تفکیک جنسیتی، چالشها و ضرورتها ۱

در این مساله فارغ از نگاه های احساساتی و موضع گیری های جانبدارانه و از سر تعصب یا دفاع از حقوق بشر! و نیز شور و هیجان و موج های اجتماعی و نظرات صرفا متاثر از جمع، دو سوال مطرح است:

۱- آیا جداسازی فیزیکی و تفکیک جنسیتی امری عقلانی است یا خیر؟ اگر بلی چرا و در چه سطوحی باید باشد و اگر خیر چرا؟

۲- آیا دین اسلام قائل به تفکیک زن از مرد نامحرم است؟ برمبنای همان سیستم محرم و نامحرمی که درست کرده است. به چه ترتیب و در چه سطوحی و با چه مکانیسمی؟

ما فعلا به سوال اول در چند قسمت پاسخ می دهیم همراه با اشکالاتی که در آن مطرح می شود.

۱- محیط های فعالیت کاری یا علمی:

مطابق نظریات روانشناسی شخصیت، مرد و زن علاوه بر شخصیتی که خود بصورت انفرادی دارند، شخصیتی دارند در مقابل هم جنسان خود و نیز شخصیت دیگری نیز سعی می کنند در برابر غیرهمجنسان خود به خود بگیرند. این شخصیت را امروزه روانشناسی اثبات کرده است و چیزی غیر از سایر شخصیت هاست. مثلا یک دختر، وقتی در ارتباط با همجنسان خود قرار میگیرد یک نوع رفتار می کند، حرف می زند، عمل می کند و سلوک دارد و وقتی هم در ارتباط با غیرهمجنس قرار می گیرد نوع دیگری رفتار می کند. هر کس وقتی به خود مراجعه کند، می بیند این «شخصیت دربرابر غیرهمجنس» را دارد. حال این شخصیت ها تفاوت هایشان چیست؟

مساله ای وجود دارد به نام «خودگشودگی». به این معنی است که چه مقدار فرد شخصیت راحت و واقعی خود را در یک ارتباط اظهار نماید. وقتی فرد تنهاست، سلوک وی بر اساس حداکثر خودگشودگی است. یعنی کاملا آن طور که راحت است رفتار می کند. وقتی در مقابل همجنسان خود قرار میگیرد، مقداری از نزاکت را رعایت می کند، اما باز در ارتباط خود کاملا راحت است. این به این علت است که او در این ارتباط، باکسانی که احساسات کاملا او را درک می کنند ، مرتبط می شود. اما عمده افراد، وقتی در مقابل غیرهمجنس، خصوصا افرادی که به نوعی «غریبه» و یا «نامحرم» تلقی می شوند، قرار می گیرند، سعی می کنند رفتار خود را بسیار کنترل کنند، نزاکت را خیلی بیشتر رعایت کنند و حتی اگر مستقیم مرتبط نباشند، وقتی در معرض نگاه های فرد غیرهمجنس قرار می گیرند سعی می کنند خیلی خود را کنترل کنند و در رفتارهایشان دقت نمایند. (نمونه این مورد را در تحقیقاتی که در دانشگاه های مختلط صورت گرفته به وضوح می توان دید که افراد، به نوع نگاه همکلاسی غیرهمجنس اهمیت بیشتری قائل می شوند و مقایسه این رفتار با رفتار خوابگاهی که معمولا تک جنسیتی است، تفاوت های معناداری دارد).

قرارگیری در شخصیت تصنعی و کنترل شده برای اکثر افراد، زحماتی دارد که باعث می شود به طور موقت با آن کنار بیایند اما در طولانی مدت، آنها را به شدت اذیت کند. راحت نبودن، خودواقعی نبودن، رفتارها و حرکات و سخنان کنترل شده برای این که غیرهمجنس ناراحت نشود و همه آنچه به حوزه روابط کلامی و غیرکلامی ارتباط زن ومرد مربوط می شود، باعث نوعی عدم تمرکز روی فعالیت اصلی می گردد.

یعنی بر اساس این اهمیت ویژه ای که بسیاری از زنان و مردان، برای نگاه های جنس مخالف خود قائل هستند، و سختی ها و عدم راحتی هایی که قرارگیری در شخصیت نمایشی و تصنعی (بدون خودگشودگی) برای همه افراد دارد، می توان گفت حضور فرد غیرهمجنس در یک محیط که هدف آن «چیزی غیر از خودنمایی یا دیدن رفتارهای غیرهمجنس» است، یکی از مهم ترین عوامل حواس پرتی و عدم تمرکز در اصل کاری است که باید انجام شود. و این مشکل، اهداف یک محیط آموزشی یا کاری با یک هدف خاص را به شدت به چالش می کشد. دانشگاه، محل کار، اعم از اداره، کارگاه، و… با این مشکل جدی در اختلاطشان مواجه هستند.

گاهی اشکال می کنند که: نگاه ها به محیط های مختلف نباید جنسی باشد. کسی که به دانشگاه آمده نباید برایش فرقی کند که در کلاس غیرهمجنس باشد یا نباشد. بلکه باید تمرکز بر امور دانشی بر همه اولویت های ذهنی تفوق داشته باشد. دانشگاه هم در همه جای دنیا از جمله کشور ایران، بر همین نگاه شکل گرفته است که مانند کف خیابان، مهم نباشد که چه کسی می آید و می رود. فقط برداشت هر کس از علم ، باعث تعالی و پیشرفت او گردد و لاغیر. لذا نگاه تفکیک جنسیتی، نگاه ها را به شدت جنسی می کند و پیشفرض کسی که این کار را انجام می دهد نیز بسیار جنسی است لذا این غلط است.

