدا فکر کنیم، درواقع به ملک و دارایی خدا فکر کرده ایم و زشت است در پیشگاه مالک همه چیز، ذهنمان پیش یکی از املاک کوچک و جزیی او باشد. او مالک و صاحب کل شی هست لذا بهترین چیزهایی که به دوستان خوبش داده را ما باید از او درخواست کنیم و سعی کنبم ببشتر به او بپیوندیم.

واقعا شدت فنای ما به حدی زیاد است و به حدی عمر و زندگی و دنیا، ما را دارد به سمت فنا و نابودی می برد که انسان حس میکند که «هرچه انسان به خدای باقی پیوسته باشد، همان قدر باقی است و هر چه دور شده باشد همان قدر فانی است.» و هیچ انسانی بقا را نمی فروشد که فنا بخرد، حتی اگر کافر و بی دین باشد.

درباره admin

همچنین ببینید

داستانهای خاص از زندگانی استاد

مجله طوبی اردیبهشت ۱۳۸۶، شماره ۱۷ سرگذشت هایی ویژه از زندگی استاد مطهری تدریس عاشقانه حجت الاسلام سیدمحمدباقر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × سه =