چهار نوع شخصیت از نگاه شهید مرتضی مطهری

۱. افرادى که نه جاذبه دارند و نه دافعه؛ نه کسى آنها را دوست و نه کسى دشمن دارد، نه عشق و علاقه و ارادت [کسى‏] را برمى‏انگیزند و نه عداوت و حسادت و کینه و نفرت کسى را، بى تفاوت در بین مردم راه مى‏روند، مثل این است که یک سنگ در میان مردم راه برود. این، یک موجود ساقط و بى‏اثر است.
۲. مردمى که جاذبه دارند اما دافعه ندارند؛ با همه مى‏جوشند و گرم مى‏گیرند و همه مردم از همه طبقات را مرید خود مى‏کنند؛ در زندگى همه کس آنها را دوست دارد و کسى منکر آنان نیست، وقتى هم که بمیرند مسلمان با زمزمشان مى‏شوید و هندو بدن آنها را مى‏سوزاند. غالباً خیال مى‏کنند که حسن خلق و لطف معاشرت و به اصطلاح امروز «اجتماعى بودن» همین است که انسان همه را با خود دوست کند. اما این براى انسان هدفدار و مسلکى- که فکر و ایده‏اى را در اجتماع تعقیب مى‏کند و درباره منفعت خودش نمى‏اندیشد- میسر نیست. چنین انسانى خواه ناخواه یکرو و قاطع و صریح است مگر آنکه منافق و دورو باشد. اما اگر انسان یکرو باشد و مسلکى، قهراً یک عده‏اى با او دوست مى‏شوند و یک عده‏اى نیز دشمن؛ عده‏اى که با او در یک راهند به سوى او کشیده مى‏شوند و گروهى که در راهى مخالف آن راه مى‏روند او را طرد مى‏کنند و با او مى‏ستیزند.
۳. مردمى که دافعه دارند اما جاذبه ندارند، دشمن سازند اما دوست ساز نیستند. اینها نیز افراد ناقصى هستند، و این دلیل بر این است که فاقد خصایل مثبت انسانى مى‏باشند زیرا اگر از خصایل انسانى بهره‏مند بودند گروهى ولو عده قلیلى طرفدار و علاقه‏مند داشتند، زیرا در میان مردم همواره آدم خوب وجود دارد هر چند عددشان کم باشد.
۴. مردمى که هم جاذبه دارند و هم دافعه. انسانهاى با مسلک که در راه عقیده و مسلک خود فعالیت مى‏کنند، گروههایى را به سوى خود مى‏کشند، در دلهایى به عنوان محبوب و مراد جاى مى‏گیرند و گروههایى را هم از خود دفع مى‏کنند و مى‏رانند؛ هم دوست سازند و هم دشمن ساز؛ هم موافق پرور و هم مخالف پرور. اینها نیز چندگونه‏اند، زیرا گاهى جاذبه و دافعه هر دو قوى است و گاهى هر دو ضعیف و گاهى باتفاوت. افراد باشخصیت آنهایى هستند که جاذبه و دافعه‏شان هر دو قوى باشد، و این بستگى دارد به اینکه پایگاههاى مثبت و پایگاههاى منفى در روح آنها چه اندازه نیرومند باشد. البته قوّت نیز مراتب دارد تا مى‏رسد به جایى که دوستانِ مجذوب، جان را فدا مى‏کنند و در راه او از خود مى‏گذرند و دشمنان هم آنقدر سرسخت مى‏شوند که جان خود را در این راه از کف مى‏دهند.
مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏۱۶ ص: ۲۲۶
انواع شخصیت

درباره admin

همچنین ببینید

شباهت یا تقسیم کار مرد و زن ۳

یک اشکال:چرا این قدر خود را زحمت بدهیم و همه علوم و فعالیت ها را …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − دوازده =