پاسخ این است که: دقیقا بخش اول فرمایش صحیح است. اما کسی که به دانشگاه می آید قبل از اینکه دانشجو باشد «انسان» و سپس جوان است. طبق تحقیقات، انسان جوان، در مقابل همه کنش ها و واکنش های غیرهمجنس خود در همان سنین، نگاه ویژه ای دارد. اگر آزادی علمی در یک محیط دانشگاهی مهم است، این مستلزم این است که افراد در اظهار نظر علمی و سلوک و رفتار، آزاد و راحت باشند و از شر عواملی که ملاحظات حاشیه ای برای فرد درست می کنند در امان باشند. و این حواشی، بخش زیادی از آن بر می گردد به حضور غیرهمجنسان در کلاس و این امر اذعان خود دانشجویانی است که معلوم است به طبیعت خود، سلوک غیرهمجس را دقیقا رصد می کنند و مدنظر دارند و در صحبت ها از آن سخن می گویند. مورد بعدی مراوداتی است که بین این غیرهمجسان ، صورت می گیرد که می تواند بخشی از ذهن فرد طالب علم را درگیر به خود کند و این ها از مواردی است که میان پسرودخترهای جوان زیاد پیش می آید. هر فردی که به دانشگاه های امروزی رفته باشد این مسائل را به خوبی درک می کند. سخن در بدی «جنسی کردن»، در جایی که صحیح است که «تفکیک» را به معنای «منع مراوده بین جنسیتی» تلقی کنیم. اما برعکس این تفکیک، به معنی قرار دادن هر چیزی سر جای خود و در مکان مناسب خود است. «دانشگاه» ، طبعا محل دانش است و محل نگاه های جنسی، به طور خاص بین زن و شوهر و در منزل اتفاق می افتد. از این نظر گاه، دانشگاه محل مناسبی برای پیدا کردن مورد مناسب برای ازدواج هم «نیست». دقیقا به همان دلیلی که اشکال کننده گفته که دانشگاه نباید محل نگاه های جنسی باشد و طبعا ملاک برای ازدواج، امر جنسی و حلال است. قطعا برای یافتن مورد جهت ازدواج، ما نیاز به سازوکارها و ساختارهای دیگری داریم (که در این مقال نمی گنجد.)

اگر اشکال کنند که: حضور دو جنس در یک محل تحصیلی یا کاری و فعالیتی، می تواند موجب ایجاد حس رقابت و تلاش برای پیروزی بر غیرهمجس شود و بخاطر نگاه خاصی که در حوزه «قوی بودن شخصیت» در مقابل غیرهمجنس وجود دارد می تواند پیشرفت تحصیلی و کاری حاصل گردد. یعنی هر کس سعی می کند خود را برتر از طرف مقابل جلوه دهد و این ملازم تلاش بیشتر خواهد شد. لذا این امر مثبتی است.

پاسخ این است: ای کاش که این طور شود. اما به نظر شما آیا افراد معمولا «همجنسان» خود را رقیب خود تلقی می کنند یا «غیرهمجنسان» خود را؟ طبیعی است کسی که می خواهد رقیب کس دیگری باشد، باید از حداقل های مشابهی با رقیب خود بهره مند باشد. اگر ذهن فرد در این است که من باید از او برتر باشم، این حس فرد زمانی اتفاق می افتد که پیش زمینه ذهنی فرد: من هم مثل او هستم یا چیزی از او کمتر ندارم، باشد. اتفاقا به علت تفاوت هایی که دوجنس با هم دارند، بسیار کم در ذهن یکدیگر به عنوان رقیب تلقی می شوند. به همین دلیل هم هست که رقابت های ورزشی در همه جای دنیا عموما مختلط برگزار نمی گردد. چون آن «قوی بودن» بیشتر در حوزه رفتار صحیح و بانزاکت و قابل تحسین برای طرف مقابل است تا رفتار رقابتی و جلوزدن. هر دو طرف سعی می کنند برای جنس مقابل خود، «خودنمایی» و «زیبانمایی» و «بی عیب نمایی» کنند نه این که او را منکوب نمایند. موضوع این رفتارها هم «خود» افراد هستند نه موضوع مورد تمرکز که در دانشگاه مثلا «علم و دانش» باشد. با این نگاه که مطرح شده در اشکال، معشوقه بازی در دانشگاه باید به پیشرفت علم کمک کند زیرا معشوقه ها انگیزه ای برای تحصیل بیشتر می شوند! آیا این نگاه را هیچ کدام از متخصصین علوم در هیچ کجای دنیا قبول دارند؟ مسلم است که خیر، چون موضوع معشوقه بازی، خود افرادند نه علم و این وسط، علم تنها چیزی است که «حذف» خواهد شد و از میان خواهد رفت. در بیان ساده: کسی بخاطر بالابودن علم و دانش شخص دیگر، معشوقه او نخواهد شد و این دو عموما با هم در تناقضی عملی هستند. بلکه زیبایی ها و جذابیت های خاصی ملاک اصلی معشوقه گرایی هستند. عمده کسانی که اهل پیشرفت های علمی در کل دنیا هستند، از این مسائل به دورند (البته این نباید به معنی عدم رفع نیاز طبیعی باشد).

درباره admin

همچنین ببینید

شباهت یا تقسیم کار مرد و زن ۳

یک اشکال:چرا این قدر خود را زحمت بدهیم و همه علوم و فعالیت ها را …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − 2 =