شباهت یا تقسیم کار مرد و زن ۳

یک اشکال:
چرا این قدر خود را زحمت بدهیم و همه علوم و فعالیت ها را بخواهیم رنگ جنسیت به آن بزنیم؟ باید رها کنیم و خود جامعه یک تعادلی را در این زمینه برقرار می‌سازد. مثلا بصورت خودبخودی ما دختران را در رشته علوم تجربی و سپس گرایشات پزشکی بیشتر از ریاضی و فیزیک داریم. یا مثلاً رشته های کاری خشن مثل مهندسی معدن و عمران یا برق قدرت را بیشتر آقایان استقبال می‌کنند. اگر گرایشی تحت عنوان تربیت کودک شکل بگیرد، «طبعا» حضور خانمها در آن زیادتر از آقایان خواهد بود. با این کار، هیچ رشته ای را هم برای هیچ کس محدود نکرده ایم.
پاسخ این است که: البته این اتفاق امروز تا حدی در جامعه ما دارد می‌افتد، اما نگاه غیر مهندسی و «به حال خود رهاشده» در حوزه فعالیت ها و گرایش ها، و واگذاری این امور به فرهنگ انتخابی و غیر مهندسی شده مردم، می‌توانند ضربات سختی را به جامعه وارد کند. این نگاه در دراز مدت به سمت تعادل نمی‌رود، بلکه به سمت «تغییر گرایشات» و در نتیجه خالی شدن عرصه هایی از فعالیت و ایجاد خلا در نیازهای جامعه می‌شود. اگر کسی به رشته ای علاقه مند باشد و فرهنگ، آن را صرفا مردانه یا زنانه تعریف کند و فرد نتواند به خواسته اش برسد، یا گرایش بسیار شدیدی مثلا به حوزه خدمات پزشکی در جامعه شکل گیرد و سایر گرایشات مورد اغفال جدی واقع شود، شان و شئون اغراق آمیز برای برخی رشته ها و کارها تعریف شود، یا اینکه یک سری نگاه ها، باعث شود رشته ای کاملا غیر همسان با نیازهای ذاتی بصورت عمده توسط آقایان یا خانمها اشغال و اشباع گردد، نظم جامعه از نظر تکاملی به هم می‌خورد. جایگاه هر رشته تحصیلی و هر فیلد کاری، آن طور که باید، تعریف نمیشود و نیازهای جامعه بطور کامل پاسخ داده نمیشود. شان و شخصیت و کار افراد هم درست رعایت نمی‌شود.
دغدغه این تفکیک فعالیتی و علمی از مسائلی ناشی می‌شود که در تغییر فرهنگ این کشور در حال رخداد است و انسان را از وضعیت آینده نگران می‌کند.


مثلا امروز در ذهن عمومی جامعه ما یک مفهوم به نام «شان یک زن» وجود دارد که او را از یک سری کارها باز می‌دارد. مثلا این که میبینیم بسیاری از رشته ها از قبیل مکانیک خودرو، کارهای ساختمانی، کارهای تاسیساتی، تراشکاری، جوشکاری، درب و پنجره سازی، باربری، رانندگی تریلی، جمع آوری زباله شهری و… کمتر توسط خانمها و اکثرا توسط آقایان اشغال شده ناشی از در نظر گرفتن این مفهوم است. خب آیا ما باید مثل کشورهای غربی، در همه کارها زنان را وارد کنیم و بگوییم این مفهوم ناشی از نابرابری‌های فرصتی جنسیتی است که برای زنان رعایت نشده و غلط است، (بر این اساس میگویند هیچ کاری عار نیست برای هیچ کس، چه زن و چه مرد) یا بگوییم صحیح است و باید آن را کنترل و تقویت کنیم و سعی نماییم بیشتر آن را رعایت کنیم؟
آیا اموری مثل منشی گری شرکت و پزشک، یا مسئولیت ارتباط مردمی و روابط عمومی یک شرکت تولیدی یا تلفنچی یک اداره، در شأن یک زن مسلمان هست؟ یا خیر.
در حالی که ما میدانیم برخی از این مشاغل را نه بعنوان تخصص یک زن، بلکه فقط بخاطر ظاهر زیبای یک زن جوان برای جلب و جذب مشتری بیشتر از این جنس استفاده میکنند و امروز بعنوان امری رایج جا افتاده است.
مثلا آیا ما باید نقش نگهداری کودک را از مادر بگیریم به موسسات و نهاد های بیرون از خانواده بدهیم. و همچنین شغل طبخ غذا در منزل را به رستورانهای بیرون بر بسپاریم بعلت سهولت زنان در انجام مشاغل بیرون از خانواده… یا اینکه این قضیه را مدیریت و کنترل کنیم و به مقتضای نیاز جامعه، تسهیلاتی برای این امر فراهم آوریم؟
دقیقا اگر نگاه ما به «شأن مرد» و «شأن زن» ، تساوی و مشابهت باشد، مانند همان نگاهی که در غرب وجود دارد، دقیقا باید زنان را وارد در «همه» کارهایی کنیم که معمولا مردان انجام میدهند و بالعکس. اما اگر ما تساوی «شأن انسانی» ولی عدم تشابه «شأن جنسیتی» را معتقد باشیم، در این حوزه ورود مدیریتی میکنیم و نقش های علمی و کاری جنسیتی را «برای حفظ شئون افراد» انجام میدهیم.
»

درباره admin

همچنین ببینید

بحث پیرامون مکتبی بودن (ضرورت «دین داشتن») ۱

ضرورت بحث در این موضوع چیست؟ این سوالات ذهنی است: چیست این سقف بلند ساده …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − 3 =